X
تبلیغات
سه شنبه ها
 

  ﺩست ﻣﯿﮑﺸم ﺍﺯ ﺧﯿــﺎﻝ ﺁﺩﻣﻬﺎیی ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺷــﺎﻥ ﺍﺯﺧﯿــﺎﻟﺸﺎﻥ ﻭﺍﻫﯽ ﺗـﺮﻧﺪ

                                                

وقتی که شنیدم زینب پیزارو سه شنبه ها را تعطــیل کـــرده تصمـــیمشو

تحسین کردم ،چرایش بماند اما به نظرم کار خوبی کرده! امیدوارم پیزاروی

عزیز انرژی اش را جایی از زندگی اش هزینه کند که اذیت نشود و انـشالا

که موفق و سلامت باشد همیشه!

راستش چند هفته بعد از رفتنم از آنجا که آدم نو گرایی هستم و همـیشه

دوس داشتم اولین باشم و دیگران از رودستم بنویسند و از آنجاکه بعضـی

آدم ها، چیزها و اتفاقات زود برایم تکراری مــی شوند همـــچو کـاری (وب

ماهانی) دیگر برایم از مد افتاد و قطعا اگه قرار بر مانـــدن بود به شـیوه ای

نو،جذاب و پرطرفدار جور دیگه ای بچه ها را دور هـــم جمـــع می کـردم و

قطعا موفق هم می شدم کما اینکه همه تون دیــــدین که بعد از تعـطیلی

ماهان هر بار خواستم این کار را کردم، از جمــله جــــمع کردن بچـه ها در

هفته نامه ی خبرنگار توسط شخص خودم و همـــاهنگی آقــای آشـتیانی،

جمع کردن همه در سرختر از همیشه ی تایماز، و یکسال و دو ماه جـولان

دادن با سه شنبه ها با حضور بسیاری از دوستان... و اگر باز هم بـخـواهم

می توانم امابه احترام آن چه تو دلمه دیگه نخواستم باشم و دیگه نخـواهم

بود و قطعا آدم خواسته ی دلش را به هرکس و هر چیزی ترجیح می دهد!

تو هفت سال ارتباطم با ماهانیا بعضیا ناراحتم کردن و بعضیا را هم ناراحـت

کردم که انصافا و مرد مردونه تا ناراحت و أذیتم نـــکردن کســی را اذیــــت

نکردم... اتفاقاتی که مى افتاد و هزاران هزار ناگفته ی تکان دهنده شـــاید

از حافظه ی ضعیف دروغگوها پاک شود اما تا أبد در حافظه ی من مانـدگار

است ولی...

به هرحال هرچه بود گذشت اما خاطره های تلــــخ و شیرین آن مانــــدند،

خاطره هایی که آشنایی با نیلــــوفر نجف آبادی،نازیـلا نجف آبادی، خدیجه

مداحی،ساحره عباســـی،فاطمه فــــضل الهی، زینب پیزارو، الکس سرخ،

مینا رضایی، ملیکا امپراطور ســــرخ،محبـــوبه بخشیان،مینو فرجی، سجاد

عقیلی، احلام عابدزاده، فرشته نجف آبادی، افسون احمــــدی، جواد کاکا،

مرضیه رستمی، سحر مؤثقی،شکلات فلفلی، زیـــــور شیبانی، اســـماء

وحدانى، اسماء دهقان، هاجر نادری، ماریا اولیایی، احمد سلیمانی، نیـما

نجف آبادی، امیر مشیرى، مژگان یوسفی، طه زاهدى، فاطمه مــــرزوقیان،

صدیقه از اهواز، شهلا حامی مبعلی، لیلی حسینى،سارا حســینی، آرزو

جلیلی، زهره خادمی، فائزه سلامی، گیتا از خرم آباد،الهام رشنو،صــدیقه

از شیاطین سرخ، زهرا ستاره سرخ،صدیقه رضــاپور، شنل قرمزی، سامان

صادقی،ناهید از کلبه مشکی، لیلا رضایی، شادى زارع، احمدرضا اسدیان،

مهناز صفایی، ناهید دریانی، زینب سیفی، ناهید قلی زاده، مریـم علیزاده،

ملیحه بیاتیان، احترام گرجی، مرضیه بیات، زینت دیزآبادى، افسانه میـناوند،

فاطمه ابراهــیمی، محســـن محمودی،رضـــا نوروزی، سمـــیه شعـبانی،

معصومه صادقی، زانیار دلیرى(در سرخـــتر از همیشه)، نســرین برزگر(در

سرختر از همیشه)، سارا شمالی (در سرختر از همیشه) منیژه رحمانی،

مریم قدرتی(در سرختر از همیشه)،هومـــن عقیلی، ســـعید تنها، فاطمه

تبسمی، مینو اسدی،مریم جودی (در سرختر از همیشه)، پریناز پورمحمد،

فائزه سلامی، مریم سرخترین دختر مشــرقی، مریم پرســـپولیسی اصل

اندیمشکی، فریبا غفارزاده، سحر عظیم پور، آمنه جعفری، خدیجه عبادی،

لیلا ازماکو(در سرختر از همیشه)،مریم ذولفقاری،دهاتی تنها، مریم زمانی،

زورو از گنبد،سمیه دماوندی، بهاره بابــــــایی، زهرا رازگل سرخ، کتایون از

لنگرود، سپیده بابایی، نگار از حصارک تنهایی، هدیه از ســـــرزمین بهاری،

رضا استقلالی، حسین و هاجر آبی اناری، اریکا نکونام،لـــیلا آبی دل،آذین

از گچساران، م.مــــــــرداب، زهـــرا شبانی،رضوانه اکبری، لیلی منصورى،

معصومه رحیمی، سیــــــمین رحیمی،سونـــــــیا رحیمی و ســـــــارا ی

دوس داشتنی ام، همچنین دیدن دوستان گلم از نزدیک، موفقـــــــیت ها، 

ازدواج ها، مادرشدن ها، پدرشدن ها،روزهای قشنگ سرختر ازهمیشه و

سه شنبه ها از شیرین ترین هایشان بودند و مرگ نیــــلوفر و نازیـــــلای

همیشه ماندگار، شنیدن خبر عزادار شدن خانواده هــــــــاى مرضیه بیات،

افسون احمـــــدی، محبوبه بخشیان، زورو از گنبد از تلخ ترین هایشان بود

همانطور که غم بزرگ زینت دیــــزآبادى عزیز در سوگ از دسـت دادن پدر

گرامی شان بسیار ناراحـــــــــتم کرد که جا دارد به خانواده ی دیزآبادی به

نوبه ی خودم تسلیت بگویم و آرزوی اینکه این غم،غم آخرشان باشــــد را

داشته باشم و...

قیصر سروده بود:

ﮔﺮ ﭼﻪ ﭼﻮﻥ ﻣﻮﺝ ﻣﺮﺍ ﺷﻮﻕ ﺯﺧﻮﺩ ﺭﺳﺘﻦ ﺑﻮﺩ

ﻣﻮﺝ ﻣﻮﺝ ﺩﻝﻣﻦ ﺗﺸﻨﻪ ﭘﯿﻮﺳﺘﻦ ﺑﻮﺩ

ﯾﮏ ﺩﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ

ﺑﺲ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺻﺪ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺁﺑﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺍﻣﺎ

ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻗﻮﻑ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ

ﮐﺎﺵ ﺍﺯ ﺭﻭﺯ ﺍﺯﻝ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ

ﮐﻪ ﻫﺒﻮﻁ ﺍﺑﺪﻡ ﺍﺯ ﭘﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ

ﭼﺸﻢ ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﮔﺬﺷﺖ

ﻫﻤﻪ ﻃﻮﻝ ﺳﻔﺮ ﯾﮏ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﺑﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ

......... خداحافظ

 

 

اگرچه نزدشما تشنه ى سخن بودم/

كسي كه حرف دلش را نگفت،من بودم/

دلم براي خودم تنگ مىشود،آري/

هميشه بى خبر از حال خويشتن بودم/

نشد جواب بگيرم سلام هايم را/

هر آنچه شيفته تر از پي شدن بودم/

چگونه شرح دهم عمق خستگى هايم/

اشاره اي كنم، انگار كوهكن بودم. 

"بنام خالق گل سرخ"سلام بر همراهان هميشگي سه شنبه ها..

بچه ها اين آخرين شماره و مقدمه وب "سه شنبه ها" است!

وب دوست داشتني ايى كه خرداد91 راه اندازي شد، و با خاطرات تلخ و

شيرينى براي همه ما همراه بود و امروز در تولد يكسالگيش،براي

هميشه تعطيل خواهد شد، اما ناراحت نباشيد! درصورت استقبال

دوستان تصميم گرفتم وب جديد با آدرس جديد راه اندازي كنم تا همه

دوستان بتونن حضور داشته باشند. درصورت راه اندازي وب جديد،

اطلاعات تكميلي ازطريق همراه خودم، به اطلاعتون خواهد رسيد..

اما درباره سه شنبه ها باید بگویم که وقتی سایت را از آقای زارعی

تحویل گرفتم گفت که من سایت را به اعتبار دوستی و اعتماد چند

ساله بهت واگذار میکنم و ادامه ی کار را به خواست خودم بهم واگذار

کرد و گفت که هروقت دوس داشتی آپ کن و هروقتم لازم دیدی تعطیل

کن چون دیگه به وب برنمیگردم و پس از آن دیگه رفت و امروز که در

اولین تولد سه شنبه ها تصمیم گرفتم سه شنبه ها را برای آخرین بار

آپ کنم خیلی دوس داشتم امین باشد تا امانتی اش را بهش پس بدم

و شاید یادداشت یا مصاحبه ای به این مناسبت وبه پاس آن همه زحمت

ازش در آخرین شماره داشته باشم اما حیف که نبود و من ناچارا بدون

اطلاع او تعطیلی سه شنبه ها را برای همیشه اعلام میکنم و اگر

دوست یا آشنایی در فضای مجازی و فیسبوک با امین رابطه دارد

میخواهم این قضیه را به او اطلاع داده ...مواظب خودتون و خوبيهاتون

باشيد..تا سلامي ديگر بدرود...

ياعلي"زينب شكيبامقدم(پيزارو)"

 

 

  در آخرین دقایق آپدیت امروز از طرف یکی از دوستان

امین زارعی در فیسبوک به ما اطلاع رسید که امین

ضمن استقبال از تعطیلی همیشگی سه شنبه ها 

اعلام کرده که سه شنبه هفته آینده یک پایان نامه ی 

          ویژه  بر سه شنبه ها خواهد نوشت

 

صدای هوادار

ﺍﺳﻤﺎ ﻭﺣﺪﺍﻧﯽ:ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﮔﻠﻢ ﯾﮑﺴﺎﻟﻪ ﺷﺪﻥ ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ

ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺟﺎﯼ ﺍﻣﯿﻦ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺯﺣﻤﺖ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ

ﻭﺑﻼﮒ ﮐﺸﯿﺪ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﻭﺍﺳﺶ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭ

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﺎﺯﯼ ﻭ ﻧﯿﻠﻮ ﻫﻢ ﺭﻭﺣﺸﻮﻥ ﺷﺎﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ

ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﯾﺰﺍﺩ ﺑﻪ ﺯﯾﻨﺐ )ﺯﯾﻨﻮ ﺟﻮﻧﻢ( ﺑﺎﺑﺖ

ﺁﭖ ﻫﺎﯼ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﺵ.ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻫﻔﺘﻪ ﻗﺒﻞ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﻤﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﺩ

ﻋﺎ کردم

ﻣﺤﻤﺪ ﻫﻮﻣﻦ ﻋﻘﻴﻠﻲ: ﺗﺒﺮﻳﻚ ﻣﻲ ﮔﻢ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ، ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﻴﻦ

ﺳﺎﺣﺮﻩ ﻋﺒﺎﺳﯽ: ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺯﯾﻨﺐ ﺟﻮﻧﻢ،ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺎﻣﺮﺍﻣﻢ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎﯾﺮﻥ

ﻣﻮﻧﯿﺦ ﺭﻭ ﺑﻬﺖ ﻫﻮﺍﺭﺗﺎ ﻣﯿﺘﺒﺮﯾﮑﻢ! ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺗﻮ،ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻣﻨﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺭﺍﺣﻠﻪ

ﻋﺰﺕ ﺟﻠﯿﻞ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ،ﻓﻮﺕ ﭘﺪﺭ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﺖ ﺭﻭ ﺑﻬﺖ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﻣﯿﮕﻢ ﻏﻢ ﺧﯿﻠﯽ

ﺳﻨﮕﯿﻨﯿﻪ ﺍﯾﺸﺎﻻ ﻏﻢ ﺁﺧﺮﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﯾﺸﺎﻻ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻏﻢ ﻧﺒﯿﻨﯽ ﻋﺰﯾﺰﺩﻟﻢ

ﻣﻠﯿﮑﺎ ﺟﻮﻥ،ﻣﺎﺩﺭﺷﺪﻧﺖ ﻫﺰﺍﺭﺑﺎﺭ ﻣﺒﺎﺭﮎ )ﺁﺧﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﭽﻪ ﺍﻡ(

ﺍﺳﻤﺎ ﻭﺣﺪﺍﻧﯽ:ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﺯﯾﻼ ﻭ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﻋﺰﯾﺰﻣﺎﻥ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻓﻬﻤﯿﺪ

ﺩﺭ ﺩﻝ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺎ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺑﻐﺾ ﺁﻟﻮﺩ ﺑﺮ ﺩﯾﺎﺭ ﺍﯾﻦ

ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺷﮏ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﺍﻱ ﻛﺎﺵ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺟﺎﯼ

ﺩﺍﺩﻩ ، ﮐﺎﺵ ﺍﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﮑﻨﺪ ﻭ ﻗﺪﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﺁﻩ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ

ﺩﻭﺭﯾﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﯾﺶ ﺭﻳﺶ ﮐﺮﺩﻩ ، ﻭﺍﯼ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ، ﺑﻪ

ﺧﺪﺍ ﺍﮔﺮ ﺑﻮﺩﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﻝ ﻧﺎﺯﮐﺖ ﺗﺤﻤﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮑﻬﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ .

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﭙﺮﺳﻢ ﺁﻥ ﺩﻝ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﻗﺴﻤﺖ

ﺧﻮﺩ ﺟﺎﯼ ﺩﺍﺩﻩ ﺗﺎ ﺧﺎﮐﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﺮ ﺩﻝ ﺩﺍﻍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ

ﻣﺮﻫﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮ ﺩﺍﻍ ﺁﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﭙﺮﺳﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻥ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ

ﺭﻭﺷﻦ ﻭ ﺑﺮﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻃﺎﻗﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﺁﻥ ﻟﺒﺎﻥ

ﭘﺮﺣﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﺒﯿﻨﺪ.ﺁﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﻟﺒﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺱ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮﯾﻦ

ﺳﺨﻨﻬﺎ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﻗﻠﺐ ﺑﺰﺭﮔﺶ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﭼﻮﻥ ﻣﺄﻭﺍﯼ ﻭﺍﻻﺗﺮﯾﻦ

ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﺎ ﺑﻮﺩﻩ

ﺍﺳﻤﺎ ﻭﺣﺪﺍﻧﯽ: ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﯼ ﻗﺒﻠﯽ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﻡ ﺭﺳﯿﺪﻡ

ﺑﻪ ﺍﺱ ﻧﺎﺯﯾﻼ ﮐﻪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺗﻮﻫﻤﭽﯿﻦ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ

ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﻨﺠﻢ ﺧﺮﺩﺍﺩ ﻧﻮﺩ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺸﺖ ﻭﻧﯿﻢ ﺷﺐ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ

ﻗﺮﺑﻮﻧﺖ ﺑﺮﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻣﺖ.ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺍﯾﻦ

ﺍﺳﺸﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﻏﻢ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻣﺶ ...

ﺳﺎﺣﺮﻩ ﻋﺒﺎﺳﯽ: ﺍﻭﻝ ﺍﻭﻝ ﺍﻭﻝ ﺗﻮﻟﺪ ﻋﻘﺎﺏ ﺁﺳﯿﺎ ﺭﻭ ﺍﺣﻤﺪ ﻋﺎﺑﺪﺯﺍﺩﻩ ﺭﻭ،ﺑﻪ

ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﺮﻭﺑﭻ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺘﺒﺮﯾﮑﻢ،ﺍﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺩﺭﺩ ﻭﺑﻼﺵ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﺗﻮ

ﺳﺮﺑﺪﺧﻮﺍﻫﺎﺵ،ﻭﺍﯼ ﮐﻪ ﭼﻘﺪ ﭘﺴﺮﺵ ﺍﻣﯿﺮ ﺷﺒﯿﻪ ﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﯾﻪ ﺳﯿﺒﯽ

ﺑﺎﺷﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻧﺼﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻦ !!!! ﻓﮏ ﮐﻦ ﺍﺳﻤﺎ ﺟﻮﻭﻭﻭﻭﻧﻢ ﺩﻭﺳﺖ

ﺑﺎﺣﺎﻟﻢ،ﺻﺪﺳﮑﺎﻧﺴﺖ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺩﺕ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﮐﻼ ﻫﻤﻪ ﺷﻮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻢ

ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻣﻮﺭﺩ 18 ﻭ101 ،ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﻣﻨﻮ ﺑﺮﺩ ﺗﻮ ﯾﻪ ﻓﺎﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺎﮎ

ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺍﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﺭﻓﺖ ........... ﻓﮏ ﮐﻦ!!!!!!!

ﻣﺮﯾﻢ ﺩﺭﻭﯾﺸﯽ ﻭ ﻣﻌﺼﻮﻣﻪ ﺻﺎﺩﻗﯽ: ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻗﻠﺒﻤﺎﻥ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ

ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺣﻀﻮﺭ ﺳﺮﺥ ﺗﻮﺳﺖ ﻭﺑﺪﺍﻥ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻣﺎ ﻭﺗﻮ ﻧﺎﮔﺴﺴﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﺭﻧﮓ

ﺳﺮﺥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﺖ ﺭﺍﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭﺍﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭﺑﺪﺍﻥ ﻋﻬﺪﯼ ﮎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﺗﺎ

ﺍﺑﺪ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺷﮑﺴﺖ. ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺳﺮﻭﺭﺍﺳﺘﻘﻼﻝ.

ﻣﺮﯾﻢ ﺩﺭﻭﯾﺸﯽ: ﺍﯾﺸﺎﻻ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﺎ ﻋﻠﯽ ﺩﺍﯾﯽ ﺏ ﺍﻭ ﺝ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺳﻪ. ﺯ

ﯾﻨﺐ ﺟﺎﻥ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎﺩﻭ ﺳﺖ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻌﺼﻮﻣﻪ ﺻﺎﺩﻗﯽ ﻭ ﺍﮐﺮﻡ ﻃﺎﻟﺒﯽ ﻫﻢ

ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ.

ﻣﺮﯾﻢ ﺩﺭﻭﯾﺸﯽ: ﯾﺎﻣﻬﺪﯼ ﺁﻥ ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﺟﻤﻌﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﮎ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ؟

ﻭﺑﺮﭼﺸﻤﺎﻧﻤﺎﻥ ﻧﻮﺭﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯽ؟ ﻣﻬﺪﯼ ﺟﺎﻥ ﺟﻤﻌﻪ ﺭﺍﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺟﻤﻌﻪ ﺍﯼ ﺳﺒﺰ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺏ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ.

ﻣﺮﯾﻢ ﺩﺭﻭﯾﺸﯽ ﻭ ﻣﻌﺼﻮﻣﻪ ﺻﺎﺩﻗﯽ: ﺳﺮﺧﺘﺮﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ﻋﺎﻟﻞ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ

ﻣﺤﺒﻮﺏ. ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻭﺗﺎ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﻔﺲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ.ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺳﺮﻭﺭ

ﺍﺳﺘﻘﻼﻟﻪ.

ﻣﺮﯾﻢ ﺩﺭﻭﯾﺸﯽ:ﺯﯾﻨﺐ ﺟﺎﻥ 5 ﺗﺎ ﭘﯿﺎﻡ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺏ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺍﻭﻥ ﮎ ﺏ

ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺭﻭﺯ ﭘﺪﺭ ﻭﻭﻻﺩﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﭘﺲ ﮐﺠﺎﻥ !!!!!؟؟ ﻓﻘﻂ ﺩﻭ

ﺗﺎﺷﻮﻥ ﺑﻮﺩ .!! ﺍﺳﻤﺎ ﺀ ﺩﻫﻘﺎﻥ ﺻﺪ ﺳﮑﺎﻧﺴﺖ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ. ﺭﺍﺣﻠﻪ ﻋﺰﺕ

ﺟﻠﯿﻞ ﻓﻮﺕ ﭘﺪﺭﺕ ﺭﻭﺗﺴﻠﯿﺖ ﻣﯿﮕﻢ . ﭘﺲ ﺑﻘﯿﻪ ﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﻫﺎﻧﯽ ﮐﺠﺎﻥ !!

ﻣﺤﺒــﻮﺑـــﻪ ﺑﺨـﺸــﻴــــﺎﻥ :ﺣﺴﻮﺩﻧﻴﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﻋﺸﻖ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﻬﺶ

ﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻛﻲ ﻣﻴﺮﻱ ﺧﻮﻧﻪ، ﻳﻪ ﻛﻢ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ!!

ﻧﻔـﻴـﺴــﻪ ﺟﻮﻭﻭﻭﻥ ﺧﻮﺍﻫﺮﺯﺍﺩﻩ ﺧﺎﻟﻪ ﺟﻮﻧــﺸــ:- ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﺰﻳﺰﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩ

ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺷﺪﻥ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻗﺪﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻧﻦ. ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﺎﻣﺰﺩﻱ

ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﻴﺮﻳﻨﻴﻪ ....-

ﺗﻮﻫﻤﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻋﻤﻠﯽ ﻧﺸﺪ: ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯿﺨﻮﻧﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻘﯿﺸﻮ . . . ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ

!-ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻢ ﺩﺭﺩ

ﺷﻜﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯﻣﺎﺳﺖ !!!!ﺑﺪﺑﺨﺘﺎ ﻫﺮﺟﺎ

ﮕﺎﻩ ﻛﻨﻦ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻃﺮﻓﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ

 (:- ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺟﺪﯾﺪ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ :

ﻣﺸﺘﺮﮎ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺑﺨﺪﺍ ﺍﮔﺮ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﺭﻓﺘﯽ ﺭﺍﯾﺘﻞ ﺧﺮﯾﺪﯼ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﮐﺎﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ،

ﻳﻚ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭﻝ ﺑﻬﻢ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ،ﺗﺤﻤﻠﺸﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ !-

ﯾﻪ ﭘﺸﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﭘﯿﺸﻢ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺍﺯ ﭘﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺸﮑﺴﻮﺕِ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻧﻪ ﺑﻬﺶ

ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﺰﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺎﺭﻩ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﮑﺸﻤﺶ؟-

ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ ﻣﺮﮒ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﻣﯿﮕﻢ !!

ﻧﻔـﻴـﺴــﻪ ﺟﻮﻭﻭﻭﻥ ﺧﻮﺍﻫﺮﺯﺍﺩﻩ ﺧﺎﻟﻪ ﺟﻮنش:ﺑﻪ ﺑﻪ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻢ ﻙ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ

ﺩﻭﺭﻫﻢ ﺟﻤﻌﻦ ﻭ ﻓﻘﻂ ﻣﻨﻮ ﺍﻳﻦ ﻭﺳﻂ ﻛﻢ ﺩﺍﺷﺘﻴﻦ .... ﺧﺐ ﺍﻭﻣﺪﻡ .

ﺩﻳﮕﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺷﻴﻦ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﺳﻼﻡ !!

ﺁﻣﻨﻪ ﺟﻌﻔﺮﯼ:ﺳﻼﻡ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ...ﺧﻮﺑﯿﺪ؟؟؟ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﺘﻮﻥ ﯾﻪ ﺫﺭﻩ ﺷﺪﻩ

ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺯﯾﻨﺐ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﺠﺪﺩﺍ ﺩﺭﻭ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ.ﺳﻼﻡ ﺑﻪ

ﺳﺎﺣﺮﻩ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺑﻪ ﺭﺿﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻠﯿﮑﺎ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﺎ ﻭ ﻣﺮﯾﻤﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﺟﺎﯼ

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻊ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺑﺎﺯ ﺑﺸﯿﻢ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﯼ

ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﺑﯽ ﺭﯾﺎ! ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ ﮐﺪﻭﺭﺗﯽ ﮐﺎﺵ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﻥ .ﺍﺯ ﺍﺳﻤﺎ

ﺗﻨﮓ ﺑﯽ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺑﺎﺑﺖ ﺳﮑﺎﻧﺲ ﻫﺎﺵ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﻦ

ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭﻭﻧﺶ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺷﯿﻄﻮﻧﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻇﺎﻫﺮﺵ

ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﻤﻪ!!!ﺑﺮﺍﺵ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ.ﺳﺎﻟﺮﻭﺯ

ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﻭﺏ ﻫﻢ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻣﯿﮕﻢ ﺩﻭﺳﺘﺘﻮﻥ ﺩﺍﺭﻡ ...

ﺯﯾﻨﺐ22 ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﺑﯽ:ﺯﯾﻨﺒﯽ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﺎ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ

ﻭﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺘﺒﺮﯾﮑﻢ ﮔﻠﻢ . ﺍﯾﺸﺎﻟﻠﻪ ﻣﻮﻓﻖ

ﺑﺎﺷﯽ ...ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﮐﺒﯿﺮﻡ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﺯﻧﺪﺗﻪ .. ﺑﺎ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻧﺖ

ﺗﻮ ﻟﯿﮓ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﺩﻧﺖ ﺑﺎﻟﯿﺪ ... 

ابي حامي آبي از خرم آباد:1. ساحره خانم ممنون از لطفتون، كلا ما آبيا

ميدونيم خيلي باحاليم! شما قرمزا باور نميكرديد.2.هرچند من طرفدار

چلسي هستم اما قهرمانى بايرن رو به آبجي زينبم تبريك ميگم،

فقط آبجي ميشه ديگه خوشحاليت رو با جيغ بنفش نشون ندي!

نصفه شبي مراعات حال افراد خانواده رو بكني بد نيست!

زينب پيزارو، فرشته و مريم نجف آبادي:براي نيلوفر و نازيلا:

غروب بود و تو در آستانه رفتن/كه بسته شد چمدان تو اي مسافر من/

ستاره ها كه رسيدند ايستگاه چهاردهم/مكان بدرقه ات بود و گريه سر

دادن/و وقت رفتنت ازشهر گريه مىكردند/تمام رهگذران و پرنده ها بامن/

چرا به ياد گذشته در آخرين ديدار/لباس صورتي ات را نكرده اي برتن؟!/

دلم ستاره خاموش شهر خاطره هاست/كنون كه بي تو ندارم ستاره اي

روشن/برايم ازغم عشقت به يادگار ماند/هزار خاطره با يك غزل

دوپيراهن/دقيقه ها چه عجولند تا زمان باقى است/به من مجال

خداحافظي بده لطفا!

زينب پيزارو و ليلي حسينى:براي نازيلا و نيلوفر عزيزمان:و مرگ سرزده

آمد شبي شما را برد/شما كه رفتنتان روح غنچه را پژمرد/و وقت

هجرتتان جاده ناگهان پيچيد/به سمت حادثه در لحظه هاي از برخورد/

پس ازشما به هزاران بهار مىگويد/گلي كه در شب برفي يك زمستان

مرد/قرار ما و شما اين نبود پس آيا/چه شد كه سرزده رفتيد و واژه ها

افسرد/به روى صحنه دريا دوشمع روشن شد/كه نور شعله آنها ستاره

را آزرد/زمان گريه من بود و باد مى آمد/و روى ميز شما دفتري ورق

مىخورد...

تنگ بي ماهى:بازم خدا قسمت کرد ومن اعتکاف رفتم.جاتون خالي.

خداقسمت همه کنه. واسه همه دعاکردم. سودابه از كرج:پشت

هرکوه بلند/سبزه زاریست پر از یاد خدا/ودر آن باغ کسی میخواند/که

خداهست,دگر غصه چرا؟

زينب وزهرا پرسپوليسي، تقي محمد وپروانه

ايرانپرست استقلالي: تقديم به پدر ومادر عزيزمان: پدر ومادر عزيزترينم

كوه غمت رابه ما بده تا با يك نگاه تمام زيباييهاي دنيا را تقديمتان كنيم.

پدر مادر دوستتان داريم.

پيزارو يكه تاز بايرن مونيخي از باواريا:اول بزن دست قشنگه رو به افتخار

"بايرن مونيخم"بعد هم اميدوارم شما هم مثل من از فينال ليگ قهرمانان

لذت برده باشيد، يك فينال جذاب و تمامأ آلمانى كه درنهايت با قهرمانى

بايرن مونيخ همراه شد.اين قهرمانى تقديم به همه طرفداران باحال

بايرن.همچنين اميدوارم بايرن درهفته آينده،در فينال جام حذفي آلمان،

با برد مقابل اشتوتگارت، 3گانه ي قهرمانى هاي خود را كامل كند.

"سرور كل تيمها" "بايرن مونيخ بي همتا".

مهدي پورريحان وزينب ايرانپرست حامي حجاب:بهترين ها هميشه مي

مانند شايد روبرويت نباشند اما دردل ماندگارند.

 

"بايرن مونيخ فاتح ليگ قهرمانان اروپا"

بايرن مونيخ در فينال تمامأ آلمانى ليگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه ومبلي

لندن، توانست با پيروزي 2به1 درمقابل تيم دورتموند، سرانجام پس از

ناكامي در فينال 2010مقابل اينترميلان و 2012برابر چلسي، پس از

قهرمانى سال 2001 يكبار ديگر پس از 12سال ناكامي، جام قهرمانى را

از آن خود كند.در اين فينال جذاب و ديدنى بين دوتيم آلمانى، هردوتيم

نمايش فوق العاده اي داشتند،اما در نهايت اين تيم بايرن مونيخ بود كه

موفق شد با گل ديرهنگام،ستاره هلندي خود، آرين روبن، جام قهرمانى

 را بالاي سر ببرد.

"زينب شكيبامقدم(پيزارو)

 

"ازدواج دو مجري صدا و سيما"

فرزاد حسنى و آزاده نامداري به تازگي با هم پيمان ازدواج بستند. آنها به

كنسرت فرزاد فرزين رفته بودند و درشب كنسرت به حاضرين اعلام شد كه

 اين دو مجري محبوب، ازدواج كرده اند، كه عكاسان نيز فرصت را غنيمت

شمردند و ازآنها عكس گرفتند. ما هم ازدواج آقا فرزاد و آزاده خانم را به

آنها تبريك مىگوييم و برايشان آرزوى خوشبختي مىكنيم.

"حاضر جوابى ها"

1.روزي در يك ميهمانى،مرد خيلي چاقي سراغ برنارد شاو كه بسيار

لاغر بود رفت و گفت:آقاي شاو! وقتي من شما را مىبينم فكرمىكنم در

اروپا قحطي افتاده است، برنارد شاو سريع جواب مىدهد،بله من هم

هروقت شمارا مىبينم، فكرميكنم عامل اين قحطي شما هستيد!

2.روزي نويسنده جوانى از جرج برنارد شاو پرسيد:شما براي چي

مىنويسيد؟ برنارد شاو جواب داد:براي يك لقمه نان، نويسنده جوان

برآشفت كه:متاسفم برخلاف شما من براي فرهنگ مىنويسم.برناز

شاو گفت:عيبي نداره پسرم! هركدام ازما براي چيزي مىنويسيم كه نداريم!

3.يه روز چرچيل در مجلس عوام سخرانى داشت: يه تاكسي

مىگيره وقتي به محل ميرسن،به راننده ميگه،اينجا منتظر من باش تا

برگردم. راننده ميگه،نميشه، چون مىخوام برم خونه و سخرانى چرچيل

رو گوش كنم. چرچيل ازاين حرف خوشش مياد و به راننده 10پوند ميده،

راننده ميگه:گور باباي چرچيل،هروقت خواستي برگرد!

4.ميگن يه روز چرچيل داشته از يه كوچه باريكي كه فقط امكان عبور

يه نفر رو داشته رد ميشده كه از روبرو يكي از رقباي سياسى زخم

خورده اش ميرسه،بعد ازاينكه كمي تو چشم هم نگاه مىكنند،رقيب

ميگه،من هيچوقت خودم رو كج نميكنم تا يه آدم احمق ازكنارمن عبور

كنه، چرچيل درحالي كه خودش را كج ميكرده ميگه:ولي من اين كارو

ميكنم!

 

"طنز هفته"

1.شما اگه دقت كنى، همين كلمه قرقروت و يا گوجه سبز يا حتي

لواشك ترش و در بعضي مواقع هم آب زرشك آلبالو خودش..ادامه جمله

رو ول كن،آب دهنتو قورت بده!

2.ديروز تو خيابون خواستم دوستم رو صدا كنم به شوخي صداش

كردم:دكتر. همه برگشتن نگاه كردن، اون موقع فهميدم كه 80درصد

مردم اين كشور اگه چيزي تو اعتماد به نفس ازمن حقير زيادتر نداشته

باشن،چيزي كمتر هم ندارند!

3.خبرها حاكي از اونه كه گزارشگر قطري بازي ايران-قطر هنگام تلفظ

اسم اشكان دژاگه در دم جان سپرد!

4.(ب ر ب ب)، همون بروباباي خودمونه! اينو در پاره مواقع با دهنى كج،

واسه تضعيف روحيه طرف بكار ميبرن!

5.هيچوقت به انتخابهاي همسرت نخند، به هرحال خودتم يكي ازاون

انتخابا بودي!

6.تو دستشويى شيرآبو نيم دور مىپيچونى كل آب شهر ازش مىپاشه

به در و ديوار و صورتت، حالا 17دور بايد بتابونى تا بسته شه!

7.ديشب تا ساعت5 پاي كامپيوتر بودم،صبح پا شدم ديدم، چشمام

شده كاسه خون، به لبم داغ جنون، به كنارم تو بمون،نرو باديگري!

8.دقت كردين؟ جاده چالوس از خود چالوس معروفتره!

9.براي شما هم اتفاق افتاده، يه موقع هايى هست كه داري واقعا

راستشو مىگيا، ولي خندت ميگيره و ديگه كسي حرفتو باور

نميكنه!

10.ايرانسل در آينده اي نزديك:مشترك گرامي،راستي با اون طرف به

هم زدي؟بيخيال، همراه اوليا همشون همين جورين، صبركن يه

ايرانسلشو واست جور ميكنم، همه تو كفش بمونن!

11.ميگن تو جهنم يه جايى هست..حالا خودتون ميريد مىبينيد!

12.مسابقه پيامكي ايرانسل(هرپيام 75تومان، برنده هرروز لپ تاپ):

سوال: 1.آب خوبه؟-بله. 2.درخت چه رنگيه؟-سبز. 3.آهن سفت تره يا

پنبه؟-آهن..سوال آخر:شخصي كه نظريه بوروكراسي پست مدرن را باب

كرده بود،اون روز تو خلوت خودش به چي فكر ميكرد؟!

13.پياده شدن از مترو تو ايران مثل شناي قورباغه مىمونه،بايد جمعيت

جلوى در مترو رو بشكافي تا بتونى پياده شي!

14.بابام بهم ميگه يه شامپوي خوب خارجي واسه خودت بخر، فردا

ميخوام برم حموم!

15.آرزوهاي من خيلي بي حيان! هيچ كدوم جامه ي عمل نمىپوشن

بي ادبا!16.كارنامه ايرانى ها: زبان انگليسي=19 زبان فارسي=

13 17.بچه رو به مادرش:مامان چرا بابا كچله؟ مادر:بخاطر اينكه بابات

خيلي فكرميكنه؟ بچه:پس چرا موهاي تو اينقد بلنده؟ مادر:خفه

شو!

18.بعضيا هستن يهو آنلاين مىشن، طي يه عمليات انتهاري تو 5دقيقه،

55تا پست ميذارن و آف ميشن..آمريكا از اينا ميترسه كه حمله

نميكنه!

19.يكي اومده بهم اس داده، دلم ميخواد بميرم..، مگه من عزرائيلم؟!!

برو بمير خب!

20.دوستم ميگه:پياز تنها ماده غذايى هست كه ميتونه اشك آدمو

دربياره. من برا اينكه ثابت كنم اشتباه ميكنه يه نارگيل برداشتمو زدم تو

سرش، اونم كاملا به اشتباهش پي برد!

 

"دو داستان كوتاه"

 

"هميشه دريا باش تا اينكه ليوان باشي"روزي شاگرد از استاد خواست

كه بهش يه درس به ياد موندنى بده. استاد از شاگردش خواست كيسه

نمك رو بياره پيشش، بعد يه مشت ازاون نمك رو داخل ليوان نيمه پر

ريخت و از او خواست اون آب رو سر بكشه.شاگرد فقط توانست يه

جرعه كوچك از آب داخل ليوان رو بخوره، اونم بزحمت، استاد پرسيد:

مزه اش چطور بود؟ شاگرد پاسخ داد:بدجوري شور و تنده، اصلا نمىشه

خوردش. استاد از شاگردش خواست يه مشت نمك بردارد و اونو

همراهى كنه، رفتند تا رسيدن كنار درياچه، استاد از او خواست تا

نمكها رو داخل درياچه بريزه، بعد يه ليوان آب از درياچه برداشت و داد

دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه، شاگرد به راحتي تمام آب

داخل ليوان رو سركشيد. استاد اينبار هم از او مزه آب داخل ليوان رو

پرسيد.شاگرد پاسخ داد: كاملا معمولي بود. استاد گفت: رنجها و

سختيهايى كه انسان در طول زندگي با آنها روبرو ميشه،همچون يه

مشت نمكه و اما اين روح و قدرت پذيرش انسانه كه هرچه بزرگتر و

وسيعتر بشه، ميتونه بار اون همه رنج و اندوه رو به راحتي تحمل كنه.

بنابراين سعي كن يه دريا باشي تا يه ليوان آب.

 

"غرور عبادت سوز مرد عابد"روزي حضرت عيسي(ع) از صحرايى

مىگذشت. در راه به عبادتگاهى رسيد كه عابدي در آنجا زندگي مىكرد.

حضرت با او مشغول صحبت شد. دراين هنگام جوانى كه به كارهاي زشت

و ناروا مشهور بود ازآنجا گذشت. وقتي چشمش به حضرت عيسي و مرد

عابد افتاد،پايش سست شد و از رفتن بازماند و همانجا ايستاد و گفت:

خدايا من از كردار زشت خويش شرمنده ام و اكنون اگر پيامبرت مرا ببيند

و سرزنش كند. چه كنم؟ خدايا! عذرم را بپذير و آبرويم را مبر.مرد عابد تا

آن جوان را ديد سر به آسمان بلند كرد و گفت:خدايا! مرا در قيامت با اين

جوان گناهكار محشور مكن.دراين هنگام خداي برترين به پيامبرش وحي

فرمود:كه به اين عابد بگو ما دعايت را مستجاب كرديم و تورا با اين جوان

محشور نمىكنيم،چرا كه او به دليل توبه و پشيمانى، اهل بهشت است

و تو به دليل غرور و خودبينى، اهل دوزخ.

 

 

 "اين كجا و آن كجا"

 

عده ايي در خون وآتش، عده اي درپول خلق، هردو رقصيدند، اما

اين كجا و آن كجا/

عده ايي سرب و گلوله، عده اي ميلياردها، هردوتا خوردند، اما اين كجا و

آن كجا/

عده ايى بر روى مين و عده اي بر بال قو، هردو خوابيدند،اما اين كجا و

آن كجا/

اين يكي از سوز تركش، آن يكي هم در سونا، هردو مىسوزند، اما اين

كجا و آن كجا/

اين يكي بر تخته ماساژ، آن يكي بر ويلچرست،هردو آرامند، اما اين كجا

و آن كجا/

اين يكي در عمق دجله،آن يكي آنتاليا،هردو در آب اند، اما اين كجا و آن

كجا/

عده ايى كردند كار و عده اي بستند بار، هردو فعالند، اما اين كجا و آن

كجا/

باكري ها سمت غرب، و خاوري ها سمت غرب،هردو رفتند، اما اين كجا و

آن كجا. 

بایان

 

 

                   شماره ۴۳

                         سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۹۲

                     *************************

 

"مكه پر شور و شعف كعبه مى گيرد شرف قبله را قبله نما آمده

مير نجف...

ميلاد مظفر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسدالله الغالب،

علي بن ابيطالب و روز مرد مبارك باد" " به نام خالق گل سرخ" سلام به

دوستان بامعرفت سه شنبه ايى، حالتون خوبه؟! بالاخره بعد از مذاكرات و

رو كردن و گزينش مربيان رنگارنگ هرساله! علي دايى سرمربي

پرسپوليس شد. اميدواريم پرسپوليس امسال با علي دايى يك جام

بگيرد.انشاالله. راستي دوستان خوبم، منتظر پيشنهادات و انتقادات شما

هستم، شما بگيد دوس داريد چه بخشهايى به سه شنبه ها اضافه بشه

و از چه موضوعاتي بيشتر براتون مطلب تو "سه شنبه ها" بذارم. و درآخر،

تا يادم نرفته، 2خرداد سومين سالگرد درگذشت اسطوره ي آبي ها،

ناصرخان حجازي رو به همه دوستداران فوتبال تسليت میگويم. مستدام

باشيد... پيـــزارو

 

 

                          ویژه نامه ی یکمین سالروز راه اندازی

                              سه شنبه ها

                پنج شنبه ۹ خرداد ۹۲ بروز میشود

 

 

صدای هوادار

اسماء وحداني: این شعر را برای تو میگویم

در یک غروب خسته بهار

در نیمه های این ره شوم آغاز

در کهنه گور این غم بی پایان

اینجا ستاره ها همه خاموشند

اینجا فرشته ها همه گریانند

اینجا شکوفه های گل مریم

بی قدرتر ز خار بیابانند

و این شمع را فقط به امـــــــــــــــيــــــــــــــــد هماهنگ نفس کشیدن

باتو فوت میکنم

نیلوفر عزیزم تولدت مبارک

اكرم طالبي: خداكنه امسال علي دايي تو پرسپوليس موفق

باشه.انشالله.ضمناً زينب جان شعري كه در مورد امام زمان نوشته بودي

جالب بود،ممنون.

ساحل: شما حمون ماهانیهای سابقین؟ دلم تنگ شده واسه ماهان

واسه بچه های ماهانی

خوش اومدی دوست عزیز

س: تو ون نشسته بودم یعنی داشتم پولمو آماده میکردم اوه اوه

کرایه ها هم گرون راننده ها عصبی منتها وقتی پول خورد نداشته باشی

القصه ون موردنظر رسید به مقصد،منم اسکناس نوی تا نخورده ی هزاری

رو گذاشتم کف دست راننده ، البته هزارو پنجاه بود حالا من پنجاهی رو از

کجا گیر بیارم ته کیفمو سوراخ کردم شاید پنجاهی پیدا بشه که بجاش

پونصد تومن پیدا کردم با ذوق وشوق دادمش دست راننده ولی فکر

میکنین چی شد؟؟؟آقای راننده تیریپ معرفت گذاشتو گفت آبجی پونصدو

بردار ما هزاریم قبول داریم!!! من..... آقای راننده..... پونصد تومن..... راست

میگفت دیگه آخه پنجاهی ب چه دردش میخورد ها؟؟؟؟

ساحره عباسي: زینب جوووووونم من اوچیکتم، با مرامی از خودته

عجییییییییییییییجم قربونت برم با اون حرفای خوشگلت خجالتم دادی

که!!!!!!(خجالت) فدای تووووووووووو عزیزمی خیلی خیلی

دووووووووووووستت دارم(چشمک) رضوان جونم دوست باحال خودم،منم

خاطرتو بدجوری میخوام فناااااااتم بروبچ خبر دارم از نوع

خفن،چیییییییی؟؟؟؟میخواین بدونین؟؟؟هااااااا؟خب هولم نکنین الانه

میگم،اول برین یه جای خلوت رفتین؟؟؟خب الان پشت سرتون رو نگا

کنین ببینین کسی نمیاد مطمئن باشم؟؟؟ خب الان میگم،بروبچ سرخ

پرسپولیسی علی دایی مربی پرسپولیس شده دیدین چه خبر خفنی

دادم تبریک تبریک!!!!!! فقط مشتلوقش یادتون نره(لبخند)

محبوبه بخشيان: بـه آمدنت كه ديگــرامـيـــدي نيـســت.... فـقـــط.......

مـن را پـس بفـرســتـــــــ..... مريم درويشي: همه باهم برای همایون

بهزادی دعا کنیم. پرسپولیسم بی قرار روزهای خوبت هستم.

رضوانه اکبری:ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﺒﺮﯼ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﻬﺪﯼ

ﭘﺎﺷﺎﺯﺍﺩﻩ ﺣﻤﻠﻪ ﺗﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎﻧﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺪﻋﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﺮﺍﺭﻭﯾﺎﻧﯿﺎﻥ ﺩﺭ

ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲﺍﺳﻄﻮﺭﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺍﺭﻩ؟ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ

ﻣﺰﺍﺝ ﻣﺎ ﺍﺳﺘﻘﻼﻟﯽ ﻫﺎﺑﺮﺧﻮﺭﺩﻩ! ﭘﺎﺷﺎ ﺧﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺎ ﺑﯽ ﺍﺩﺑﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺟﻮﺍﺏ

ﺭﻭﯾﺎﻧﯿﺎﻥﺭﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﭼﻮﻥ ﺭﺿﺎﺣﺴﻦ ﺯﺍﺩﻩ ﻭ

ﺯﺭﯾﻨﭽﻪ ﻭ ﻧﻌﻠﭽﮕﺮ ﻭ ﺣﺴﻦ ﺭﻭﺷﻦ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ... ﻭﺭﻭﯾﺎﻧﯿﺎﻥ ﺣﺮﻑ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺰﻧﺪ...

ﻭ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖﺟﻮﺍﺑﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺪﻫﻢ !!! ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﯽ ﺣﺮﻣﺘﯽ

ﺩﯾﮕﺮ، .... ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺭﺿﺎﺷﺎﻫﺮﻭﺩﯼ ) ﺭﺿﺎ ﻣﺎﻟﺪﯾﻨﯽ ( ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ

ﺟﻮﺍﺏﺩﻧﺪﺍﻥ ﺷﮑﻨﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﺷﺎ ﺧﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﮔﻔﺖ؛ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ

ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﺪ،ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﭼﻮﻥ ﻋﻠﯽﭘﺮﻭﯾﻦ،ﺍﺣﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﺑﺪ ﺯﺍﺩﻩ،ﻋﻠﯽ

ﺩﺍﯾﯽ،ﮐﺮﯾﻢ ﺑﺎﻗﺮﯼ،ﻣﻬﺪﻭﯼ ﮐﯿﺎ . ﺗﺎﺯﻩ، ﺁﻗﺎ ﺭﺿﺎ ،ﻣﯿﻨﺎﻭﻧﺪ ﻭ ﮐﺮﯾﻤﯽ ﻭ ... ﺭﺍ ﻧﮕﻔﺘﻪ

 ﺑﻮﺩ ... ﻭ ﺩﺭﺍﺩﺍﻣﻪ ﮔﻔﺖ؛ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﮐﺠﺎ ﻭ ﻣﺎﻝ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﺠﺎ؟...

ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻟﻘﺐ ﺭﺿﺎ ﻣﺎﻟﺪﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻦ

ﺭﺍﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﻣﻬﺪﯼ ﭘﺎﺷﺎﺯﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﻢﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﻨﺪ...

ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﯿﻢ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﻢ ﻋﺪﺩﯼ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﺧﻮﺩﺵ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎ

ﺳﻔﺎﺭﺷﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺗﯿﻢﻣﻠﯽ ﺁﻣﺪ،ﻭ ﮐﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺟﺰﻭ

ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﺪ؛ ﺭﺿﺎ ﺣﺴﻦ ﺯﺍﺩﻩ،ﺯﺭﯾﻨﭽﻪ،ﻧﻌﻠﭽﮕﺮ،ﺣﺴﻦ

ﺭﻭﺷﻦ ﻭ ﺧﻮﺩﻡ!!!!!!!! ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺣﺪﺵﺻﺤﺒﺖ ﻧﮑﻨﺪ،ﻭ

ﺭﺍﺟﺐ ﺗﯿﻢ ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻈﺮﻧﮑﻨﺪ،ﻭ .... ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ

ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺳﻨﺠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﺗﻌﺼﺐ ﻭ ﻏﯿﺮﺕﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺭﻭ

ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﮔﻔﺘﻨﺪ ... ﻭ ﺩﺭﺁﺧﺮ، ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ،ﺭﺿﺎ ﻣﺎﻟﺪﯾﻨﯽ، ﺗﻮ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ

ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﺸﺪﻧﯽ ﻭﺧﻮﺷﺘﯿﭗ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺗﯿﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ

ﻗﻬﺮﻣﺎﻥﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺗﻌﺼﺐ ﺳﺮﺧﺖ ﺍﻟﮕﻮﯼ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ

ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ

ﺭﺿﻮﺍﻧﻪ ﺍﮐﺒﺮﯼ:ﺍﯼ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﮐﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻓﺪﺍﯼ ﺗﻮ، ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺭﻧﮓ ﺳﺮﺥ

ﻭﺗﻌﺼﺐ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﺗﻮ .... ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺮﻭﻥ ﻧﻤﯿﺮﻭﺩ ﺍﺯ ﺳﯿﻨﻪ ﺃﻡ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ، ﺍﯾﻦ

ﺳﯿﻨﻪ ﺧﺎﻧﻪﺗﻮ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻭﺭﺯﺷﮕﺎﻩ ﺍﺧﺘﺼﺎﺻﯽ ﺗﻮ !!!... ) ﮔﺰﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﺷﻌﺎﺭﻡ

ﺑﻮﺩ. ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺴﻨﺪﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ!( ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻣﺚ ﻗﺪﯾﻤﺎ ﮐﻪ

ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﻮﭼﻪ ﺩﺍﺩﻣﯿﺰﺩﯾﻤﻮ ﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭﺍ ﻣﯿﻨﻮﺷﺘﯿﻢ ﺑﮕﻢ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺴﻪ ﺯﻟﺰﻟﻪ،

ﻣﺤﺒﻮﺏﻫﺮﭼﯽ ﺩﻟﻪ... ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﻢ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻣﺤﺒﻮﺏﻫﺮﭼﯽ ﺩﻟﻪ...

ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺳﻠﻄﻪ ﻭﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﺮ

ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺁﺳﯿﺎ.. ﻣﺎ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻢ... ﻣﺎﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﯾﻢ ... ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ

ملیکا امپراتوری سرخ: پیزارو جان خسته نباشی عزیز چرا ادامه صندلی

داغ رو نمیدی فکرکنم سوژه جالبی بود وحیف که ناتمام بمونه چرابعضی

ازبچه هاپیداشون نیست؟بانوی نازنین راحله جان درگذشت پدرت رو

تسلیت میگم؛سوم خرداد روز مرد را به نازنینی ترین مرد زندگیم ابراهیم

عزیزتبریک میگم.

مريم چمنى، مريم درويشي و معصومه صادقي: خدایا این دلتنگی های

ماراهیچ بارانی آرام نمیکند.فکری کن اشک ماطعنه میزند ب باران

رحمتت..

تنگ بي ماهى ازبم: زادگاه وتاریخ تولد هیچکس در هیچ نقشه

و تقویمي نیست چراکه آدمها هرلحظه درطپش قلب کساني که

دوستشان دارند متولد مى شوند..

سودابه از كرج: اسوه ی تقوی علی و مظهر ایمان علی/عزت ال

پیامبر,عاشق جانان علی/منشا جود و سخاوت,موج دریای وفا/لعل

رخشان ولایت,گوهر تابان علی/منبع مهر ومحبت,صاحب لطف و کرم/

افتخار شیعیان و آیت الرحمان علی میلاد نور و روز پدر مبارک....

زينب ايران پرست حامي حجاب: تقديم به داداشم تقي: من از عمق

وجود خود خدایم را صدا کردم ؛ نمی دانم چه می خواهی ولی امشب ،

برای تو ؛ برای رفع غم هایت ، برای قلب زیبایت ، برای آرزو هایت ، به

درگاهش دعا كردم.

محبوبه بخشيان، زينب پيزارو: دختر كه باشي، ميدونى محكم ترين

پناهگاه دنيا آغوش گرم پدرته. دختر كه باشي، ميدونى مردانه ترين

دست كه ميتونى تو دستت بگيري و ديگه ازهيچي نترسي، دستاي گرم

و مهربون پدرته. هركجاي دنيا هم باشي، چه باشه و چه نباشه، قويترين

فرشته ي نگهبان پدرته.. "باباي عزيز، گرچه ديگه بين ما نيستي و جاي

خاليت رو هيچ چيز نميتواند پر كند، اما هنوز هرم گرم نفسهات و نوازش

دستاي مهربون وجود نازنينت رو هر روز و هرلحظه در كنار خودمون حس

ميكنيم.. "روزت مبارك بابا...

زينب پيزارو، مژگان، حديث و داداش ابي از خرمآباد: ياد آمدم كه در دل

شبها هزاربار/دست نوازشم به سر و رو كشيده بود/از خود برون شدم به

تماشاي روى او/كي لذت وصال بدين حد رسيده بود/چون محو شد

خيال پدر ازنظر مرا/اشكي به روى گونه زردم چكيده بود.. "بابا فريدون،

روزت مبارك"

زينب ايرانپرست مهدي پورريحان حامي حجاب: تقديم به همسرم مهدي

بمناسبت روز مرد: کمترين آرزويم برایت اينست:هرگزباچشمان مهربانت

نامهربانى روزگاررانبينى..

تنگ بى ماهى ازبم: زندگي زیباست هنگامي که بداني دیگران در دنیاي

 فراموشي ها به یادت هستند!!!

ملیکا امپراتوری سرخ: برای نیلوفرو نازیلای فراموش نشدنی؛ یادتان

همیشه زیباست وای اگر خودتان بودیدچه غوغای زیبایی بود..

تنگ بي ماهى: بچه ها خیلي خوشحال ميشم نظراتتون رو درباره

صدسکانسم بگید.

زينب پيزارو، فرشته و مريم نجف آبادي: *اي دريغا چه گلي رفت به خاك

/چه بهاري پژمرد، چه دلي رفت به باد/چه چراغي افسرد، چه كسي

باورداشت/كه گل پر نفس باد بهار، ناگهان خواهد مرد... قشنگترين گل

نيلوفر دنيا، تولدت فرشته بارون..

 

 

                     صد سکانس خواندنی از

             اسماء دهقان(تنگ بی ماهی از بم)

اسماء دهقان 1.به روایت شناسنامه: اسمادهقان دولتى نام پدر: قنبر نام

مادر:هاجر متولد1/10/62 به ش ش2542 2.به روایت زندگي: هفتمین

فرزند یک خانواده پرجعمیت،

داراى 6داداش، که 2تاش مجردن و3تاآبجى که همه متاهلن.

3.دو تا داماد و زن دادشم باهم فامیل هستن، زن داداش اولیم با داماد

اولیم خواهروبرادرن. داماد دومیم بازن داداش سومیم باهم دايى خواهرزاده

هستن.

 4.پنج تاخواهرزاده[4پسر،1دختر] دارم، 5تا برادرزاده[2پسر،3دختر] دارم

 5.از نظرفیزیکى لاغر قد متوسط هستم 6.از نظراخلاقى زیاد وبیش از حد

شیطون و شوخ طبل "شوخ طبع" از دروغ بدم میاد،از دروغگوها بیشتر،

سنگ صبور بروبچ ودوستان. برعکس قیافه مغرورم ساده وخاکیم، مٹل

کرم خاکى

7.ازظاهر خیلى شادم که اهل بگو وبخند هستم هرکى منو مى بینه

فک مى کنه عمرأ غمى داشته باشم،ولى از درون خردم شکستہ ام

 8.به عقيده اطرافيانم قيافم به سنم نميخوره و 7.8سال بچه تر به نظر

ميرسم.

 9.شخصيت اخلاقيم 90درصد شبيه جودي آبوته!

 10.وقتى کسى دلمو مى شکنه یا آهنگهایي خراطها رو گوش میدم و

اشک مى ریزم، یا چیزى مى زنم مى شکونم، یا دلتنگیهامو روى کاغذ

مى نویسم و اشک مى ریزم آروم که شدم کاغذ رو آتیش ميزنم تا

دست کسى نیوفته و سوژه ام نکنه.

 11.طرفدار رنگ قرمزم امابراى پوشش از رنگهاي سورمه اي، فیروزه اى،

خردلى استفاده ميکنم.

12.از بین تیم هاي ایراني، اول پرسپولیس رودوس دارم،بعدمس کرمان

رو. 13.خوراکم مطالعه کتابهاى شعرواطلاعات عمومى هست.

14.عاشق وشیداى آهنگهاي مجیدخراطها، باشنیدن ترانه هاش وصل

ميشم به یه دنیاى دیگه،کدوم دنیاخدا مى دونه....

15.به قول بچہ ھاى فامیل بااین همه شیطنت منه بزغاله اهل نماز و روزه

هستم. اما بانمارھاى کله سحرمشکل دارم یهو دیدى قضاى همه رو

یک صبح خوندم ب این میگن یه ورزش اساسى "بشین پاشوى

صبحگاهى"!

 16.بدترین نمره اي كه تو دوران تحصيلم گرفتم سال سوم دبيرستان بود

كه فيزيك 6گرفتم!

 17.از ميون پرچم كشورها شيفته پرچم ايرانم.

 18.علاقه زیادى به فیلماى خارجى دارم، هرچند بى سروته باشند.چون

برعکس فیلم هاي ایرانى توش حرفى از عشق و ازدواج نیس که داغ دل

آدمو تازه کنه.

 19.تو تمومه سنین عمرم، حتى یه سریال ایرانى روتا تهش نگاه نكردم!

 20.از سریال هاي خارجي موردعلاقه ام، افسران پلیس، کاراکتر"لئو"بود.

 21.حاضرم تمام روزکتک بخورم اماواسه صبحانه پیتزا، نهارساندویچ.

وشام بازم پیتزا با سس زیاد بخورم. بامیان وعده پفک، چیپس، کرانچى،

حالا اگروقت نداشتن منو کتک بزن اشکال نداره. اما توروخدا سفارشى

کنید حتمأ پیتزا وساندویچ من یادشون نرہ.

22.از شیطنت ھاى دوران کودکیم؛ الکى زنگ ميزدم به شماره هاي

مردم و مى گفتم؛ الو منزل...اون ور خط مى گفت؛ نخیر...ميگفتم پس

غلط کردى گوشیو برداشتى!

 23.به ائمه ها ارادت دارم، اما همیشه موقع نذر ونیاز سراغ امام زمان

ميرم، آخه قربونش برم هميشه جوابمو ميده.

24.بچه كه بودم هميشه موقع گفتن كلمه(مخصوص) ميگفتم مصخوص!

25.از میون تابلوهاي راهنمايى رانندگى "جاده یک طرفه است" بدم میاد.

 26.همیشه سعى ميکنم توزندگي بدي هايى که دیگران درحقم ميکنن

رونادیده بگیرم،اما نميشه لا مصبا از بس بدى ميکنن.

 27بهترین هدیه اي که گرفتم، یک روسري باچندشاخه گل از خواهران

مجدالآشرافي بود که چهل روز بعداز فوت بابام برام فرستادن،ویک رمان از

بهاره محمدي.

 28.بهترین هدیه اي که دادم،کتاب شعردکترمصدق، به یکي از دوستام.

 29.گرونترین لباسى که قیمت کردم و نتونستم بخرمش عیدامسال بود

بندرترکمن،یک شال ابریشم به قیمت یک میلیون و پونصدهزارتومان!!!

30.اگه بخوام جمله اى تقدیم اونکه دوسش دارم بکنم، ميگم؛ پاى همین

وفاداري توام، سیکه گفته اي به رقیب. که هیچکس بو فاداري فلاني

نیست.

31.همیشه اولین کسي که تولدمو تبریک میگه:دختر عمه ام فاطمه

هست فداش بشم.

 32.از بين لهجه ها بيشتر لهجه آبادانى ها رو دوس دارم.

33.نوشابه مورد علاقم، ميراندا پرتقالي. 34.از بین نوه هاي مامانم، رضوان

بچه آبجیمو بیشتراز همه دوس دارم،اما اون اصلا وابدأ منو دوست ندارہ!

از بس گازش ميگیرم!

35.سال78توسط خواهران نادي باسپاس وبعد ماهان آشناشدم و همون

ابتدا عاشق مرام ومعرفت هوادارانش شدم. 36

.اولین دوست ماهانیم فکر کنم حنان دورقي بود یاالهام و مرضیه

مجدالآشرافي... وبعد با 150نفردیگه....

 37.سال 80سوم دبیرستان روتمام کردم شاگرد زرنگےبودم اما چون

چندتا تجدیدي آوردم. بعداز پاس کردن نمره هام، دیگه پیش دانشگاهى

رونخوندم و بى خیال درس شدم.

 38.دي ماه 82 با لرزش 13ثانيه اي زمین کل بم داغدارشد.

اما خداروشکر چون ساعت قبل اڑ حادثه آبجیم دعاي مشکل گشا خوانده

بود هیچ کدوم اڑ خانواده ام آسیبي بهشون نرسید.

 39.اردیبهشت83، بابام که سرطان روده داشت تحت عمل جراحي قرار

گرفت.

 40.خرداد83 طي يك مراسم داداش چهارمي و آبجي دومي ام به خانه

بخت رفتند.كه مراسم آنها تو خونه اي كه توى يكي از روستاهاي بم

داريم برگزار شد.

41.آبان83، ساعت10 صبح بابام به رحمت خداپیوست که اون روز بدترین

روز زندگیمه.

 42.بردن تابوت بابام اڑخونہ بدترین صحنه زندگیمه.اون روز خیلي جیغ

زدم وخواهش کردم تا جمعیت تابوت رونبرن اما اون قد صداي وناله بود،

که کسي صداي منو نشنید.

 43.وقتي ترک تحصیل کردم.دنبال علایقم رفتم. مثل رفتن به کلاس هاي،

تئاتر،عروسک سازي، گبه بافي، داستان نویسي، آموزش کامپیوتر...

 44.خیلي دوست دارم فرصتي پیش بیاد و کارهاي برق کشے

ساختمان،جوشکاري، تعویض روغن ماشین،رو هم تجربه کنم.

 45.سال90به درخواست مامانم مدرسہ بزرگسالان ثبت نام کردم ودیپلم

روبا هزار ترس ولرز گرفتم.آخه نمره ویفراسنیل و فیزیک رو باکمک گام

ب گام که زیر مانتوام جاسازي کرده بودم پاس کردم.

 46.سال91وارد دانشگاه شدم،البته روزانتخاب رشته به جاي کدرشته

مهندسي مکانیک، مهندسي كامپيوتر رو زدم، چقدر كور بودم من، خدا

شفام بده!

47.عمرا ماه اول دانشجوشدنمو باهیچ دوراني عوض کنم.واي مٹ این

بچه هاي اول دبستان ميرفتیم درکلاس ھاي ترم بالايى رومي زدیم وفرار

مي کردیم!

 48. 6سال مدام توخونه وبیرون شلوارجین پوشیدم وبدنم دچار

حساسیت شد. مدتیه از شلوار پارچه اي استفادہ ميکنم.

 49.قدیمي ترین دوست ماھاني ام حنان دورقي هست.

 50.با70-80نفربچه هاي وب درارتباط بوده یاهستم.

51.غیرازتکناز آبي ،لیلانادري هیچ کدوم ازبچہ ھارواز نزدیک ندیدم.

52.برعکس همه بچه ها، ازمیان خواهران نجف آبادي، من رابطه صمیمي

تري بانیلو داشتم تا نازي،حتي آخرین اسي که نیلو بهم داد مال یکروز

قبل از حادثه بود.

 53.نوروز 90قراربود بندرکه رفتیم باخواهران نجف آبادي قراربزاریم همه رو

ببینم که سفر به دلیل حاملگي زن داداش دومي ام بعداز 14سال کنسل

شد.

54.اون روزھا با تکناز تا مى فهمیدیم سحر موثقي برامون پست كرده، يك

هفته كامل دوتايى آيكيويى فكر ميكرديم كه كجا نامه هاشو قايم كنيم،

آخه ازنظر ارشاد شديدأ مورد داشت! 55

.عکس حدقل35% ماهانيها و40درصد وبى ها رو دیدم.

56.خیلي کارتها دوست داشتم وگرفتم مثل، کارت صدآفرین، کارت

دانشجویے...کارت ملے... امایه کارتي گرفتم که آتیش گرفتم.کارت قرمز

از کسي که دوستش داشتم باگفتن برو دیگه دوستت ندارم.

 57.به لطف خداوندمهربون به هفتادوسه درصد آرزوسهام رسیدم.مثل

دانشگاه، داشتن خانواده خوب، دوستان مهربون، لب خندون...

58.زیاد سیلي خوردم. از داداشام گرفته تا روزگار.

59.بلندترین فریادم...چندوقت پیش سرروزگار بوده...که دادزدم؛ لعنتي آخه

چرامن؟!!

60. 8ماه تودفتر خدماتي مشغول کاربودم و مسئول تعویض- تغییرنام-

فعالMMS خطهاي اعتباري ودائم،عاشق کارم بودم.

61.ازبین خطهاي ارتباطي،خط ایرانسل رودوس دارم.هم تعرفه هاش

زیاده، هم آنتن دهى اش بهتره هم موقع تعویض آهنگ پیشواز،چیزي از

اعتبارمون کاسته نميشه،

 62. اگه رئيس جمهور بشم اولين برنامه ام ارزونى و رفع فقر خواهد بود.

63.توبچگي فکر ميکردم بدبخت ترین آدم دنيا کوزته. ازش بدم مى آمد.

همینطوراز چوبین.

 64.اعتیاد شدید به موسیقي دارم.

 65.توبچگي کارتون موردعلاقه ام. جودي آبوته، حتي موهام(کپي برابر

اصل) 66.هراز گاهى به یاد دوران دبیرستان که شبانه روزي بودم. چاي

تولیوان پلاستیکي ميخوردیم. 67

.تاقبل از عید شدید از دریا مي ترسیدم.اماعیدي که شمال رفتیم ومن

اونقد نگاه دریاکردم تاترسم ریخت.یادش بخیربه دریا مي گفتم اگه جرات

داري بیا طرفم تاامواج به طرفم مى آمدن جیغ زنون فرارمى کردم.

 68.هروقت پابوس امام رضا ميریم توقسمت نواب سوئیت اجاره ميکنیم.

 69.بهترین متني که وب خوندم؛ کم کم یادمیگیري که ميتوني تحمل

کني که محکم باشي پاي هرخداحافظي..

 70. 7،8سال پیش رفتم اداره کار.تا واسه داداشم فرم پرکنم.توقسمت

جنسیت به جاي مذکر نوشتم بود"نر" واي آقاهه تا ديد كلي بهم خنديد!

71.از نظرمن اعصاب خردکن ترین جمله:ببین نفس منم ميخوام اما

نميشه.

 71.ازنظرمن بهترین مجري ورزشي:فردوسي پور

72.ازنظرمن بهترین مجري برنامه مناسبتي که باحرفاش آدمو متحول

ميكنه:احسان عليخانى

73.از نظرمن خنده آورترین نام بلوتوثي:دهقان خلافکار

 74.از نظرمن خوشبختي یعني:خدا اونقد عزیزت کنه که وجودت آرامش

بخش دیگران باشه.

 75.از نظرمن بهترین فیلم دفاع مقدس:نفوذي

 76.از نظرمن سرکاري ترین مسیج:اینقد باحالي دلم ميخواد دستتو بگیرم

 و از ذهنم پرتت کنم بیرون.

77.از نظرمن بهترین دعا. دعاي فرج

 78.از نظرمن بهترین برنامه مناسبتي تلویزیون:ماه عسل

 78.از نظرمن بهترین سن براي مرگ:35سالگي

 79.از نظرمن قشنگترین جمله پشت کامیوني:دانه کش بى آزار

 80.از نظر من عاشقاننس ترین جمله: نفسمي

 81.از نظرمن تکراري ترین جمله عاشقانه:گلم.نفسم... کلماتي كه ميم

مالكيت دارند.

 82.از نظر من بهترين كتابي كه خواندم، كاتوره، عاشقانه ها.

83از نظر من سخت کارترین دنیا:بى محلي کردن به کسي که باتمام

وجود دوستش داري"تازگیا شده کارم"

 84از نظرمن آرامش یعني:هروقت بایکي قهرکردي مطمئن باشي که

تاآشتي ميکني هیشکي جاتو نميگیره

 85از نظرمن بهترین نویسنده:محمدعلي علومي از بم. مرتضي مودب

پور.سسیل بریگارد

 86.ازنظر من بهترین شاعر:حافظ.سعدي. فرخزاد. مصدق

 87ازنظرمن خوشبخت ترین زوج هاي دنیا:خنده وگریه هستن.چون به

ندرت باهم دیده ميشن اما وقتي باهم دیده ميشن اون لحظه بهترین

لحظه زندگیته

 88قشنگترین مسیجي که سندکردم:آنکس که ميخندد و مى خنداند

ميخواهدحواست رااز چشمان گریانش پرت کند

 90.زجرآورترین مسیجي که دریافت کردم:آنقدر کف دستانم راسمباده

مےکشم تاهمه خطوطي که به تو ميرسند پاک شوند.

91وقتي براي اولین بار تومراسم پرفیض اعتکاف شرکت کردم موقعه

برگشتن همون احساسي رو داشتم كه يه زائر از طواف مكه اومده

 باشه.

92.با همه جور آدمي سوختم ساختم، جز مامانم، آقاي ناصري

همكلاسيم، آقامرتضي رئيس سابقم، جت روى آبي.

 93غیراز آهنگاي خراطها. تازگیا اسیر آهنگهاي این خواننده هام کامران

مولاي" دست نیاز .یارمن. شب ازدواج "یگانه"خیلي دلم ازت پره. هوایى

شدي "امیر فشن" شک.دارم عادت ميکنم. سرخاک. اگه جدایى آرومت

ميکنه "شادمهر" بي اعتبارم کن.رویایي دارم. انتخاب "ایمان استار"

توپارتي بازي کن. قیدتو زدم .زیر بارون "عليرضاروزگار" توبه کردم،

"احمدوند" خونه غرور، بى معرفت "ندیم" خیال نکن. ديگه رفتم.

 95.آخرین سوتي که محل کار دادم.پسره اومده بودفیش موبایلشو

ميخواست.اومدم بگم شماره گوشیت چیه؟ گفتم شماره گوزیت چنده؟!

 96.نوروز امسال رفتیم کرمان. مشهد، گرگان، ساري، سمنان. اصفهان،

یزد.اما هیجا مث فرح آباد لب دریا خوش نگذشت

 97.اگه همسر آینده ام اجازه بده حتما مراسم عقدمو بهشت زھرا

سرمزار بابام برگزار ميکنم

 98.دوس دارم تو مراسم ازدواجم حتما بچه هاي پرورشگاه شهرمون

باشن

 99.آرزو دارم ماه عسل برم جمکران یا شلمچه

 100.ترم قبل که ادبیات داشتم از بین75دانشجو فقط من 20گرفتم

 101.عاشق مرام بعضي بچه هام مثل: تبسمي، حنان، کتي، زورو،

دیزآبادي. درویشي، آمنه، صوفیا، سونيا، ساحره، وحداني، میناوند،

ماسوري، صادقي، ملیکا، اميد، لطفي، لیلي حسیني، پيزارو و زارعي.

 102.چند روزه عضو تيم بستكبال بانوان بم شدم. 103.در آخر، "خدا

جونم كجا قدم بذارم كه كسي را له نكنم، كجا بايد دل ببندم كه دير ن

كرده باشم، خدايا

 

 

"به مناسبت 1خرداد بيست و سومين سالگرد تولد گل نيلوفرمون" "

به قلم ليلي حسينى"

 

شعرهای تب دارم را، ردیف میکنم نوشته هایم عجیب از تب تند

 می سوزند بیچاره این کاغذ سفید که شاید بی گناه سیاه میشود و

از تب تند نوشته هایم باید تاب بیاورد!باید چیزی بنویسم در مورد شروع،

آغاز، زندگی، نفس، تولد..تولد..تولد.. پیام تبریکم یک مخاطب خاص دارد

وسواس زیادی به خرج میدهم شعرها را در ذهنم مرور میکنم مثل

همیشه..مثل هر سال..تکرارخاطره..بازم شادی وبوسه گل های سرخ

ومیخک*میگن کهنه نمیشه تولدت مبارک...روزتولد تو میلاد عشقه

پاکه*برای شکراین روز پیشانی ام به خاکه..

باصدای بلند می گویم Happy Birthdey.. نه.. هیچکدام راضی ام نمیکند!!

تورا به شعرمیکشم چو واژه پیش میروی*مرگ فرا نمیرسد توتازه خلق

میشوی...تولد..مرگ..اشک هایم بی اختیار سرازیرمیشود..تولد..مرگ..نیلو..

به هق هق می افتم، بغضم مىشكند! اصلا چرا من مینويسم؟ مگر

هرسال مىنوشتم؟ قلم را كنار ميگذارم، كاغذ نفسي ميكشد كه بدجور

دلم را به درد مى آورد! ميروم كه مثل هرسال تولدش را تبريك بگويم با

دستهاي لرزان گوشي را برميدارم.. نيلوى من، میخواهم مثل هرسال

كنارت باشم در تولدت.. مسيج ميدهم به خط خاموشت! نيلوى من،

نيلوى خوبم، گل من كجايى؟ لمس بودنت مبارك... جواب بده، دلم واسه

آبجي گفتنت تنگ شده.. هنوز باورم نمىشود تو آنجا.. من اينجا.. امروز

دلم به اندازه ي خوشبختي كه ميتوانست با حظور تو نصيبم شود و نشد

گرفت! خودم را ميكشم از دنياي خيال به دنياي تلخ حقيقت!!! نيلوى من!

پيام تبريك من امسال براي تو خيلي خاص تر و متفاوت تر از هرسال

است..! پيام تبريك من امسال براي تو جزء هايى ازقرآن است، ميدانم كه

نگاهت را ازمن نميگيري. اين هديه را آجي فرشته و آجي مريم برايت

تدارك ديده اند، شك ندارم كه به دستت ميرسد. ميدانم كه خوشحال

ميشوى.. گوش كن اين جزء ها، آيه ها، سوره ها از قلبم به قلبت تلاوت

میشود. جزء ها را با عشق و اشك خالصانه تلاوت ميكنم و به روح پاك و

آسمانى ات تقديم مىكنم. نيلوى من! امسال را خيلي خاص آغاز

میكنى.. كيك تولدت طعم نيلوفري خدا را دارد، فرشته ها برايت جشن

گرفته اند. تو باز هم آغاز میشوى.. يك آغاز معنوى.. هرسال اين پايين

دركنار ما دست هايت رو به آسمان، شايد خواسته هايت را در روز

تولدت ام يجيب ميگفتي.. اما امسال.. تو آن بالا دركنار خدا شك ندارم به

همه خواسته ها و آرزوهايت رسيده اي.. نيلوى من! در روزتولدت،

دوستانت را دعا كن، با آن قلب مهربانت تو به خدا نزديكتري، دعايمان

كن.. "نيلوى من تولدت مبارك"

 

 

 گلهاي خرداد ماهی

 نيلوفر نجف آبادي، سميه شعبانى، زهرا ستاره سرخ، راحله عزت جليل،

سارا شمالي، طناز علي پور، دراكولا و افعي از خمام، ناهيد مرزوقيان،

عصمت نجفي، رومينا فلاح، پروانه تحريري، كالچو لاجوردي، زهرا بازگير،

مرضيه سلمانى، اسميگل6000، صوفيا از جن گيرهاي آتشين، نگار از

حصارك تنهايى، سحر يعقوبي، عسل از شيراز، زهرا سعادتمند، عاطفه

موسوي، اكرم عبدالهى، مجهول از سرزمين معلوم، سمانه از گروه

جادوگرسرخ، يگانه زنگنه، سارا3080، پروانه از خواهران هميشه غريب،

مهران محمودي، آرش سعيدي.

تولدتان مبارک

 

 

ز سروش باغ رضوان، تو چه نغمه اي شنيدي/ كه وصال كوى جانان، به

بهاي جان خريدي/ شرري زدي به جان ها، كه بيان آن نشايد/ گوهر دلم

تو بودي، كه به خاك آرميدي/ دل ما شكسته اما، تو نمرده اي پدرجان/

كه تو از فنا گذشتي، به سر بقا رسيدي...

(دوست عزيز ماهانى، راحله عزت جليل عزير، با نهايت تاسف و تأثر

درگذشت پدر بزرگوارت رو تسليت میگوييم. و از خدا براي شما و

خانواده ات طلب صبر و براي پدر بزرگوارت، غفران الهى مسئلت داريم.

روحش قرين رحمت باد.انشاالله)

زينب پيزارو و دوستانت در سه شنبه ها

 

 

"علي دايى سرمربي پرسپوليس شد"

علي دايى در جلسه اي 90دقيقه ايى با محمد رويانيان به توافق اوليه

 رسيد.. بالاخره پس از حرف و حديث هاي زياد و استخاره اي كه علي دايى

 براي دومين بار انجام داد و خوب آمد! اين مربي به اختلافش با رويانيان پايان

داد و با وى به مدت 90دقيقه ديدار و گفتگو كرد. دايى در اين نشست

برنامه ها و هدف هاي خود را در فصل آينده براي رويانيان بازگو كرد و مدير

عامل قرمزها آنها را پذيرفت و سپس دايى براي پيگيري بخشي از امورات

شخصي اش به خارج كشور رفت، و قرار است تا فردا يا پس فردا به ايران

بازگردد و هدايت پرسپوليس رو به عهده بگيرد. دايى پس از اين نشست و

توافقات با رويانيان، همه چيز را به نماينده تام الاختيارش سپرد تا با

قرمزپوشان به توافق نهايى برسد. بحث مالي، بازيكنان، برنامه هاي

تمرينى و ساير امورات مقرر گرديد.."خبرگزاري آريا"

 

 

پیـــزارو:

*بالهايت را كجا جا گذاشتي؟*

پرنده بر شانه هاي انسان نشست. انسان باتعجب رو به پرنده كرد و گفت:

اما من درخت نيستم.تو نمىتوانى روى شانه هاي من آشيانه بسازي.

پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدمها را خوب میدانم. اما گاهى پرنده ها

و آدمها را اشتباه مىگيرم. انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين

اشتباه ممكن بود. پرنده گفت:راستي چرا پرزدن را كنار گذاشتي؟ انسان

منظور پرنده را نفهميد اما باز هم خنديد. پرنده گفت: نمىدانى توى آسمان

چقدر جاي تو خاليست. انسان ديگر نخنديد. انگار ته ته خاطراتش چيزي را

به ياد آورد. چيزي كه نمىدانست چيست. شايد يك آبي دور، يك اوج

دوست داشتنى. پرنده گفت: غيراز تو پرنده هاي ديگري را هم مىشناسم

كه پرزدن يادشان رفته است. درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت

است. اما اگر تمرين نكند، فراموش مىشود. پرنده اين را گفت و پر زد.

انسان پرنده را دنبال كرد تا اينكه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد و روزي

نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود،و چيزي شبيه دلتنگي توى دلش

موج ميزد. آنوقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت:

يادت مى آيد تورا با دوپا و دو بال آفريده بودم؟ زمين و آسمان هردو براي تو

بود. اما تو آسمان را نديدي. راستي عزيزم، بالهايت را كجا جا گذاشتي؟

انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد.

آنوقت رو به خدا كرد و گريست.(عرفان نظرآهاري)

 

 

پیــــــــــــزارو:

طنز هفته

*وقتى پشت آيفون مىپرسى:كيه؟ 95درصد مردم ميگن: بازكن، 5درصد

 باقي مونده هم ميگن:منم! *تو خيابون تصادف شده بود. همه جمع شده

بودن،منم براي اينكه صحنه رو از نزديك ببينم از اون ور داد زدم، بريد كنار،

بريد كنار، من پدرشم، وقتي كه رسيدم ديدم اونى كه تو خيابون افتاده

الاغه! *اين روزا آدم جرات نداره با يكي درددل كنه، يارو تا بهت ثابت نكنه

ازتو بدبختره ولت نميكنه! *يه عمه پير دارم هميشه توى عروسي ها مياد

سيخونك ميزنه تو پهلوم در گوشم ميگه، بعدي تويى،بعدى تويى..

البته ديگه اين كارا رو نميكنه، چون توى ختم ها منم باهاش همين كارو

كردم! *شب تولدم شروع كردم به باز كردن كادوها به كادوى بابام كه

 رسيدم ديدم يه پاكته كه درش بازه، توشو كه نگاه كردم ديدم نوشته،

 هشتادهزارتومنى رو كه سه ماه پيش گرفتي، نميخواد برگردونى.تولدت

مبارك! *نون خوردم، يادم رفت كيسه نايلون نون ها رو محكم كنم. مامانم

 تاشب 5دقيقه يه بار جيغ ميزد كه نون دونه اي خداتومن رو حروم كردي!

تازه ميگه:شانس آوردي لواش بود،اگه سنگك بود خونت حلال بود! خير

نبينن كه عاطفه ي مادرم رو تحت تاثير قرار دادن! *در يك اقدام خودجوش

 تو پلي استيشن،خودم تيم ملي ايران رو برداشتم. تيم مقابلمم اسرائيل

 برداشتم. و براي حمايت از مردم فلسطين جلوى اسرائيل بازي نكردم

بعدشم پلي استيشن رو خاموش كردم! خيلي با اين كارخودم حال كردم!

*هربار از بيرون ميام بابام مىپرسه كجا بودي؟ منم هربار ميگم بيرون بودم.

بعدش ديگه هيچي نمىپرسه! دوست داره فقط مطمئن شه خونه نبودم!

*داشتم تو پياده رو ميرفتم كه يهو يه موتوري توى عابر پياده باسرعت از

بغلم رد شد و نزديك بود بزنه به من! داد زدم اينجا عابر پيادست ها. جواب

 داد: اينجا ايرانه ها! حرفش تا حدي منطقي بود كه كاملا قانع شدم!

 

 

"داستانك"

*راز جعبه كفش*

زن و شوهري بيش از 60سال با يكديگر زندگي مشتركي داشتند. آنها

همه چيز را به طور مساوى بين خود تقسيم كرده بودند. در مورد همه

چيز باهم صحبت میكردند و هيچ چيز را از يكديگر پنهان نمیكردند، مگر

يك چيز، يك جعبه كفش در بالاي كمد پيرزن بود كه از شوهرش خواسته

بود هرگز آن را باز نكند و در مورد آن هم چيزي نپرسد. در همه اين سالها

پيرمرد آن را ناديده گرفته بود اما بالاخره يك روز پيرزن به بستر بيماري افتاد

و پزشكان از او قطع اميد كردند، درحالي كه با يكديگر امور باقي را رفع و

رجوع میكردند، پيرمرد جعبه كفش را آورد و نزد همسرش برد. پيرزن

تصديق كرد كه وقت آن رسيده است كه همه چيز را درمورد جعبه به

شوهرش بگويد. پس از او خواست در جعبه را باز كند. وقتي پيرمرد در

جعبه را باز كرد دو عروسك بافتنى و مقداري پول به مبلغ 95هزار دلار پيدا

كرد. پيرمرد در اين باره از همسرش سوال نمود. پيرزن گفت: هنگامي كه

ما قول و قرار ازدواج گذاشتيم، مادربزرگم به من گفت كه رازخوشبختي

زندگي مشترك در اين است كه هيچوقت مشاجره نكنيد. او به من گفت

كه هروقت از دست تو عصبانى شدم ساكت بمانم و يك عروسك ببافم.

پيرمرد به شدت تحت تاثير قرار گرفت. و سعي كرد اشكهايش سرازير

نشود، فقط دو عروسك درجعبه بود، پس همسرش فقط دوبار در طول

زندگي مشتركشان از دست او رنجيده بود، از اين بابت در دلش شادمان

شد. پس رو به همسرش گفت: اين همه پول چطور؟ پس اينها از كجا

آمده؟ پيرزن در پاسخ گفت: آه عزيزم! اين پولي است كه از فروش

عروسك ها به دست آورده ام!

 پایان این شماره

 

 

 

                   شماره ۴۳

                         سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۲

                     *************************

يا امام زمان تقصير من است اينكه كم مى آيى/

هرگاه شوم اسيرغم مى آيى/

اين جمعه و جمعه هاي ديگر حرف است/

آدم بشوم، سه شنبه هم مى آيى..

دوست من، بخند، حتي اگر لبهايت انحناي خنديدن را بلد نيست، حتي

اگر لبخندت ژست خشك و تانخورده ي آدم بزرگ ها را بهم بزند. بخند

حتي اگر لبخندت را لاي پوشالي ترين دليل بپيچند. حتي اگر لبخندت

لاي هزار خاطره خاك بخورد. بخند حتي اگر انار به ماه چشمانت به انتظار

ريزش باشد. حتي اگر سيب سرخ نگاهت دچار كرم هاي حسرت شده

است. بخند حتي اگر بغض هاي آجري، سقف كوتاه دلت را زير آوار درد

خرد كرده است. بخند حتي اگر آخرين بهارت باشد، آخرين آرزوهايت. بخند

حتي اگر سايه ديگر ازخورشيد پيروى نكند، آسمان بوى دود بگيرد، عشق

كپك بزند، شعر بوى نا بدهد. بخند حتي اگر لبخند، تنها نقاب روى صورتت

باشد..

 *بنام خداي مهربونى ها* سلام دوستان سه شنبه ايى عزيزم،

خوشحالم كه يكبار ديگه براي شما مىنويسم، از همه دوستانى كه

افتخار ميدن و هرهفته توى سه شنبه ها حظور به هم ميرسونند، تشكر

ميكنم. حلول ماه پربركت رجب رو هم به همتون تبريك ميگم. پنجشنبه

همين هفته، شب آرزوها، ليله الرغائب، است، بياييد تواين شب فقط به

فكرخودمون نباشيم، و براي يك بار هم كه شده، آرزومون، برآوردن شدن

يكي از آرزوهاي دوستان و اطرافيانمون باشه. دعاهاي قشنگتون رو ازهم

دريغ نكنيد. قابل دونستيد منه حقير رو هم دعاكنيد.. دوستتون دارم، بازم

به ما سر بزنيد. مستدام باشيد...پيزارو

 

 

صدای هوادار

اکرم طالبی: سلام زينب عزيزم! اميدوارم موفق بشي. مطمئنم موفق

مي شي.

سلام عزیزم.خوش اومدی.مرسی اکرم جون ایشالا با حضور شما دوستان

خدیجه مداحی: زینب عزیزم شروع کارت رو تبریک میگم. امیدوارم مثل

امین موفق باشه وبت همیشه!

فدات خدیجه جون.منووون

تنگ بى ماهى از بم: خدا قناري و كلاغ را يكجور آفريد، قناري اعتراض كرد

و زيبا شد، كلاغ راضي به رضاي خدا شد. حالا قناري تو قفسه و كلاغ

آزاد. خدايا به داده و نداده هايت شكر..

ﻣﮋﺩﻩ ﻣﻄﺮﻭﺡ:ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﺧﻴﻠﻲ ﭼﻴﺰﺍ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ! ﺩﻻﻣﻮﻥ،ﺭﻓﺎﻗﺘﻤﻮﻥ،

ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ... ﺧﻴﻠﻴﺎ ﻣﻮﻧﺪﻧﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻣﻮﻧﺪﻥ! ﺧﻴﻠﻴﺎ ﻫﻢ " ﺍﺯ ﺩﻝ

ﺑﺮﻭﺩﻫﺮ ﻛﺲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﺑﺮﻓﺖ " ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻭﺏ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﻣﺜﻞ ﺍﻭﻧﺮﻭﺯﺍ ﺷﺪﻡ!

ﺷﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺩﺷﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺩ ﻛﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻣﻮ ﺩﻳﺪﻡ !!!!! ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﻭﺭﻩ

ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﻲ ...... ﺍﻻﻥ ﻛﺠﺎ ﻭ ﺍﻭﻧﻤﻮﻗﻌﻬﺎ ﻛﺠﺎ؟؟؟؟؟

مريم درويشي حامي پرسپوليس: قهرمانی استقلال رو به آبجی فرزانه

وداداش حجت وجتی آبی . ودیگر دوستان آبیدلم تبریک میگم.پرسپولیس

تا ابد محبو ب قلب هواداراش است. پرسپولیس تا ابدسرور استقلال است.

پيزارو پرسپوليسي: پرسپوليسم هنوز دارم به عشق تو/سرودسرخ

میسازم/هنوز درگير اين احساس سرخم من/هنوز به تو واين عاشقي

مینازم.. از آقاهومن و رضوانه جان، بخاطر نگارش اين دو دلنوشته سرخ،

كه براي ما ارسال كردند،تشكر ميكنم.. يادمان باشد پيروزي آن نيست كه

هرگز زمين نخوريم، آن است كه بعد از هر زمين خوردنى برخيزيم.. انشالا

هرآن كسي كه شايسته و لايق سرمربيگري پرسپوليسه براي اين تيم

انتخاب بشه. همين حواشي و دخالتهاي بي جا و قدرت طلبي بعضي از

افراد، پرسپوليس مارو به اين روز انداخت... انشاا.. كه انتخاب مربي و

بازيكنان جديد، به خوبي و خوشي ختم ب خير بشه.. سرخ باشيد و

مستدام..

زينب ايرانپرست ومهدي پورريحان حامي حجاب: خدايا چگونه به سوي

ديگران دست دراز كنم!در حالي كه خداي من تويي وتويي كار ساز و

زمامدار من اي همدم تنهايي هايم... مريم درويشي: زینب جان مدیریت

وب رو بهت تبریک میگم. افسانه میناوند عزیزم تولدت روتبریک میگم.

مريم درويشي از كرمان: امام کاظم علیه السلام: رجب ماه بزرگی است

که خداوند پاداش نیکی ها را در آن دو چندان وگناهان راپاک می نماید.

تنگ بي ماهى: من ندار بودم عروسك قصه ام پريد، دارا كه باشي سارا

با پاى خودش به سراغت مى آيد.. استقلاليا حرومتون بشه اون جشن

قهرمانى..

سودابه از كرج: پروردگارا مگر میتوان شیرینی عشق تو را چشید و ازتو

روی گرداند؟ مگر میتوان لذت همجواری با تو را درک کرد و میل جای دیگر

داشت؟ لطیفا از تو میخواهم این تن را برای عبادتت؛لایق این قلب را برای

شیداییت؛عاشق این چشم را برای دیدنت؛شایق و این جان را به مقام

قربت؛واصل گردان....

ابي حامي آبي از خرم آباد: بر آمدنت جهان تفائل زده است/خورشيد

دوباره بر زمين پل زده است/برخيز و بيا كه در قدومت حتي/پاييز به

گيسوى خودش گل زده است(تقديم به امام زمان(عج)

رضوانه اکبری:ﺍﺯ ﺁﭖ ﺷﺪﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻭﺏ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪﻡ. ﺍﻣﺎ ﺟﺎﯼ ﺑﻌﻀﯽ

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ. ﺑﺮﻭﺑﭽﺲ ﮐﺠﺎﯾﯿﺪﭖ؟ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺍﻣﯿﻦ ﺑﺎﺑﺖ ﺯﺣﻤﺘﺎﯾﯽ ﮐﻪ

ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﮐﺸﯿﺪﯼ ﺍﺯﺕ ﻣﻤﻨﻮﻧﯿﻢ.ﺍﯾﺸﺎﻻﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﻮﻓﻖ

ﺑﺎﺷﯽ ... ﺯﯾﻨﺐ ﺟﻮﻭﻭﻧﻢ ﭼﻘﺪ ﻭﺑﻮﺑﺎﺣﺎﻝ ﺗﺮﺵ ﮐﺮﺩﯼ... ﺍﯾﻮﻝ ﺗﺎﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﻣﻄﺎﻟﺐ

ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺴﯽ ﭘﺴﻨﺪ ﺑﺬﺍ ﺗﻮ ﻭﺏ. ﻣﻠﯿﮑﺎ ﺧﺎﻧﻮﻡﻗﺒﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮﺩﯾﺪﯼ )!...ﺧﻨﺪﻩ

( ﺳﺎﺣﺮﻩ ﺟﻮﻧﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺑﻢ ﺧﺎﻃﺮﺗﻮﻣﯿﺨﻮﺍﻡ... ﺧﯿﻠﯽ ﮔﻠﯽ.. ﺯﯾﻨﺐ ﭘﯿﺰﺍﺭﻭ

ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﻤﯽ ﺧﻌﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ. ﺑﻮﺱ ﺑﻮﺱﺑﻮﺱ ﺍﺯ گل

ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ

ﺳﺎﺣﺮﻩ ﻋﺒﺎﺳﯽ:ﺯﯾﻨﺐ ﺟﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻧﻢ،ﺑﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﮐﻮﻻﮎ ﮐﺮﺩﯼﺩﻣﺖ

ﺍﺳﺎﺳﯽ ﮔﺮﻡ! ﺍﺑﯽ ﺣﺎﻣﯽ ﺁﺑﯽ،ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺯﯾﻨﺐ ﺟﻮﻭﻭﻭﻭﻧﻢ،ﻣﺮﺳﯽ ﺍﺯﻫﻢ

ﺩﺭﺩﯾﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦﻣﺮﺩﻩ ﻭﮐﺸﺘﻪ ﯼ ﻣﺮﺍﻡ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﻘﻼﻟﯿﺎﻡ! ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺵ

ﻣﺮﺍﻡﺟﻮﺍﺩ ﻧﮑﻮﻧﺎﻡ ﮐﻪﻋﮑﺲ ﻣﻬﺪﯼ ﺭﻭ،ﺭﻭ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺣﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ )ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻩ

ﺗﻮﻧﻮﺩ ﻣﯿﺤﺮﻓﻪ( ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ ﻫﻮﻣﻦ ﻋﻘﯿﻠﯽ ﻣﻬﺮ ﻫﻢ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﻣﺮﺳﯽ

ﺯﯾﻨﺐﺟﻮﻧﻢﭼﻘﺪ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎﯼ ﻫﻮﻣﻦ،ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻧﻪ ﺣﺮﻓﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﺑﺎﺑﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﭘﻮﺭ

ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﺩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻐﺰﻣﺘﻔﮑﺮﯾﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺁﺥ ﺁﺥ

ﯾﺎﺩﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺑﮕﯿﻦ ﭼﯽ؟؟ﺍﺱ ﺍﺳﯿﺎﯼ ﺑﯽ ﺟﻨﺒﻪ ﺟﺸﻦﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺁﯼ ﺭﻓﺘﻪﺑﻮﺩﻥ

 ﺭﻭﺍﻋﺼﺎﺑﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩﯾﻮﻡ ﺁﺯﺍﺩﯼﺣﺎﻟﺸﻮﻧﻮ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ

ﺟﻠﻮﻣﻮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭﺍﻻﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻧﺎﺷﻮﻥ!!!!!!!! ﻫﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻪ

ﺍﺳﻤﺎ ﻭﺣﺪﺍﻧﯽ ﻣﻘﺪﻡ:ﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻡﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﺗﻠﺦ ﻭﺷﯿﺮﯾﻦ ﻫﺮﭼﻨﺪﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﺍﻧﺪﮎ !!! ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﭼﻪ

ﺩﺭ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ؟؟ ﺟﺰ ﺗﻠﺨﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ... ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺣﺴﺮﺕ

ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻩﺭﻧﮓ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﯿﺮﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﺭ ﺗﻠﺨﯽ ﺍﺑﻬﺎﻡ ﮔﻢ ﮔﺸﺘﻪﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺍﯾﻦ

ﭼﻪ ﻏﻢ ﻏﺮﯾﺒﯿﺴﺖ؟ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﻤﯿﺮﻭﺩ !!! ﺍﻣﺮﻭﺯ

ﯾﮑﺴﺎﻝ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻭ ﺩﯾﺮﻭﺯﻫﺎ !!

زينب شكيبامقدم(پيزارو) از شهريار: 1.هيچ انتظاري از كسي ندارم! و اين

نشان دهنده ي قدرت من نيست! مسئله، خستگي از اعتمادهاي

شكسته است.. 2.آدمها براي هم سنگ تمام مىگذارند، اما نه وقتي كه

درميانشان هستي. نه!! آنجا كه درميان خاك خوابيدي، "سنگ تمام" را

ميگذارند و میروند... 3.از تصادف جان سالم به در برده و میگويد: زندگي

اش را مديون ماشين مدل بالايش است... و خدا آن بالا همچنان لبخند

ميزند..

ﺍﺳﻤﺎ ﻭﺣﺪﺍﻧﯽ ﻣﻘﺪﻡ:ﺳﻼﻡ ﮔﻠﻢ ﺧﻮﺑﯽ؟ ﺯﯾﻨﺐ ﺟﻮﻧﻢ ﺑﺎﺑﺖ ﭘﯿﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ

ﺯﯾﺒﺎﺕ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮﻟﻢﺑﯿﻨﻬﺎﯾﺖ ﺳﭙﺎﺱ ﺧﺎﻧﻮﻣﯽﺍﯾﺸﺎﻟﻪ ﺍﮔﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﺟﺒﺮﺍﻥ

ﮐﻨﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ . ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻫﻤﻪ ﺑﻬﻢ ﻟﻄﻒ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯﺗﻬﺮﺍﻥ

ﻭﺗﺒﺮﯾﺰ ﻭ ﺍﺭﺩﺑﯿﻞﻭ ﺳﺎﺭﯼ ﻭﮔﺮﮔﺎﻥ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪﻭ ﺯﻧﮕﯿﺪﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮﻟﺪﻡ ﺍﻣﺎﺑﺎﺯ

ﻏﻢ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﮐﻨﺞ ﺩﻟﻤﻪﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺎﺯﯼ ﻭ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻧﯿﻠﻮ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ

ﮐﺴﺎﯾﯽﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺮﻭﺯﻭ ﺑﻬﻢ ﺗﺒﺮﯾﮏﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ. ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻏﺮﯾﺒﯿﻪ... ﺭﻭﺣﺸﻮﻥ

ﺷﺎﺩﺑﺎﺯﻡ ﺍﺯﺕ ﻣﻤﻨﻮﻥ

ﻣﺤﻤﺪ ﻫﻮﻣﻦ ﻋﻘﻴﻠﻲ:ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ!... ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺍﯾﻦ

ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ...ﻫﺮ ﺩﻡ ﺳﻮﺩﺍﯼﻭﺟﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻫﺮ

ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻧﺎﻡ ﺑﺎ ﻭﻗﺎﺭﺕﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ .... ﻧﻪ ﺁﻥ ﺳﺎﺯ ﺁﺭﺍﻡ

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺁﺭﺍﻣﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻓﺮﺍﺳﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﯾﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﺪﺍﻋﯽ

ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...ﺧﻮﺩﻭﺟﻮﺩﺕ ! ﻭ ﺁﻥ

ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺕ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ... ﺟﻬﻨﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ

ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ

ﻭﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺯﻭﺍﻝ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ .... ﻣﯽﺳﻮﺯﻧﺪ ... ﺁﺏ

ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ...ﺗﺎ ﺗﺎﺭﻭﭘﻮﺩ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭﻟﯽﻫﺮﮔﺰ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ !... ﺁﻥ

ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !... ﺁﻥ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎﯾﺖ !.... ﺁﻥ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ

ﺑﯽﻭﻗﻔﻪ ﺍﺕ ... ﺁﻥ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﯽ ﻭﻗﻔﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺕ... ﺁﻥﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺟﺎﺩﻭﯾﯽ

ﺍﺕ ... ﺁﻥ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺑﻮﺩﻧﺖ ........ ﻭﺁﻥ ... ﺣﺘﯽ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻫﻢ ﻣﻘﺎﺑﻠﺖ ﺣﻘﯿﺮ ﻭ

ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﻨﺪ !... ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺑﻐﺾ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ... ﺍﯾﻦ ﺧﻔﻘﺎﻥ

ﻓﺮﻭﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ... ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ..... ﻭ ﻭﻗﺘﯽﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ

ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻣﺮﮒ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖ .... ﺳﮑﻮﺕ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺳﺮﺩﯼ

ﺗﺼﺎﻭﯾﺮ ﺫﻫﻨﻢ ﺍﺯﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ

ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ﻭ ﻫﻖ ﻫﻖ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﮕﺎﻩ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭﻡ... ﻧﮕﺎﻩﺷﺮﻣﺴﺎﺭﯼ ﮐﻪ

ﺑﻪ ﻏﺮﺑﺖ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻭ ﺩﻭﺭﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩﺕﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﻭﺭﺩ ....

ﻫﯿﭽﮑﺲ ....ﻫﯿﭻﮐﺠﺎ...ﻫﺮﮔﺰ ...............

ﻣﺮﯾﻢ ﺯﻣﺎﻧﯽ:ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮐﻮﻫﻬﺎﯼ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻓﻠﮏ ﮐﺸﯿﺪﻩ .

ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺭﺍﺳﺦ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ . ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺘﯽ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﺮﻑ ﺍﺳﺖ ﻭﺭﻓﺎﻗﺖ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ

ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺳﻼﻣﺖ ﻭ ﺩﺭﮐﻨﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺣﻖﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺤﺎﻝ ﻭ ﺩﻋﺎ

ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻭﺍﺟﺐ ﻭﺷﻤﺎ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺁﻧﺎﻧﯿﺪ) ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎﯾﻢ ﺁﻣﻨﻪ ﺟﯿﺠﺮﻡ ﻭ

ﺯﯾﻨﺐ ﭘﯿﺰﺍﺭﻭﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺍﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺧﺸﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺧﺸﻦﺧﺎﻥ

ﻣﮋﺩﻩ ﻣﻄﺮﻭﺡ:ﺩﻟﻢ ﺗﻨﻬﺎﺗﺮﻳﻦ ﺩﻟﻬﺎﺳﺖ ﺍﻳﻨﺠﺎﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺗﻴﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩﺩﻟﻢ

ﺑﺎ ﭘﺎﻱ ﺧﺴﺘﻪ ﻟﻨﮓ ﻟﻨﮕﺎﻥﺗﻦ ﺯﺧﻤﻴﺸﻮ ﺍﺯ ﻛﻮﻯ ﺗﻮ ﺑﺮﺩﻩﻗﺪﻳﻤﺎ ﻣﻮﻧﺲ ﻭ ﻳﺎﺭﺵ

ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻱﻭﻟﻲ ﺣﺎﻻ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﻬﺎﺗﺮﻳﻨﻪﭼﻪ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﻱ ﺩﺭﻭﻏﺖﻛﻪ ﻋﺸﻖ

ﻣﻦ ﭘﻨﺎﻩ ﺁﺧﺮﻳﻨﻪ ...

 زينب پيزارو(سرخترين دخترلر) از خرمآباد: 1.ساحره عباسي دوست

داشتنى و گل خودم، رفيق بامرام، شما تاج سر مايى عزيز، همين

حضورت توى وب و خوندن پيامهاي قشنگت باعث خوشحالي منه. 2.

مليكا از امپراطوري سرخ، و زينب ايرانپرست عزيز، مادرشدن سعادت و

افتخار بزرگي است كه خداوند به يك زن عطا ميكند، مادرشدنتون مبارك.

3.اسما وحدانى مقدم گلم، ما تو هر سمتي باشيم!! مخلص

دوستانمونم هستيم! اين حرفا چيه:-)

مريم درويشي از قلعه گنج: اگرمهدى زهرابازآيد*
جهان آينه اعجازگردد*
سرم

راپيش پايش ميگذارم*
كه باخاک رهش دم سازگردد.
 "اللهم عجل لوليک

الفرج"

 

یاداشتی از ﻣﺤﻤﺪ ﻫﻮﻣﻦ ﻋﻘﻴﻠﻲ

نوشتن از تكرار ناكامي و حسرت كار چندان ساده اي نيست...!شايد هضم

كردنش هم براي خيلي ها ديگر خسته كننده باشد...!سقوط يك قدرت...يك

جريان...يا حتي يك تاريخ...نمي شه البته اسمش رو اين مسائل گذاشت

ولي هرچه هست حسرتيست به وسعت سالها...فرو افتادن از جاده

خوشبختي...۶ سال انتظار...بازگشت دوباره در مسير خوشبختي...و

دوباره 6 سال انتظار ديگر...!عادلانه نيست عشقم...!

سياستگذاري هاي غلط...مديريت اشتباه و احساسي و نداشتن ثبات...

شايد بهترين دليل باشد براي سرخوردگي ساليانه هواداران...!و دودي كه

هميشه به چشم هوادار مي رود...

ولي تا كي تاب؟؟ تا كي تحمل؟؟تا كي حقارت نا خواسته...؟؟

بايد اين سوال رو از بانيان همه اين اتفاقات و همه بي لياقتاني پرسيد كه

هوادارا را هميشه اينطور به زوال مي كشانند......

تيشه بر ريشه احساسات جريحه دار شده هواداران زده و چيزي جز

حقارت براي آنها به يادگار نگذاشته اند...

ليگ امسال با همه سختي ها...ناملايمتي ها...جفاها و حتي تحقيرها به

پايان رسيد...باز هم به جايي نرسيديم و قصه هر ساله براي ما رنگ تكرار

گرفت...

هيچكس تصورش رو هم نمي كردتيمي كه فقط براي قهرماني ساخته

شده بود به اين حال روز بيفتد...

آناليز نكردن نيازهاي دقيق تيم در فصل نقل و انتقالات ، خريدهاي

احساسي و بهد تازه انتخاب شدن سرمربي ناكار آمد ! از اصلي ترين

دلايل ناكامي تيمه...صلاحيت دادن دادن به افراد ناكار آمدي مثل جناب

شيريني كه فقط باعث مضحكه شدن خاص و عام شدن تنها عايد اين

انتخاب بود و به طور كل عدم توازن و درك موضوعيت " پيراهن مقدس

پرسپوليس " از يك سو و اختلافات درون تيمي و آشفتگي كامل در نيم

فصل اول از سويي ديگر دوباره باعث حسرت ادامه دار پرسپوليسي ها

شد....

دلايل متعدد ديگري هم وجود داشت كه مسلما از حوصله همه خارجه و

همه درك موضوع رو به خوبي مي دانند...!

خواست همه هواداران بايد هميشه مورد توجه تصميم گيرندگان اصلي تيم

باشه و دانستن اين مطلب كه اين هوادار ديگه تاب و تحملي براي ناكامي

ديگه ابدا ندارد...!

اين همه سال حاشيه نشيني و تحقير و نظاره گر بودن شادي رقيبان ديگر

كافي است...

هوادار امروز فقط ثبات مي خواهد و البته قهرماني...ولو به هر قيمت...!

همه اين سالهاي اخير فخر همه افتخاراتي را نشان داديم كه اكثرشان را

يا نديده و ويا آنقدر كوچك بوده ايم كه شيريني شان هم يادمان نيست...!

هوادار امروز هيچ توقعي براي ماتم هايش...شكستن هايش..اشك هايش...

و سرافكندگي هاي گاه گاهش ندارد...

پس بياييد براي قلب و وسعت درياي بي كران هواداران كاري كنيد........

دل يك پرسپوليسي هرچقدر هم از عشقش پر باشد مثل ديگر رقيبان

نيست كه فقط در مواقع شادي و جشن از آنها رونمايي مي شوند...!

هميشه فرق هايي وجود دارند...!

كيست كه قدر اين هوادار را بداند...هنوز هم دير نيست...از طاقتمان رنگ

رخوت را برداريد..... و تواي هوادار...! برخيز و دوباره سرت را بالا بگير...هنوز

چيزهايي براي افتخار كردن و فخر فروختن داري...رگ غيرتت هنوز هم در

مقابل ياوه گويان مي جوشد...

قدرت درياي بي كرانمان هنوز هم ترس را به دل رقبايي مي گذارند كه

روزي هم نوبت زمين خوردن آنها هم مي رسد...

تاوان عشقت را پرداخته اي...خيلي زياد هم پرداخته اي...

دركش براي ديگران قابل وصف و تصور نيست...

اما وقتي جنست با احساست جور باشد و وفادار به عشقت بماني ديگر

كسي را ياراي خدشه دار كردن هويتت نيست...

عشق همه ما دوباره بلند مي شود و از نو ميخش را مي كوبد...

هرچقدر هم كه دور باشد آن روز مي دانم تو هم مثل من انتظار را به

زيباترين شكل ممكن به پايا خواهي رساند...دركت مي كنم چون جنس

احساس ما چيزي نيست كه كس ديگري آن را دريابد....

خوب مي داني اين روزها هم مي گذرد...

هرچقدر آرام و كند ولي يك روز به آرامش و كارناوال شادي ما هم خواهيم

رسيد....

فرداها هم اين را خوب مي دانند...!

" پس باش چون پرسپوليس هميشه هست و مي ماند...."

 

 

یادداشتی از ﺭﺿﻮﺍﻧﻪ ﺍﮐﺒﺮﯼ

 

ﯾﺎﺩﻡ ﺍﺳﺖ 10 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻓﺮﮔﻮﺳﻦ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ

ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺳﯿﺪ . ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺻﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﯾﺪ

ﺍﺯﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺁﻥﻫﺪﻑ ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺖ. ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ

ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩﻓﻌﻠﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ

ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻣﺎﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ

ﺑﯿﻨﻬﺎﯾﺖ ﮐﻮﭼﮏ ﻗﺼﺪ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ.

ﺍﻟﺒﺘﻪﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻫﺪﻓﯽ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ .. ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺴﯽ ﮐﻪ

ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻓﺘﺢﺟﺎﻡ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﺁﺳﯿﺎ،ﻫﺮﺳﺎﻟﻪ ﻭ ﯾﺎ ﯾﮑﺴﺎﻝ ﺩﺭ

ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥﻟﯿﮓ ﻣﯿﺸﺪ،ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﯿﺴﺖ ﮐﻪﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺳﻘﻮﻁ ﺩﺭ ﻟﯿﮓ

ﺗﻼﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ. ﻭ ﺍﮔﺮ ﺯﻭﺭﺁﺧﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺯﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻬﻤﯿﻪﺍﯼ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺑﻘﺎﺕ

ﺁﺳﯿﺎﯾﯽ ﮐﺴﺐ ﮐﻨﺪ. ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻓﺘﻦﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﻬﺎﯼ ﺁﺳﯿﺎ ﻫﻢﻫﻤﺎﻧﻨﺪ

ﺭﻓﺘﻦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﻡ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻓﻘﻂ ﻭﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ

ﺟﺎﻡﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺻﻼ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﮓﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﻘﯿﻪ

ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ﻧﺸﻮﺩ. ﻣﻬﻢﻓﻘﻂ )ﺳﻌﻮﺩ ( ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺲ..ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﺃﺵ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ..

ﺣﺎﻝﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﻼﺵ ﺍﺳﺖ ﺑﯿﻦ 4 ﺗﯿﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﻬﺎﯼ

ﺁﺳﯿﺎﯾﯽ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ،ﺳﻬﻤﯿﻪ ﺍﯼﮐﺴﺐ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻟﯿﮓ

ﻧﯿﺴﺖ. ﻭ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﯾﻬﺎﯼ ﺁﺳﯿﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﺩﺭﻫﻤﺎﻥ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺣﺬﻑ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻥ

ﺗﯿﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺟﺮﺃﺕ ﻧﻤﯿﺪﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﯿﻨﺎﻝ ﺁﺳﯿﺎﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﻓﮑﺮﯼ ﮐﻨﻨﺪ .

ﭼﻮﻥﺷﻬﺎﻣﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﺼﻮﺭﯼﮐﻨﻨﺪ،ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺩﺍﺭﺩ

ﻧﺎﻡ ﻭ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺭﺍ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ

ﻣﺴﺌﻮﻟﯽ ﺩﻟﺶ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲﻧﻤﯿﺴﻮﺯﺩ. ﻫﻤﻪ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ

ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﻓﻬﻢ ﻭ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﻭﯾﮏ ﻣﺮﺑﯽ

ﺑﺎﺟﺬﺑﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﺳﺖ. ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ ﻭﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺗﯿﻢ) ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ (ﻏﯿﺮ

ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯽﺃﻧﺪ،ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺩﺭ ﻓﻨﯽ ﻫﻤﻪ ﻏﯿﺮ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯽ ﺍﻧﺪ،ﻭ ﺳﺮﻣﺮﺑﯿﻤﺎﻥ

ﮔﻞ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﺑﯽ ﺟﺬﺑﻪ ﻭﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﺳﺖ،ﺳﻬﻢ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭ

ﺍﺷﮏﺍﺳﺖ .ﻣﮕﺮ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﭘﯿﺸﮑﺴﻮﺕ ﻧﺪﺍﺭﺩ؟ ﺗﺎ ﮐﯽ ﺳﻬﻢ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻥ 2

ﺭﯾﺎﻟﯽ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﯼ 700 ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺳﻬﻢ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭ ﺍﺷﮏ؟ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ

ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﺍﯼ ﭼﻮﻥ ﯾﺤﯿﯽ ﺗﺎ ﺳﺎﻝ 94 ﻫﻢ ﺣﺘﯽﺳﻬﻤﯿﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﯾﻬﺎﯼ

ﺁﺳﯿﺎﮐﺴﺐ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ. ﯾﺤﯿﯽ ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﯽﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺍﻭ

ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺒﺮﺩ. ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭﺩﻭﺭﺍﻥ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﯿﭻ ﮔﻠﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ

ﻓﻮﺗﺒﺎﻝﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻧﺰﺩ ﻭ ﺑﺎﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻧﺨﻮﺭﺵ ﺗﻮﭖ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ

ﺧﻮﺩﻣﺎﻥﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﮔﯽﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﻮﺩ.ﻫﻨﻮﺯ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﮐﻪ

ﭼﻄﻮﺭ ﺑﺎ ﭘﻨﺎﻟﺘﯽ ﺍﯼ ﮐﻪﺩﺭ ﺟﺎﻡ ﻣﻠﺘﻬﺎﯼ ﺁﺳﯿﺎ )ﭼﯿﻦ ( ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩ،ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ

ﻣﻠﺘﻬﺎ ﺧﺪﺍﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻥ ﻭﻋﻠﯽ ﺍﻟﺨﺼﻮﺹ ﻋﻠﯽ ﮐﺮﯾﻤﯽ

ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﺗﯿﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪﻧﯿﻤﻪ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻣﺎﯾﻪﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ.. ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ

ﯾﺤﯿﯽ ﺟﺰ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺣﺎﻝ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ

ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﯾﺤﯿﯽ ﮐﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯽﺧﻮﺑﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﺧﯿﻠﯽ

ﺑﯽ ﺧﻮﺩﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﻫﻢ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.ﺑﯿﻦ ﭘﯿﺸﮑﺴﻮﺕ ﻫﺎﯼﺗﯿﻢ

ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪﺟﺬﺑﻪ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ،

ﺗﻨﻬﺎ ﻋﻠﯽﺩﺍﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺲ.ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﺑﺎﯾﺪﺣﺮﻓﺶ ﺑﺮﻭ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻗﻠﻌﻪ

ﻧﻮﻋﯽ ﻭ ﺣﺠﺎﺯﯼ .. ﮐﻪﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺷﺪﻩﺳﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ

ﺗﻮﭖ ﻣﯿﺪﺍﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮﭘﯽ ﺍﺯﺧﻂ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﺩ . ﭼﻮﻥﺑﻌﺪ ﺍﺯ

ﺑﺎﺯﯼ ﺟﺮﺃﺕ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻣﺮﺑﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ.. ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻫﻢ ﯾﮏ

ﻣﺮﺑﯽﭼﻮﻥ ﻗﻠﻌﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﻫﺮﺳﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﻣﺮﺑﯿﮕﺮﯼﺩﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻭ

ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺷﺮﮐﺖﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻣﺮﺑﯿﮕﺮﯼ ﻫﺮﺳﺎﻟﻪ ﺑﻪﺭﻭﺯ

ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺗﯿﻢﻣﻮﻓﻖ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻩ ...ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ

ﯾﮏﻣﺪﯾﺮ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﯿﻤﺶﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻮﻥ ﻓﺘﺢ ﺍ ... ﺯﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ

ﺗﯿﻤﺶ ﺑﺎ ﺑﻮﺩﺟﻪﮐﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺧﻮﺩ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﺗﺎ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ

ﺗﻌﺼﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻥ ﺭﺍﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.. ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥﮐﻪ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﻄﯿﺒﯽ

ﺭﺍ ﺧﺮﯾﺪ،ﻫﯿﭻ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺍﯼﻧﺪﺍﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﻓﺘﺢ ﺍ ... ﺯﺍﺩﻩ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ

ﺧﻄﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺨﺮﺩ ﻭ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﺁﻣﺪﺍﺯ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩﺭﺍ

ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﺩ. ﻓﺘﺢ ﺍ... ﺯﺍﺩﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮﺍﻥ ﻭ ﺗﺮﻓﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﺍﯾﺖﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺬﺏ

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻥ ﻟﯿﮓ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻣﯿﺪﻫﺪ.ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ ﺑﺎﯾﺪﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ

ﺑﺎﺷﺪ . ﺩﻟﺴﻮﺯ،ﻋﺎﺷﻖﺗﯿﻢ ﻭ ﺑﺎﻫﻮﺵ .. ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ

ﻣﻘﺪﺍﺩ ﻧﺠﻒﻧﮋﺍﺩ ﺑﻮﺩ،ﺁﺑﯽ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺭﺩﻩ 13 ﺟﺪﻭﻝ ﺭﻓﺘﻨﺪ. ﭼﺮﺍ؟ ﭼﻮﻥ ﯾﮏ ﻏﯿﺮ

ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯽ ﻭ ﺑﯽ ﺗﺠﺮﺑﻪﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺑﻮﺩ،ﺑﺎ ﺑﯽﺩﺍﻧﺸﯽ ﺍﻧﺼﺎﺭﯾﺎﻥ ﻭ

ﻋﻠﯿﺰﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺪﺗﯿﻤﯽ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪﻥﺩﺍﺭﺩ

ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ،ﻭ ﺗﺎﺯﻩ ﻧﯿﮑﺒﺨﺖ ﺭﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ. ﺗﺎﮐﺘﯿﮏﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺑﺎ ﻋﻠﯿﺰﺍﺩﻩ ﺑﻪ

ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﻣﺴﺘﻄﯿﻞ ﺳﺒﺰ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﺍﻣﺎ ﻓﺘﺢ ﺍ... ﺯﺍﺩﻩﻫﻤﻪ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻧﯽ

ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺪﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﯿﻢ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺍﺭﺩﻧﮕﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﺗﯿﻤﯽ ﮐﻪ

ﻗﺼﺪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪﻥﺩﺍﺭﺩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﯽ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻭﺍﺳﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.ﺑﺎ

ﺍﯾﻨﮑﻪﺍﻣﯿﺮﺁﺑﺎﺩﯼ ﺳﺎﻟﻬﺎﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺳﻄﺢ

ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﺶ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯﻩ ﺍﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ

ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪﺟﺎﯼ ﺁﻥ ﺣﯿﺪﺭﯼ ﻭ ﺣﻤﻮﺩﯼ ﺭﺍﺟﺬﺏ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ

ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﻠﯽ ﮐﻪ ﻫﺎﺩﯼﻧﻮﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺯﺩ،ﺍﻭ ﺭﺍ

ﻧﮕﻪﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﯿﮑﺲ ﺗﯿﻢ ﺑﻮﺩﻩ،ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺍﻭ ﮐﻪﺑﯽ ﺗﻌﺼﺐ ﻭ ﺑﺎ

ﺳﻄﺢ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻡ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﻨﺪ. ﺍﯾﻦﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻥ

ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝﺧﺮﯾﺪﺍﺭﺷﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﺪﮎ ﭘﻮﻝ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺣﺎﺿﺮﻧﺪ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲﺭﺍ

ﻋﯿﻦ ﭘﻮﺳﺖ ﺧﯿﺎﺭ ﺑﻔﺮﻭﺷﻨﺪﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺗﯿﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﺷﻤﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ

ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﺎﺍﻟﻬﻼﻝ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼﺩﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ . ﺁﯾﺎ

ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﻭﺍﻧﺼﺎﺭﯾﻔﺮﺩ ﻭ ﺭﺿﺎﯾﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪﺟﻠﻮﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﻋﺮﺽ ﺍﻧﺪﺍﻡ

ﮐﻨﻨﺪ؟ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﻣﺎﻝ ﺍﯾﻦﺣﺮﻓﻬﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﭼﺮﺍ ﺩﺭﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺟﺎ

ﺧﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ؟ﭼﺮﺍ؟ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﺎﺯﯾﮑﻦﻗﻠﯿﺎﻧﯽ ﭼﻮﻥ ﻣﻌﺪﻧﭽﯽ ﻭ ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ ﻭ

ﺑﻘﯿﻪ ﻗﻠﯿﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺑﺪﻧﺴﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺗﻤﺮﯾﻨﺎﺕﺑﯿﺸﺘﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﭘﻮﺭﺷﻪ

ﺷﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪﻭ ﺩﺭ ﺳﻔﺮﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎﻝ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﭘﻼﺱ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ

ﺑﺎﺧﺖ ﺗﯿﻢ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪﻭ ﮐﮑﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﮕﺰﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ

ﻣﯿﺨﻨﺪﻧﺪﻧﯿﺴﺖ.ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﯿﻦﺩﻭﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻗﻠﯿﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻥ

ﻧﻔﺲ ﮐﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ .. ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﯾﺎﺩ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺑﺎ

ﻓﺘﺢ ﺍ .. ﺯﺍﺩﻩ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻡ ﻧﺎﯾﺐ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽﮐﺴﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪﻭ ﯾﺎ ﺣﺪﺃﻗﻞﯾﮑﯽ

ﺍﺯ 2 ﺟﺎﻡ ﺭﺍ ﮐﺴﺐ ﻣﯿﮑﺮﺩﻩ.ﺍﻣﺎ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 82 ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻻﻥ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ

ﺍﻗﺴﺎﻡﻣﺮﺑﯿﺎﻥ ﺧﺎﺭﺟﯿﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻧﺨﻮﺭ ﻭ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺩﺍﻧﺶ ﺭﺍﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻘﺪﻭﻧﯿﻪ ﺍﯼﻭ ﺻﺮﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﮔﺬﺭﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺪ

ﺍﻣﺎﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻫﯿﭻ ﻋﻨﻮﺍﻧﯽﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﮐﺴﺐ ﮐﻨﺪ. ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﯾﺎ ﻗﻠﻌﻪ ﻧﻮﻋﯽ

ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﯾﺎﻣﺮﻓﺎﻭﯼ ﻭ ﻣﻈﻠﻮﻣﯽ. ﺁﻥﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺮﻓﺎﻭﯼ ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﺑﻮﺩ،ﺳﺎﮎ

ﺍﻣﯿﺮﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪﻣﺮﻓﺎﻭﯼ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘﻞ ﻣﯿﮑﺮﺩ. ﺍﯾﻦﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩﻥ

ﻣﺮﺑﯽ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻫﻢﮐﺴﯽ ﮔﻞ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﻤﯽﺁﻭﺭﺩ ﻭ

ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺶ ﮔﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ،ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﺤﻤﺪﻗﺎﺿﯽ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺎﺯﯼ

ﺑﺎﻣﻠﻮﺍﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻌﻮﺿﯿﺶ ﺑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻭﺭﺯﺷﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﺮﮎﻧﻤﯿﮑﺮﺩ.ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﯽ

ﻋﺮﺿﻪﺑﻮﺩﻥ ﺳﺮﻣﺮﺑﯽ ﺍﺳﺖ.. ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺧﺮﯾﺪﮐﻪ ﻗﺒﻼ

ﺑﺎﺭﻫﺎ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﺭﺍﻓﺤﺶ ﻣﯿﺪﺍﺩﻧﺪ،ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻮﻝ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﻟﺸﺎﻥ

ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﻧﻤﯿﺴﻮﺯﺩ .. ﺧﯿﻠﯽﺍﺯ ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻥ ﺍﻻﻥ ﺗﯿﻤﻤﺎﻥ ﺍﺻﻼ ﺷﻐﻠﺸﺎﻥ

ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺖ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺚ ﺍﺭﺩﮎ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ﻭﻋﯿﻦ ﻟﮏ ﻟﮏ ﻣﯿﺪﻭﻧﺪ.. ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ

ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ ﺩﺭ ﺣﺪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺪﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﺯﻧﺪﻩ ﮐﻨﺪ ...

ﺩﺭ ﻧﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻻﺕ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺭﻭﯾﺎﻧﯿﺎﻥ ﺍﺩﻋﺎﺵ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪﻣﺎ ﺩﺭ ﯾﺎﺭﮔﯿﺮﯼ

ﺑﻤﺐﻣﯿﺘﺮﮐﺎﻧﯿﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺗﺮﻗﻪ ﻣﯿﺘﺮﮐﺎﻧﺪ !!!! ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻓﺘﺢ ﺍ .. ﺯﺍﺩﻩ ﻫﻢ ﺩﺭ

ﺟﻮﺍﺑﺶﮔﻔﺖ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻟﯿﮓ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﮐﯽ ﺑﻤﺐ ﺗﺮﮐﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﮐﯽﺗﺮﻗﻪ... ﭘﺲ

ﮐﻮ ﺁﻥ ﺍﺩﻋﺎﯼﺳﺮﺩﺍﺭ؟ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺑﯽ ﺧﻄﺮ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﭼﻪ ﺭﺳﺪ

ﺑﻤﺐ! ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻟﯿﮓ ﻫﻢ ﺟﻨﺎﺏﺳﺮﺩﺍﺭ ﺑﯽ ﺳﭙﺎﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ

ﺳﭙﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺑﻘﯿﻪﺗﯿﻢ ﻫﺎ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪﺗﯿﻤﺸﺎﻥ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺗﯿﻤﺸﺎﻥ ﺑﺒﺮﺩ

ﺩﻋﺎﯾﺸﺎﻥ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢﺗﯿﻤﻤﺎﻥ ﺑﺒﺮﺩ ﺩﻋﺎﯾﻤﺎﻥ

ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ !!!!!! ﺗﻮﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﺎﻧﻮﻉ ﺗﻔﮑﺮ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮﻓﻮﺗﺒﺎﻝ!!! ﯾﮑﯽ

ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﺑﮕﻪ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﺎﺩﻋﺎ ﻭ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﭘﯿﺶﻧﺮﻓﺘﻪ. ﻭﻗﺘﯽ

ﺑﺎﺯﯾﮑﻨﺎﻥ ﺗﯿﻤﺖ ﺑﯽ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺧﺪﺍﺯﯾﺮ ﺗﻮﭖ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ،ﺣﺎﻻﺣﺎﻻ ﻫﺎ

ﺟﻮﮐﻪ ﻣﻠﺖ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ؟ ﺭﻭﯾﺎﻧﯿﺎﻥ ﻭﺍﮔﻪ ﻭﻟﺶ ﮐﻨﻦ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮ

ﻫﻢﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ....ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺯﻩ ﻣﻮﺭﯾﻨﯿﻮﻫﻢ ﺍﮔﺮ

ﺗﯿﻤﺶ ﻧﺘﯿﺠﻪﻧﮕﺮﻓﺖ ﺑﮕﻪ؛ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺭﺳﻠﻮﻧﺎ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﯿﻤﺶﺑﺒﺮﺩ

ﺩﻋﺎﯾﺶ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏﻣﯿﺸﻮﺩ،ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻣﺎﻝ ﻣﺎ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ!

 

 

 

فرشته هاي ارديبهشتي:

افسانه ميناوند، ساحره عباسي، الهام يكدانه، اسما وحدانى مقدم،

خديجه عبادي، آتنا از بهشت قرمز، آوا از اهواز، سحرمحمدي(سحرغصه)

ماريا اوليايى، هانيه ورزي، فاطمه رجبي، مينو فرجي، آرزو تقي نژاد،

الهام آزموده خواه، صفورا رجبي، ليلا جمشيدي ازقم، فرزان از سياره قرمز،

ايليا كماندارسرخپوش ازكرج، مينا احمدي، نشميل كيخسروى، شيدا از

عطر ياس تا بینهايت، فريبا غفارزاده، اتوبان تنهايى(محمدحسن)، زهرا

رازگل سرخ و سهيلا از لنگرود، نسيبه از رامسر، بهاره محمدي، رادا شاه

اسماعيلي، حديث ازكرمانشاه، عليرضا دادار، غزال ازشيراز، وحيده

سامي، دختري به نام آتيش، سانى از اهواز، نداRed33، روياي سرخ 17

مرداد از اهواز، رقيه رضايى، وثوقي تك حامي اولادي، نرگس از سوادي

سرخ.

*سبزترين خاطرات ازآن كسانيست كه در ذهنمان عاشقانه

دوستشان داريم. تولدتان مبارك*

پـــــــيزارو

 

 

*زنـــــــدگي*

مرد و زن جوانى سوار بر موتور در دل شب مى راندند، آنها عاشقانه

يكديگر را دوست داشتند. زن جوان: يواش تر برو من مىترسم. مرد جوان:

نه، اينجوري بهتره. زن جوان:خواهش ميكنم، من خيلي ميترسم. مرد

جوان: خب، اما اول بايد بگي دوستم داري. زن جوان: دوستت دارم،حالا

ميشه يواشتر برونى؟ مرد جوان:منو محكم بگير. زن جوان:خب، حالا

ميشه يواشتر بري؟ مردجوان:باشه به شرطي اينكه كلاه كاسكت منو

برداري و روى سر خودت بذاري، آخه نمىتوانم راحت برونم، اذيتم

 ميكنه... روز بعد، واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتورسيكلت

با ساختمان حادثه آفريد. دراين سانحه كه به دليل بريدن ترمز

موتورسيكلت رخ داد، يكي از دوسرنشين زنده ماند و ديگري درگذشت.

مردجوان از خالي شدن ترمز آگاهى يافته بود. پس بدون اينكه زن جوان را

مطلع كند با ترفندي كلاه كاسكت را بر سر او گذاشت. و خواست تا

براي آخرين بار، دوستت دارم را از اززبان او بشنود، و خودش رفت تا او

 زنده بماند.. دمي مى آيد و باز دمي مىرود. اما زندگي غير ازاين است

و ارزش آن در لحظاتي تجلي مى يابد كه نفس آدمي را مى برد..

پیــزارو

 

 

زينب شكيبامقدم(پيزارو):

*رجب ماه خدا براي پركشيدن به عرش كبريايى*

ماه رجب ماه خدا، ماه حرمت و فضيلت از راه رسيد، ماهى كه مومنان با

ورود به آن بايد توشه ايى برگيرند تا بتوانند به نهايت مقصود يعنى ماه

رمضان نائل آيند. ماه رجب به اندازه اي با اهميت است كه گويند هرآنكس

كه اين ماه مبارك را درك كند و عبادت هاي خاص آن را به جاي آورد،

همانند روزي كه از مادر زاده شد، از تمامي گناهان پاك خواهد شد.

"رجب" نامي است بهشتي، نام نهري دربهشت كه از شير سفيدتر و از

عسل شيرينتر است، ازاين رو هركه خودرا از آلودگي ها و گناهان پاك كرد

و از فوايد اين ماه بهره مند شود گويى همانند آن نهر، جان و روح خود را

پاك و مطهر ساخته است. آغاز ماه رجب در حقيقت نويدبخش تولد و

زندگي دوباره براي عاشقان مبعود است، ماهى كه فصل جديدي را در

كتاب زندگي آنان كه به دنبال معشوق واقعي هستند مىگشايد، و عطر

دل انگيز نيايش در تمامي لحظه هاي اين ماه پربركت، جان و دل را نوراني

كرده و راه يافتگان به درگهش را قدمي به عرش كبريايى نزديك میكند.

فرشتگان نيز دراين ماه به شور و شعف مى پردازند و درباره مومنانى كه

حقيقت ماه رجب را دريافته اند، اينگونه ندا سر مىدهد: خوشا به حال

رجبيون، خوشا به حال آنان كه والايى ماه رجب را دريافته اند، خوشا به

حال آنان كه از بركت اين ماه رجب نصيبي اندوخته اند. پويندگان طريق

بندگي و سلوك، با آغاز ماه رجب با دست يابيدن به درگاه رحمت الهى

درصدد تزكيه نفس و روح خود برمى آيند تا خود را براي و ورود به ماه

ميهمانى خدا "رمضان" و درك حقايقي هرچند اندك از ليله القدر آماده

كنند. ائمه اطهار عليهم السلام همواره به ارزش ماه رجب براي آغاز نقطه

رهايى از تمايلات دنيايى و قدم به درياي بيكران رحمت و فضيلت الهى و

اتصال آن به ماه پربركت رمضان اشاره كرده اند. حضرت رسول اكرم(ص)

پيرامون اين ماه مبارك اينگونه فرموده است: ماه رجب ماه بزرگ خداست و

ماهى در حرمت و فضيلت به آن نمىرسد و قتال با كافران در اين ماه

حرام است و رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه

امت من است. كسي كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب

خشنودي بزرگ خدا گردد و غضب الهى از او دور گردد و دري از درهاي

جهنم بر روى او بسته گردد. پيامبر(ص) همچنين میفرمايد: ماه رجب ماه

استغفار امت من است، پس دراين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه

خداوند آمرزنده و مهربان است. و "رجب" را "اصب" مىگويند، زيرا كه

 رحمت خدا در اين ماه بر امت ريخته میشود. پس بسيار بگوييد:

استغفرالله و اسئله التوبه" پيامبر گرامي اسلام(ص) همچنين دربيان

عظمت و اهميت ماه رجب مى فرماود: خداي متعال، در آسمان هفتم،

فرشته اي به نام "داعي" قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد آن

فرشته دعوت كننده، هرشب تا صبح گويد: خوشا به حال كسانى كه به

ذكر الهى مشغولند، خوشا به حال كسانى كه با ميل و رغبت تمام، رو به

سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرمايد: من همنشين كسي هستم

كه با من همنشين باشد و مطيع كسي هستم كه فرمان مرا ببرد و

آمرزنده ام كسي را كه ازمن طلب آمرزش كند. اين ماه رجب ماه من، بنده

هم بنده من، و رحمت هم هم ازآن من است. هركسي مرا دراين ماه

بخواند، پاسخ مثبت دهم و هركسي ازمن چيزي بخواهد بو او عطا كنم،

و هركسي ازمن هدايت جويد هدايتش كنم. من اين ماه را وسيله ارتباط

بين خود و بندگانم قرار داده ام، پس هركس به آن چنگ زند، به من میرسد.

 حضرت امام جعفرصادق(ع) فرمودند: حضرت اميرالمومنين(ع) دوست

میداشت كه چهارشب در تمام سال را احيا بدارد و آن شبها را به عبادت

بپردازد، و آن چهارشب، شب اول رجب و شب نيمه شعبان و شب عيد

فطر و شب عيد قربان بود. حضرت موسي بن جعفر(ع) نيز در حرمت و

اهميت ماه رجب مى فرمايد: هركه يك روز از ماه رجب را روزه بدارد آتش

جهنم يك ساله از او دور شود و هركه سه روز ازآن را روزه دارد بهشت او

را واجب گردد. دركرامت و فضيلت اين ماه از حضرت امام صادق(ع) نيز نقل

شده است كه فرمودند: آنگاه كه قيامت برپا شود. منادي الهى فرياد زند:

أين الرجبيي؟ كجايند آنانكه ماه رجب را گرامي داشتند و از آن بهره ها

بردند؟ از آن انبوه جمعيت گروهي برخيزند كه نور جمالشان محشر را

روشن كند، برسر آنان تاج هاي شاهى كه مرصع به در و ياقوت است،

قرار دارد و درطرف راست هرنفر ازآنان هزارفرشته درسمت چپ نيز هزار

فرشته به او كرامت و تعظيم الهى را تبريك گويند. از جانب الهى ندا آيد:

بندگانم و كنيزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاي و مقام گرامي و

عطاياي فراوان دهم و شما را در جايى جاي دهم كه اززير آن نهرها جاري

است و شما درآن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبان براي من درماهى

كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد. سپس خطاب به فرشتگان مى فرمايد:

فرشتگان من! بندگان و كنيزان را به بهشت داخل كنيد. دراينجا حضرت

صادق(ع) فرمود: اين پاداش، براي كسي است كه گرچه روز اول يا وسط

يا آخرماه رجب را روزه بدارد. يكي از كارهاي مهم و شايسته درماه رجب،

كمك به مستمندان است. امام صادق(ع) از پدران گراميش از امام علي(ع)

نقل میكند كه آن حضرت فرمود:هركسي به خاطر خدا درماه رجب صدقه

بدهد. خداوند وى را آنچنان اكرام میفرمايد كه نه چشمي ديده نه گوشي

شنيده و نه برقلب انسانى خطور كرده باشد. (منبع: باشگاه انديشه)

 

 

*متن آهنگ، يه تيكه زمين، باصداي محمداصفهانى*

بهشت از دست آدم رفت از روزي كه گندم خورد/

ببين چي ميشه كسي كه يه جو از حق مردم خورد/

كسايى كه تواين دنيا حساب مارو پيچيدن/

يه روزي هركسي باشن حساباشونو پس ميدن/

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نيست/

پرستش راه تسكينه، پرستيدن تجارت نيست/

سر آزادگي مردن ته دلدادگي ميشه

يه وقتايى تمام دين همين آزادگي ميشه/

كنار سفره ي خالي يه دنيا آرزو چيدن/

بفهمن آدمي يك عمر بهت گندم نشون ميدن/

نذار بازي كنن بازم برامون باهمين نقشه/

خدا هرگز كسايى رو كه حق خوردن نمىبخشه/

كسايى كه به هر راهى دارن روزيتو ميگيرن/

گمونم يادشون رفته، همه يك روز مىميرن/

جهان بدجور كوچيكه همه درگير اين درديم/

همه يك روز میفهمن چه جوري زندگي كرديم.

*پایان این شماره*

 

 

                  شــماره ۴۲

                         سه شنبه۱۷ ارديبهشت ۹۲

                    ****************************

روزى از روزها، شبي از شبها خواهم افتاد خواهم مرد،

اما ميخواهم هرچه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم،

تا هرچه ديرتر بيفتم،

هرچه ديرتر و دورتر بميرم،

نمخواهم حتي يك گام يا يك لحظه پيش از آنكه ميتوانسته ام بروم و بمانم،

افتاده باشم و جان داده باشم...

سلام دوستان و ياران هميشگي سه شنبه ها..اميدوارم حال همگي تون

خوب باشه، متاسفانه با باخت پرسپوليس، حس و حالي براي نوشتن يه

مقدمه شاد نبود. اما براي شروع بايد گفتني ها رو گفت. به قول يكي از

دوستان فوتبال همينه كاريش نميشه كرد، زندگي همچنان ادامه دارد.اين

اولين شماره از سه شنبه هاست كه بدون حضور آقاي زارعي و با كمك

برادر خودم، ابراهيم، آپ شده! گاهي انسان مجبوره دور باشه از

همهمه ها و دغدغه هايى كه ذهن و فكر و جسمش رو به آشوب

ميكشه،دور باشه تا به اون آرامشي كه ميخواهد برسه، زارعي هم رفت

تا به اون آرامش و هدفي كه به دنبالش هست برسه.امين تــوى اين

62هفته ايى كه سرختر ازهميشه و سه شنبه ها رو آپ كرد،براي حضور

و دور هم جمع كردن بچه ها خيلي زحمت كشـيد، گرچه امـين بخاطر

اخلاق تند و رك بودنش هميشه درگير و از دست خيليا دلخور بود. اون يهو

تو اوج محبوبيت سه شنبه ها، با همه خداحافظي كرد و از وب رفت. اما

اونم براي خداحافظي دليل خاصي داشت كه حاظر نشد درباره اش حرف

بزند. ميدونم همتون اين وب رو با اسم زارعي شناختيد و حتي بعضي

هاتون به خاطر اون و مديريت خوبش توى سه شنبه ها حضور پيدا كرديد.

و بعضي ها هم هدفشون ازاومدن به اين وب خيلي چيزاي ديگه بوده و

هست، من خودم براي فرار از تنش هاي روزانه به اين وب اومدم تا دركنار

دوستانم به آرامش برسم و ازخوندن دلنوشته هاشون لذت ببرم، اينجا

اومدم تا راهي رو كه سال80 با ماهان شروع كردم اينبار با سه شنبه ها

ادامه بدم،به اينجا اومدم تا ديداري با دوستان قديمى داشته باشم و

دوستان جديد براي خودم پيدا كنم.از همتون ميخوام حالا كه امين رفته، به

خاطر ماهان، رفاقت ها و زحماتي كه كشيد، بياييد بدون حرف و حديث

پشت سرش و ديگر دوستان براش دعاكنيم. هرچند خيلي دوست داشتم

خودش هم باشه، اما آخرين لحاظت كه وب رو به من تحويل ميدادگفت كه:

"فقط به خاطر دلم ميرم چون دلم رفتن ميخواد" ما هم به تصميمش براي

رفتن احترام ميذاريم و دعاميكنيم انشاا.. هرجا كه هست و هرجا كه ميره،

موفق، سربلند و سلامت باشه. راستي همين جا، جا داره راه اندازي

دوباره وب "ماهان سرخ" رو به بروبچ هاي ماهان سرخي ازجمله آقا زانيار،

راحله و يلداتبريك بگم و از همگي براي حظور در وب خودشون "سه شنبه

ها" دعوت ميكنم و ازحضورشون و پياماها و كامنتهاشون استقبال ميكنيم..

زندگي كوتاهتر از اونه كه بخواد نصفش هم به كينه و دشمني بگذره،

توهين، تهديد، تحقير، فحش، دو به هم زني و افشاي رازهاي همديگه،

چه چيزي ميتونه به دنبال داشته باشه؟ بزرگي؟ محبوبيت؟ اثبات خوب

بودن ما و بد بودن طرف مقابل؟ نبخدا اينا جز درگيري و دشمني ها چيزي

به دنبال نخواهد داشت. اگه من خوبم يا بدم، ضرر و زيان و يا سود و

منفعتش فقط و فقط به خودم برميگرده. اما چه خوبه ماها اونقد با هم

خوب و مهربون باشيم كه وقتي از اين دنيا رفتيم، قطره اشكي از سر

دلتنگي و نبود ما، به روى گونه ايى بلغزد..اين رو هم بگم كه براي من به

هيچ وجه توهين و خدايى نكرده فحش دادن كسي اهميت نداره و جواب

اين نادوستان رو با سكوت خواهم داد. كساني كه بخوان با اين حربه به

قول خودشان بهم ضدحال بزنند و يا من رو عصبي كنند، به هيچ عنوان به

مقاصد خود نخواهند رسيد!من ياد گرفته ام بهتر است منفور باشم به

خاطر چيزي كه هستم تا اينكه محبوب باشم به خاطر چيزي كه نيستم!

ياد گرفته ام يك رنگ بمانم، حتي اگر برخي براي پررنگ شدن حاضرند

هزار رنگ باشند.يادگرفته ام، بمانم تا كاري كنم نه اينكه كاري كنم كه

بمانم!و كلام آخر اينكه، هرهفته باحظور و پياماي قشنگ خودتون باعث

دلگرمي ما باشيد..دوستتون دارم. مستدام باشيد. پيـــزارو