X
تبلیغات
سه شنبه ها

سه شنبه ها

 

        در این فریب آلود

        دیگر به چشم های بارانی هم اعتمادی نیست

        فریاد بر فصلی که در هوای اسارت بار قفس

        حرمت آزادی نفس هم شکسته میشود...

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                 

  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

               شماره ۲۴ سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                

 

 
 

  دوستای گلم سلام... اینجوری نیگام نکنین جون من!صبر کنید توضـــیح

  بدم... میدونم بازم تاخیر.. بازم بدقولی... بازم شرمندگی.. باور کنید این

  دفه به خاطر گرفتاری شخصی نبود!دیشب داشتم سایــــــــت را به روز

  میکردم که اینترنت اینجا قطع شد و هر چه تا آخر شب منتظر مونـــــدم

  وصل نشد تا من بازهم شرمنده ی شما بشم... ولی یه خبر خـــــــوب

  اینکه یه دوست خوب پیدا شده که از این هفته تو به روز کردن سایـــت

  کمکم میکنه و چون دیگه تنها نیستم انشاا.. از هفته آینده سایتتون هـر

  سه شنبه ساعت ۲بعدازظهر به روز میشه و دیگه مشــکل تاخـــــــــیر

                                    نخواهیم داشت..

        ممنون از نگاه مهربونتون.. مواظب خودتون باشین .. یا علی

                                 

 

 

 

                              صدای هوادار

 

       

 

فرشته نجف آبادی:

ناز مُژگون قشنگت

مِهربون ای مادرِ من...

آیه ی مِهر و مُحبت

خوب ِمن ، تاج ِسر ِمن ...

نَغمه ی لالاییِ توهَمدمِ شب های من بود...

گَرمیِ آغوشِ اَمنت بهترین مَأوایِ من بود ...

باز مادرم منو صدا کن ...

صدا کن ... صدا کن ...

فرشته بانوهمیشه بَرام دُعا کن ...

چین ِگیسوی سِپیدت

مو به مو ، اَبریشَمینه...

عطر ِتن پوشت هنوزم خوش ترین عطر ِ زمینه ...

خون ِدل خوردی شب و روز

پیله تا پَروانگی رو...

روی چشمونم میذارم تو صبور ِخانگی رو ...

بِستر ِآرامشی تو واپَسین پَناه و سَنگر...

من هنوز مُحتاج ِعشقم عشق ِ بی مَرز ِتو مادر ...

نَغمه ی لالاییِ توهَمدمِ شب های من بود...

گَرمیِ آغوشِ اَمنت بهترین مَأوایِ من بود ...

باز مادرم منو صدا کن ... صدا کن ... صدا کن ...

فرشته بانو همیشه بَرام دُعا کن... دعا کن.

 آسمون ابری و وقت غروب ...

مه صدای گرمتُم خاک جنوب

مه گنوغم مثل خُوم گنوغ مَوات ...

آدم صادق و بی دروغ مَوات 

یه نفر ساده به مثل چوکِلَک ...

کسی که بلد نَبوت دوز و کلک

غمِ عشقی تو چشُش وِلُو بشت ...

مثه کوهی پرغرور گنو بشت

کسی که توی دلش خدا بشت ...

تو سکوت شعر ما صدا بشت

یه نفر که دل به دیریا بزنِت ...

کسی که حرفون فردا بزنِت

یه نفر بچه که خیلی پیر بشت ...

مثله دستون خودم فقیر بشت

یه نفر که عاشقی پیشَه بُکُنت ...

توی جون مردمون ریشه بُکُنت...

 

 

زینب 22 همیشه آبی:این روزها روح و روانم بشدت افسرده است. غم

نبودنت یه طرف غم نداشتنتم یه طرف.... اما دلیل آشفتگیم فردای این

ماجراســـــــت..تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرس از دل دادگیت به دیگری

 مرااااااااااااااااااااااا بشدت دیواااااااااااااااااااانه کرده....

 

 

زینب 22 همیشه آبی از خرم آباد:برادران عزیز شهرکی فوت دایی

عزیزتون رو تسلیت میگم. ایشالله غم آخرتون باشه

 

 

 redman:خدیجه مداحی عزیز ایشالا عین من موفق باشی تو کنکور!

البته بیشتر ازمن!آخه غیر انتفاهی شدن که موفقیت نداره!2.آبجی مریم

ما چاکرتیم.نوکرتیم!مخلصتیم!خرتیم اصلا!!!!!!3.هاجر نروووووووووووو!تو

هم مث من نمیتونی دووم بیاریییییییی!نروووووووووووووووووو!اونایی که

رفتن خیری ندیدن برگشتن! ولی بقولی راهی که از رفتنه باید رفت!(چه

ربطی داشت آخه!) در کل نرو آبجی..4.کتایون از جوانه های سرخ من

بگم بوی چی بود؟ بگم؟آخ ببشید زییییییییینگ؟ بوی بینی نیم سوزشده

!5.زینب تا تو بدونی معنی بی تی چی میشه ناخواسته معـــــــــتادش

میشی!پس بدون چقد جیـــــــــــــزه! تو سایز های مختلف هم عرضه

میشه! با رنگ های جورواجور! موارد مصرفشم زیاده..اگه حالت گرفتست.

اگه خوشالی! اگه ناراحتی ! اگه بیکاری ! هنگام کاری ! قبله کاری! بعد

کار.غذا.خواب.قبل خواب...کلا همه کارست....طریقه مصرفش بمونه

واسه هفته بعد!6.راستی رینب جان!پیزارو خان! چشم..حتما...تو برنامه

کاریم گنجوندمش!!7.دایی جون سلام!8. تنگ بےماھے نوشتنت منو

کشته! زبونه دریھ نه؟9.ملیکا بیا اینجا؟ کجایی آبجی؟ تحــــــــــــویل

نمیستانی؟!!!!10.ساحره عباسی قربونه یوووووووووو....همه محسنا

دوس داشتنی ان!!! بجون داداش امین که یه دونست.همچنان واسه

نمونست!(البته طرح های دیگش موجوده!)11.بچه ها واسم دعا کنید

بین دوراهی گیر کردم بای تا های

 خودت یه دونه ای من چن دونه ام.... مرسی محسن خان

 

Redman:هر چی فک میکنم این مورچه بالدار چیزی نمیتونه باشه جز

حاصل رابطه نامشروع بین پشه و مورچه.. واقعا خجالت آوره...!!!

 

 

مینو فرجی:داداش امین خوبم و دوستان گل سه شنبه ها؛ خیلی

وقته می خواستم نگفته برم ولی باز موندم تا بیشتر کنارتون باشم،

نمی خواستم این هفته هم پیام بذارم، ولی خب گفتم بگم شاید بهتر

باشه تا فکر نکنید بی معرفتم. غیبت سه ماهه من فقط یه دلیل داره

اونم کنکور ارشدمه که حسابی وقتم رو گرفته و یه جورایی دیگه داره

نفس گیر میشه، برای همین ببخشید که روزهای قشنگ پائیزی تون

رو کنارتون نیستم. دوستتون دارم، دلم براتون تنگ میشه،برام دعا کنید

یادتون نره، کنارتون نیستم اما بیادتونم.

قربون آبجیم،ایشالا موفق باشی... منتظریم تو هم با دست پر برگردی...

به سلامت

 

مینو فرجی:برادران عزیز شهرکی؛ فوت دایی بزرگوارتان را تسلیت

می گویم، خدایش بیامرزاد. خدیجه مداحی نازنینم، برات در آزمون دکترا

آرزوی موفقیت دارم عزیزدلم. ممنون از مصاحبه آقای موسی پور، جالب

بود. مرسی از اونهایی که زحمت این مصاحبه ها و سوالهاش و تنظیمش

رو می کشند. و نیلوفر انصاری دوست داشتنی ام و آسیه فرزانه یگانه

مهربونم، 24 و 30 آبان روز قشنگ میلادتان نیلوفر باران.

 

مینو فرجی از بام صنعت ایران:وقتی کسی نیست که به او فکر

کنی به آسمان بیندیش چون در آنجا همیشه کسی هست که به تو فکر

 کند.

 

 

افسانه عسکری:همه عمر برندارم سر از این خمار مستی/که هنوز

من نبودم که تو در دلم نشستی السلام و علیک یا علی ابن موسی

 الرضا المرتضی

 

جت روی قرمز:وقتی میان هوس و نفس جنگ میشود/قلبم به چشم

 بر هم زدنی سنگ میشود/اقا ببخش که دلم سرگرم زندگیست/کمتر

 دلم برای شما تنگ میشود السلام و علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی

عجل الله تعالی فرجه و شریف اللهم عجل لولیک الفرج.

 

 

Btقرمز:خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان/باید از جان گذرد هر که

 شود عاشقشان/روز اول که سرشتند ز گل پیکرشان/سنگی اندر

گلشان بود همان شد دلشان.

 

 

محبوبه بخشیان:

پرسیده بودی چه خبر؟

چه بگویم؟!

همه چیز خوبست!

دلها همه شاد!

لبها پرخنده!

چشمها ...

راستی

‏...

‏...

...

من هنوزهم،گاهگاهی

دروغ میگویم

 

 

جت روی قرمز:عادت میکنم به داشتن چیزی و سپس نداشتنش.

به بودن کسی و سپس نبودنش.تنها عادت میکنم.اما فراموش نه...!

 

 

افسانه عسکری:همیشه ماندن بهترین نیست/همیشه رفتن ان

 حضور ناب نیست/گاهی میان رفتن و ماندن هـــــــــــــــــــیچ

فرقی نیست/دلتنکیم.باشد.../در خانه نیستند.باشد/اصلا مهم

نیســـــــــــــــت/اصل.مهــــــــــــم این اســــــــــــــــت که ...

/عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند/نرم و مــــــــــــهربان

 

 

جت روی قرمز:داداش امین اسم سه شنبه ها که قشنگه چـــــــــرا

 میخوای عوضش کنی؟بالاخره مدیری و مختار حالا اگه میخوای عوضش

کنی به نظرمن حقیر بزار (مهمونیه هفتگی).در ضمن به وبلاگ شخصی

 پریناز پور محمد سر زدم خیلی جالب و با حال بود واقعا خوشم اومد تا

ساعت 3 صبح من و خانمم تمام ارشیو شو زیر و رو کردیم از همین

جا بهش بابت سلیقه اش تبریک میگم

 

 

 

جت روی قرمز:دوستان عزیز امین زارعی .زینب پیزارو.الکس سرخ.

ساحره عباسی.محسن و مریم .امنه جعفری.تکناز ابی. و همه ی بر

و بچ گل سایت سه شنبه هااز اینکه چه با تماس یا پیامک و کامنت منو

شرمنده خودتون کردید از شما سپاسگزارم شما عزیزان رو در کنار خودم

احساس میکردم و از همدردیه همه ی شما خوبان ممنونم ایشالا

 بتونم تو شادیهاتون جبران کنم .یا علی

خواهش میکنم داداش. ایشالا غم آخرتون باشه

 

 

جت روی قرمز:ای که به دور کعبه و منکر حیدری/کعبه ولادتگه اوست

 دور حیدر نگرد.یا علی

 

محبوبه بخشیان:مينوي عزيزم باشنيدن حرفات ناخواسته بغضم تركيد...

حرفات حرفاي دل منه... فك نميكردم تو اين دنيادردي بدتراز يتيم بودن

وجود داشته باشه....خيلي سخته،ب خداخيلي سخته پدري ك هميشه

واست سمبل استقامت و ابهته اونطور توبستر بيماري بي رمق و بيحال

بامرگ دست وپنجه نرم كنه و توفقط تماشاگرش باشي... فقط دلت ب

دوساعت روزاي ملاقات خوش باشه واز پشت شيشه آي.سي.يـــــــو

نگاش كني.....  خداسايه هيچ پدرومادري و از سربچه هاش كم نكنه.

واسه شادي روح پاك ومهربون همه بابا و مامانايي ك حالا جسمشون

تواين دنيا نيست بخونيم صلوات.حمدوسوره...


 


جت روی قرمز:(در یادم هستی پرانتز را نمیبندم تا این واقعیت تا ابد

جریان داشته باشد

 

 

سایه شب:بیاموزیم که زمزمه های دل دیگری را شنیدن و

سخنان بی کلام آن را در یافتن، تنها...تنها استعداد انسانهای

بخت یاریست که برای جهان بسیار عزیزند!

 

 

افسانه عسکری:دوستان خوبم ساحره عباسی.زینب پیزارو .الکس

 سرخ بابت تبریک ورودم از همتون یک دنیا ممنون مرسی

 

 

 
 

امین زارعی:دهاتی تنها من نوکرتم دادا،خیلی آقایی، گذشته رو بیخیال،

ازت ناراحت نیستم اصلا،هرچی بود تموم شد... منو تو مصاحبت شرمنده

کردی حسابی، امیدوارم داداش خوبی باشم برات تا همیشه

 



تنگ بۓماھےاڑبم : نفس اڑوقتےشنیدم بیستم آبان میایےوبغل مامانت

میرےوخالۀ عایشھ غرق بوسھ ات مےکنۀ دارم اڑحسادت مےمیرم کاش

منم اونجابودم..چۀ آرڑوھایےواسھ این روڑھا داشتیم افسوس...شاھرخ

لعنت بۀ عشق کھ جگرمو سوڑوندھ...گریۀ

 



دایی جوووون:تقدیم به متأهلای ماهان

گفت شوهر با زن خود ای شــــــــفیق

نیست این تقویم،تقویم دقیــــــــــــــق،

گفت زن با شوهرش ای وای مـــــــن!

چیست این تقویم را آقای مــــــــــــن؟

گفت شوهر با زن خود ماجـــــــــــــرا!

نیست روز ازدواج ما چـــــــــــــــــــرا؟

زن بخندید و بگفت: ای مرد خــــــــوب

عیب بود این بر شمردی از عــــــیوب!

ربط با تقویــــــــــــــــــــم،روز ازدواج؟

کله پوکی،کله ات را کن عـــــــــــلاج

گفت شوهر پس چرا از روزهــــــــــا

هر مصیبت ثبت غیر از روز مــــــــــا؟!


فاطمه ابراهیمی:هربار كه بي بهانه دست كسي راگرفتم گم شدم،ترس

من از گم شدن نيست ازگرفتن دستي است كه بي بهانه رهايم كند!



آرزو جلیلی:جانا پر پروانه ما را بپذير ...عشق دل ديوانه  ما را بپذير ...

افسانه میناوند مهربونم اولا حافظ شدنت مبارک دوما دیدارت منو تا اوج

ملکوت برد نازنین یه دنیا دوستت دارم سوما حضور در جشن حافظ قرآن

 شدنت یه افتخار بزرگ درتمام زندگیم بود درکل خیلی زحمت دادم

نانازم...

 

 

زوروقرمزازگنبدکاووس:همشهریای عزیزم بروبچ کوچه علوی فوت دایی

عزیزتونو تسلیت میگمانشاا...دیگه غم نبینین






گروه بانوان سرخ: الكس سرخ، الهام رشنو، ساحره عباسي،پيزارو،

ليلي  و سارا حسيني و شهلا پرسپوليسي:پرسپوليس لطفا به خودت

بيا! يه وقت هوس نكني بري دسته2 و 3 كه اونجا فقط لايق و مختص

اس،تق،لاله!!


صوفيا از شيراز:براي نيلو و نازي نجف آبادى:لحظه ي جدايي از تو/

لحظه ي اومدن غم/بعد رفتنت عزيزم/جون ميدم تو دست ماتم..


 

حديث و مژگان شكيبامقدم از خرم آباد:خداوندا از من بگير، هرآنچه را كه

تورا ازمن مىگيرد..سلام بر همه ماهاني هاي عزيز،ما همه شــماها رو

دورادور از طريق آجي زينب ميشناسيم. با آرزوى موفقيت براي مــــــدير

سايت آقاي زارعي و بقيه دوستان.


 

تنگ بۓماھۓازبم.ومریم درویشۓاڑقلعۀ گنج  مریم شناسۓگل تبریک

ماروھم پڈیرا باش

 

 

آرزو جلیلی:سلام دوستان سرخدل یه هفته نبودم دلم واستون تنگ

شده بود, برادران شهرکی امیدوارم غم آخرتون باشه.

 


زينب شكيبامقدم(پيزارو):به ياد فرشته هاى آسمونى ام، نيلوفر و نازيلا:

روى ديوار اتاقم، تو يه قاب عكس چوبى/تو كنارمى هنوزم با يه دنيا

عشق و خوبى/تو كنارمى هنوزم ميون اين همه ديوار/هنوزم چشماى

نازت به چشام زل زده انگار/گل سرخ يادگاريت مىگه كه آهاى ديوونه/

اون ديگه برنمىگرده، چرا يادت نمىمونه/من كه باورم نمىشه،آخه

هم بغض صميمى/همه سهم من ازتو بشه اين عكس قديمى/مگه

ميشه برنگردى،من كه باورم نمىشه/وقتي كه هنوز تواين عكس بامنى

 مثل هميشه/هنوز اين اتاق خالى،اين چراغ نيمه روشن/همه شاهدن

كه هيچوقث تو نرفتى از دل من/كاشكى اين دنياى دلگير، قد قاب عكس

 مابود/تافقط تنها واسه من توى دنياى تو جابود/شايد اون وقت نگاهم

ديگه بارونى نمىموند/دل من توعكسى كهنه،ديگه زندونى نمىموند...




پيزارو پرسپوليسى:هرچند با شش گلى كه پرسپوليس به پيــكان زد

سوپرايز شديم،اما هنوز با اون تيمى كه ما میخواهيم فاصله زيادى داره،

اين شش گل شايد مرهم كوچكى بود بر زخمهاى بیشـــــــمارى كه

پرسپوليس بر روح و روان ما وارده كرده و باعث افزايش آمار گلهامـــون

شده! اما هنوز از وضع فعلي تيم محبوبمون رضايت نداريم، خدا كنه به

زودي اوضاع پرسپوليس رو به راه بشه،(هوادار بگو ايشالا)


 


سهيلا سوپراستار لاليگا و صوفيا هاشميان:با بدان كم نشين كه

صحبت بد/گرچه خوبي، تورا پليد كند/آفتاب به آن بزرگي را/لكه ابر

ناپديد كند..


 

خواهران رحيمي:برادران شهركي فوت دايى عزيزتان را تسليت ميگيم.

مارو هم در غم خود شريك بدانيد.

 

صوفيا ابوالحسنى از شيراز:گاهي آن كسي كه ميخنددوميخــــــنداند،

ميخواهدحواست را ازچشمان گريانش پرت كند.

 



ميكروب شناس:سلام من زيـــــــــــــور هســــــتم متولد 28بهمن70

باعث افتخارمه كه به جمع سرخ دوستان گل ماهانيم برگشـــــــــتم.

عاشقتونم..

به به مامان گلم!خوش اومدی عزیزم..ایشالا حضورت همیشگی باشه...

بچه ها زیور مامان ماهانی منه.. حسابی تحویل بگیرید



 

کتی از جوانه های سزخ از لنگرود:مینا پژمانفرد عسیسم،مینای همیشه

 موندگار من،خوشحالم که فاصله ها تموم شدو عروس تمام دقایق حامد

 شدی... میناجونم و آقا حامد عزیز به هم رسیدنتون مبارک. ایشـــــالا

خوشبخت بشین و به پای هم پیر و پتل... پیوندتان هوارتا مبارک بادا.

مینا خانوم ما هم  پیوند آسمانی ات با آقا حامد را تبریک میگیم. ایشالا

که سال های سال خوشبختی را در کنار هم زندگی کنید.. یه عالمه

دعا برای خوشبختی تان بدرقه ی شماست از طرف ما.


 


زوروقرمزازگنبدکاووس: یادو خاطره ۶تایی های معروف بخــــــــــــــیر...

6گل پرسپولیس داغ ننگی که تاابدرو پیشونی ابکیهاست رو زنده کرد

بردشیرین پرسپولیسم گوارای وجودپرسپولیسهای متعصب.

دمت گرم زورو... من هرچی یادمه پیامات سرخ سرخ بوده.. الانم مثل

 همیشه


 


تنگ بۓماھےاڑبم :نفس اڑوقتےشنیدم بیستم آبان میایےوبغل مامانت

میرےوخالۀ عایشھ غرق بوسھ ات مےکنۀ دارم اڑحسادت مےمیرم کاش

منم اونجابودم..چۀ آرڑوھایےواسھ این روڑھا داشتیم افسوس...شاھرخ

لعنت بۀ عشق کھ جگرمو سوڑوندھ...گریۀ

اسماء آجی بچه هایی که با گوشی وبو میبینن بعضیاشون پیاماتو به هم

 چسبیده میبینن.. من خودم فونت نوشته هاتو دوس دارم اما اگه اجازه

بدی از هفته آینده ویرایششون میکنم و با فونت معمولی میذارمشون تو

سایت


 

ملیکا ازحکومت امپراتوری سرخ؛سمیه بورقانی نازنین وجودپاکت به وب

سایت ستاره باران همیشگی باش؛براداران شهرکی عزیزفوت دایــی

عزیزتان راتسلیت میگویم غم اخرتان باشد؛خدیجه مداحی دوســــت

داشتنی بقول داداش امین بادست پربرگردی؛تندیس وجودم هـــاجرم

تکتازابی رفتی ولی زودبرگردکه وجودت اینجاباغ مهربانیـــست؛داداش

امین اگه امکانش هست توی مصاحبه بعنوان طراح سوال نام منوبجای

ملیکاهمون امپراتوری سرخ درج کن مرسی



ملیکا ازحکومت امپراتوری سرخ:تردیدنداشته باش روزی پروانه خواهیم

شدبگذار روزگارهرچه میخواهد پیله کند؛

 

 

 

تنگ بۓماھۓ: ھمکار من.وحید بادوس دخترش سوارموتورمیشن

دختره میگه عشقت مال من.چشمات مال من.وحید میزنه کنارمیگه

بیاپایین الانہ بگےمورتورتم مال من

 


پروانه: ميخوام بگم روم نميشه بگم يا نگم؟ ولى ميگم .نه نميگم چــه

جورى بگم.چطورى بگم نميخوام بگم.نه نميگم.باشه ميگم!به جـــــون

خودم نه به جون خودت دروغ سرکارى بود.



پروانه ایرانپرست:....... پیام قابل تایید نمیباشد 

 

 

دایی جووووون: داش امین خیلی سالاری مرسی تا بابت خوش آمد*

شعرا مال خودم نیست یواشکی از کتابا میدزدم*دوست قدیمی سرکار

 خانم بورقانی خوشحال شدم اسمتون اینجا دیدم*فعلا

 

 

زوروقرمز:اقای دهاتی تنهایه پرسپولیسی متعصب وقتی شــــعارمیده

"پرسپولیسم اول بشی اخربشی باهاتم"به خاطر باختای تیمـــــــش

سرشوپایین نمیگیره درهرشرایطی سرشوبالامیگیره با غـــــــــــروراز

پرسپولیسی بودنش وپرسپولیسش دفاع میکنه

 

 


مهسا چگینی:سلام عرض میکنم خدمت همه ماهانی های جدید و

قدیم... ها ها ها من مهسا نیستم امینم! میخواستم پیزارو رو سرکار

بذارم

 


آرزو جلیلی:توکلاس درس خدا:اونيکه ناله ميکنه ردميشه ،اونيکه صبر

ميکنه قبول ميشه ،امااونيکه شکرميکنه شاگرد ممتازه.بياین اين هفته

شاگرد ممتازباشيم.روز بخیرهم شاگردیا...

 

 

دو نیمه ی قرمز(امین زارعی از جنوب -دهاتی تنها از شمال):

ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﮔﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯾﻢ ، ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﻦ ﺩﺍﺩﯾﻢ

ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺟﺮﻣﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺍﻓﺘﺎﺩﯾﻢ

ﻣﻨﻢ ﻫﻤﺮﻧﮓ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﻢ ، ﺳﺮﺍﻍ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ

ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﯼ ﺧﻮﻧﺖ ، ﻣﻨﻢ ﻣﺜﻞ ﺗﻮﻣﯿﻤﯿﺮﻡ

ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻑ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﻣﯿﺪو ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩﯼ

ﻣﻨﻢ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺻﺒﺢ ﺁﺯﺍﺩﯼ

ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺻﺒﺢ ﺁﺯﺍﺩﯼ...


 

 

 ماهانی قدیمی:برد شیرین پرسپولیس اونم بعد مدتها ناکامی حسابی

 بهمون چسبید مگه نه بچه ها؟سمیه بورقانی هم تشریف فرما شدن

خوش اومدی اما رفیق فابریکت کجاست؟ همون پگاه ارشدی شما که

همه جا با هم بودید؟؟؟خوبه در پیام هفته ی قبل ذکر کردید که اهــل

حاشیه  نیستی خدا را شکرچون اینجا جو آرومیه و هم با هم خواهر و

بــــــرادر هستیم ..

 

زهرا ستاره سرخ:دوستان هرکی از این بچه ها خبر داره اطلاع بده...

سارا شمالی،حسان،مریم مذهب،سحرعظیم پور،ویدا از ورامین،سوگل

 مهاجرین،هاله دانه زن..

 

 

جت روی آبی:1.خبر هایه عید قربان از زبان جت روی آبی...1.ردمن و

خوردنگوشت گوساله از نوع گوسفندش بیش از حد معمول و گذرندونه

 یه روز در (wc) و اجاره کردن و کنتورات برداشتن آن به مــــــــــــــدت

12ساعت بخاطر دل درد شدنش 2.فرار کردن گوسفنده جـــــــت روی

 آبیشون اونم حدود 3بار و افتادن دنبال گوسفند بی زبون اما وحشی

 تا ساعت 2و3 نصفه شب(شب عید)اونقدر تندو خوب و سریع میپرید

 اونقدر چابک بود اونقدر حرفه ی جا خالی میداد که ما یه لحظه شک

 میکردیم این گوسفنده یا گرازه به جون خودم اندازه 10 بار فوتبال

که میرفتم هم نفسمو گرفت هم عرق کردم در حد لالوووگا 3.اینم

 گفته ی آمنه جعفری به جت روی آبی...دیروز علی(جت ابی)

میخواست امین رو قربونی کنه منم علی رو...فکر کن چه خونو

 خونریزی میشد/متاسفانه گوسفند مورد نظر جایه علی رو گرفت

ولی امین بیچاره رو نمیدونم؟چکارش کردی علی؟راستشو بگو؟

آبجی آمنه به جون خودم بروبچ کوچه 5 علوی وساطت کردن

 والا الان امین... 4.بی تی قرمز و متنفر بودن از گوشت گوسفند و

به زور چپوندنه گوشت گوسفند تو حلقش به طوره دسته جمعی

 5.نایس سرخ و نزدیک و تا مرز خفه شدن از خوردن گوشت زیاد

6.جت قرمز و خوردن گوشت گوسفند به همراه کلفس و گوجه

 7.ساحره عباسی و رفتن به خونه ی خاله اش برایه آوردن ساتور

 و وقتی داشتن با ساتور بر میگشتن بروبچ کوچشون از ترس داشتن

 مث بید میلرزیدن و ترسیده بودن 8. امین زارعی و نفرین کردن جت

 روی ابی در روز عید قربان بخاطر اینکه روز خوبشو با...بهم زدم

 آخ جان چه حالی داد 9. جت روی آبی و عکس یادگاری انداختن

با گوسفند به صورت خیلی عاشقونه لب تو لب ماچ تو ماچ بوس

تو بوس 10.زن داداش توپس بوی گفت این گوسفنده چقدر زشته

 بعد جت روی آبی گفت زشت مادر زن توپس بوی هستش توپس

 بوی هم گفت پشت سر مرده حرف نزن خوبیت نداره(نکته.. توپس

 بوی ازدواج نکرده)

 بچه ها پیام های جت روی آبی مال دو هفته پیشه که به دلیل عزادار

بودنشون امکان درجشان وجود نداشت و این هفته با اجازه شون

گذاشتم 

 

زینب پیزارو(سرخترین دختر لر)از شهریار:.مریم قشنگم(زمانی)

فداسرت،هیچ اشکالی نداره،در ضمن خانومی از خودته!!2.خدیج جون!

(مداحی)ایشالا موفق باشی و بری و با دست پر برگردی خانوم دکتر

(بوس)3افسانه میناوندعزیز،حافظ کل قرآن شدن لیاقت می خواد،از اینکه

این سعادت بزرگ نصیب تو شده بهت تبریک میگم خانومی.4.دوست

خوبم،میکروب شناس عزیز،ورودت رو به جمع صمیمی ماتبریک میگم،

سمیه بورقانی و سایه شب عزیز شما هم خوش اومدید،حضورتان پایدار.

5. جوادکاکای عزیز، خوشحال شدم اسمت رو دیدم،مرسی از نگاه

مهربونت،امیدوارم به زودی شاهد پیامای قشنگت توی وب باشیم.آبیدل

من،تکناز آبی،آدم که به خاطر مشکلاتش دوستاش رو کنار نمیذاره و از

جمعشون دور نمیشه، پس بمون و با ما باش. ایشالا مشکلت هم حل

میشه گلم.7.منم به شخصه از وبلاگ شخصی پرینازپور محمد خیلی

خوشم اومده، و از خوندن متن ها و مطالب قشنگ وبش لذت می برم،

دستش درد نکنه.8.تولد دوستان خوبم،سمیه بورقانی،مهری برزگری،

مریم ذوالفقاری و احترام گرجی عزیز رو تبریک میگم.9.از داداش سیا

(دهاتی تنها)به خاطر شرکت در مصاحبه،تشکر ویژه میکنم،امیدوارم

بچه ها از خوندن مصاحبه اش لذت برده باشند!10.آبی ترین دختر لر!

زینب 22 گلم همیشه لطفت بی انتهاست،عزیزمی.11.الکس سرخ و

الی رشنو،شماها کجایییییید؟؟!منتظر حظور دوباره و پیامای قشنگتون

هستیم.

 

 

جک سایت:1.شب اول قبر از غضنفر میپرسن من ربک.میگه میتونم از

فرصت مقایسه استفاده کنم 2.معتاده به دختره متلک میندازه چشمات

 بیشت لبات بیشت هیکل بیشت دختره میگه گمشو آشغال

کثافت معتاده میگه انژباط شفر 3.عضنفر داشت رادیو قرآن گوش

 میکرد برق رفت رادیو رو بوسید گذاشت روی تاقچه 4.غضنفر

 داشت تو جهنم بشکن میزد...میگن چه خبره میگه پروندم گم شده

5.به غضنفر میگن مبارک باشه ازدواج کردی میگه دائمی نیست

 اعتباریه 6.غضنفر هلو میخوره به هسته اش که میرسه میگه به

به گردو هم داره که 7.غضنفر میخواست سوار گاو بشه گاو گفت

 موووو غضنفر هم گفت اول موووووووو بعد تووووووو 8.قورباغه

 از گربه میپرسه قور قور قوربونت بشم کلاس چندمی گربه هم میگه

 پیش پیش پیش دانشگاهی..1.خانم مینو فرجی مرسی ممنون از

 شما که افتخار دادین و پیام منو هم میخونین به جون جت روی آبی

 که نمیخوام سر به تنش باشه همه رو خودم نوشتم 2.بچه های

وبسایت 3شنبه قدر جت روی آبی رو بدونید 3. در ضمن من همون

کسی هستم که پیام هایه خبر چین سایت رو هم میگم میشه بگین

 من کی هستم!!!؟

 

ساحره عباسی از قسم خوردگان پرسپولیس:آخ جووووون بلاخره

پرسپولیسمون برد،اونم 1 گل نه، یه عددیه که کلا رو اعصاب اس-تق-

لالی هاس!!!! آره 6 تا گل زدیم،6 تا گل سرخ مبارک بروبچ سرخ تا ابد

 پرسپولیسی.دوستای گلم،من این بازی رو ندیدم باور کنین وقتی

داداشم نتیجه رو بهم گفت اصلا نمیدونستم چیکاار کنم از خوشحاالی!

بهش گفتم خالی نبند،شوخی نکن ولی حقیقت داشت(انقدتو این مدت

برد پر گل ندیدیم کلا هیچی دیگه باورم نمیشه) خنده دسته جمعی!!!

بازم برد پر گل پرسپولیسمون مبارکتون باشه...سرگروه قسم خوردگان

پرسپولیس "احترام گرجی" عزیزم،تولد سرخت مبارک.

 

 

جت روی آبی:نقد سکانس هایه برادر و داداش خودمون آقایه

احمدرضا اسدیان توسط جت روی آبی حرفایه داخل پرانتز احمد

اسدیان بیرون پرانتز

 جت روی آبی...1.(متولد 5فروردین 68 شهر ری) منم متولد 21 ژولایه

 1990 شهر گنبد کاووس 2.(از تاریخ تولدم راضی نیستم) اما همه

 دوست دارن تاریخ تولد منو داشته باشن 3.(بچه اول خانواده

و سوگلی) منم بچه سوم خانواده مونگولی 4.(اصالتا اهل آذربایجان

 هستم و عاشق تبریز) منم اصالتا اهل پاریس هستم و عاشق

برج ایفل 5.(از نظر هیکل و ظاهر بیشتر از سنم نشون میدم پیر

 شدیم رفت) منم از نظر هیکل و ظاهر یه بچه 14 ساله میخورم

بچه شدیم رفت 6.(تا دوم دبیرستان شاگرد اول بودم بعدش به

یکباره افت شدیدی کردم) منم تا مهد کودک شیطون بودم بعدش

 به یکباره افتی در حد آتشفشان آلگزوما کردم که الان دارین آثارشو

 تو وب میبینین7.(بابت اون سال پشیمونم) منم هنوز که هنوزه

وسط میدونم 8.(آدم نصیحت پذیری نیستم و نصیحت هم نمیکنم)

اما من هستم و کسی رو که دوستش داشته باشم و بدونم که

 داره اشتباه میکنه حتما تجربیاتم رو میزارم جلو پاش 9.(از بدهکاری

 بیزارم شب ها خوابم نمیبره) اما من پول هام خیلی زیاده و از

شمردنش تا صبح خوابم نمیبره 10.(چند سالی هست که سعی

کردم مستقل و چشمم دنباله جیب بابام نباشه)خسته نباشی خدا

خیرت بده اجرت با مهدی خوبه تازه یادت افتاده وگرنه معلوم نبود چه

چیزی رخ میداد 11.(به شدت به خونواده ام وابسته ام) منم به بزغاله

همسایمون 12.(آشپزیم خوبه بهش نمره 17 میدم) وااااااااای زن ذلیل

 آبرو ما مرد هارو بردی که...به نظرم تو دیگه به زن نیازی نداری باید

 بری دنباله شوهر بگردی 13.(قرمه سبزی/خورشت قیمه و ماکارونی

 رو خوب بلدم درست کنم) منم ملات/سیمان/گچ سفید/خونه سازی

/برج رو خوب بلدم درست کنم 14.(غذایه مورد علاقه ام خورشت

قیمه با عدس پلو) منم کتک و لگد پلو 15.(از کله پاچه متنفرم) اما

من خیلی خوشم میاد ببین داداشی این کله با همه کله ها فرق

 فوکوله میدونی چرا آخه چشاش چشایه شهلا دماغش دماغه مهلا

گوشاش گوشایه لیندا زبونش زبونه میرزا زبونشم زبونه که من

قربونش بشم با اون عفت کلامش اقدس خانوم فکشم فک چنگیز

پلنگ حالا خوردنش میچسبه جااااااااااانم انگار غذایه بهشتی میخوری

16.(تیکه کلامم جان دلم/چی میگی) منم اینها...برو گمشو...

شوخی کردم بابا جدی نگیرین میگم استغفروالله/برادر خواهر گرامی

 این کار مکروهه غیبت نکن دروغ نگو دروغ گو دستت دیگه برام

رو شد دروغ گو/یکی تو آدم نمیشی یکی هم یکی دیگه این آخری

 هم تیکه کلاممه فقط واسه جون جونی ها بکار میره مث ردمن

 17.(دانش آموز آرومی بودم)اما من هروقت به یک کیلومتری

شعاع مدرسه مون میرسیدم خود به خود بچه هایه مدرسه

میخندیدن و میگفتن این دیوونه باز پیداش شد 18.(پدرم خیلی

 دوست داره منو بفرسته سربازی اما من اصلا دوست ندارم)

پدر من خیلی دوست داره منو بفرسته خونه بخت اما من خیلی

 دوست دارم ولی کیس مناسبم رو هنوز... 19.(آخرین باری که

رفتم استادیوم بازی پرسپولیس با ملوان بود) منم آخرین بازی که

 رفتم شنایه بانوان بود.......البته پشت درهایه بست از همون

 در هایی که حضرت یوسف از چنگال زلیخا گریخت 20(دوست داشتم

 ویولن بزنم) منم تو رو 21.(اکثر اوقات تنهاییمو با موسیقی پر میکنم)

 منم با کتلتو املتو کشک 22.(معمولا شماره کسی که تو گوشیم

 نداشته باشم جواب نمیدم) یه سوال تو پسری یا دختر...صب کن

 الان میفهمم یه لحظه دندوناتو نشون بده وااااای دختره آخه 68تا

دندون داره 23.(از خرید با خونواده بدم میاد) اما من با دارو دسته ام

 میروم 24.(عاشق پاییز و زمستونم) منم سبزی جعفری و

کلفس 24.(به شدت از هوایه گرم بدم میاد) منم از حالت تهوع و

 اسهال و دل درد 25.(یه سگ داشتم) منم یه خر(الاغ)

26.(اسمش تدی بود) اسم اینم مشتی ممدلی بود 27.(مامانم

 اجازه نمیداد بیارم خونه) اما این خودش سرزده میومد مگه

میتونستی بهش چپ نگاه کنی 28(آخرین باری که گریه کردم 3

هفته پیش بود تو ورزقان) منم نیمه شبه هر شب وقتی که زیارت

 عاشورا میخونم

29.(دست خوبی دارم به قول دوستام خوانا مینویسم) منم دست

خوبی دارم به قول دوستام وقتی میزنم زیر گوش یکی تا 48روز

ردش یادگاری میمونه 30.(یه دوستی به نام محمود دارم که از اول

 راهنمایی تا الان با همیم)منم یه دوستی دارم که از بدو تولدم تا

 همین الان همیشه کنارم بوده و یارو یاورم و از من خیلی راضی

 هستش بله اون هادی هستش هادی همون فرشته ایی که از

 وقتی که به دنیا میایی باهاته تا زمانی که میمیری و اون دنیا

هم باهاته یعنی اعمالته 31.(اگر قرار باشه با یه ماهانی برم سفر

 با امین میرم) منم قطعا حتما بی شک 100درصد با بروبچ کوچه

 5 علوی به جون خودم اینقدر بهتون خوش بگذره که ....

32.(اصلا دوست ندارم به این زودی ها ازدواج کنم تو سن

40سالگی) حالا کی به تو مث من بهت زن داد تورو خدا نه بیا

 بگیر تورو خدا خوهش میکنم به پات میوفتم 40 سالگی چیه یه

 دفعه بگو 50 60 70 فکرشو نکن همین حالا از کله ات افتاد

 33.اسم دخترم رو میزارم نفس) کلک تو که نمیخواستی زن بگیری

 حالا چسبیدی به دختر منم میزارم

هانیه/ستایش/یگانه/زینب/زهرا/فاطمه/و....آخه میخوام

19تا دختر داشته باشم یه جین کامل داشته باشم میخوام یه تیم

 فوتبال داشته باشم به همراهه بازیکن ذخیره تدارکات و تماشاگر

....دوست عزیز من و داداش بزرگه من احمد رضا جونه اسدی

 از نقدم ناراحت نشی بخدا همش شوخی بود قربونت برم به قول

 امین خانومی!

 احمدرضا این دروغ میگه بزن تو سرش..

 

 

 
 

  redman:

کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش گم در راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما

تیره روزی آمد و شام دگر

دیده پر خون از غم هجران و او

با لب خندان چه آسان بر سفر

ای دریغ از مهربانی های او

دست پر مهر آن کلام پرشکر

غصه ها پنهان به دل بودش ولی

شاد و خرم چهره اش بر رهگذر

در ارزان زان ما بود ای دریغ

گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر

تا پدر رفت آن سحر از پیش رو

بی نشان را خاک تیره شد به سر

برای شادی روح دایی برادران شهرکی سه صلوات..

 

 

آمنه جعفری:بابت مصاحبه از دهاتی تنها یه عالمه تشکر.منتــــــــــظر

بازگشت جت آبی و کوچه 5 علوی هستم لطفا زودی برگردین.از مطلب

ردمن راجع به خواننده ها خیلی جالب بود.مرسی محسن.

 

 

جت روی آبی:.آبججججججججججججججججججی مریم زمانی عــــزیز

مرسی بابت تبریک تولدم آبجی من اصلا دلم نمیخواد ناراحــتت کـــــنم

و بگم آبجی!به جون آبجی نمیتونم بهت نگم آبجی باور کن آبجــــــی...

مخلص هم استانی خودمون هم هستیم کجای گنبد بودی چـــــــرا من

 ندیدمت ببین خوشگلترین پسری که تو گنبد دیدی رو یادت بــــــیار من

همونم!!!2.آبجی مینو فرجی خوب و مهربون مرسی بابت تعریف از 158

سکانسم آره خدایش حس وحال خودم رو دارم همیشه تو حــــــــسرت

 این موندم که یکی شاد وشنگول تر خنده دار تر شارژ تر از خـــــــــودم

رو پیدا کنم که...وظیفه ام بود که اسمت بیاد تو سکانسم پیـــــــام هام

 قشنگ و زیبا نیستن آخه چشمایه تو قشنگ و زیبا میـــــــبینه مث این

بچه کوچیکا کلی ذوق کردم ازینکه گفتی پیام هایه من به دلــــــــــــت

نشسته در این حد ذوق کردم که یه چاقو کنارم بود میخواســـتم داداش

بی تی مو(هادی) رو قربونی کنم یه دنیا شرمنده ام کردی آبجــی مینو

3.فاطمه تبسمی یاور همیشه مومن حاجی جتی دیگه چه صیغه ایــــیه

 ممنون که تولدم رو تبریک گفتی بزن لایکو...بابا جلو حاجیــــــو کـــلاس

گذاشتن بیخیال کوتاه بیا از خر شیطون بیا چرا میگی موقع مناســـــبت

 ها میام هاااااا اگه تقویم کشور ایران رو نگاه کنی تنها کشور تو جـــهان

 هستش که تمام روز هاش مناسبت داره

۴.آبجی باحال و خیلی مهربون خودمون افسانه میناوند عزیز مرســـــی

 بابت تبریک تولدم دمت گرم...فقط صبر داشته باش همه چی خـــودش

 درست میشه غصه نخور پیر میشی ها بخند تا هم روح ســــــــیروس

 شاد شه هم خدا ازت شاد شه و اینکه روحیه بدی به خودت و امثال

 ما کوچیکا...گفتی چرا اسم حاجی رو واسه خودم تو این ســـــــــــن

 کم گذاشتم بزار برات بگم...من همین پیام مذهبی هایکه دارم تــــــــو

 وب میزارم و میگم رو حدود 3.4 ساله پیش هر شب برا تمـــــــــــــام

اونایکه باهاشون در ارتباط بودم میفرستادم تا همین چند وقته پیــــــش

 مث الکس سرخ زینب پیزارو و غریوی ها...همون موقع بود کــــــــــــــه

بچه هایه قم دسته جمعی تصمیم گرفتن اسم منو حاجــــــــــــــــــــی

بزارن(الکس سرخ؛آیدا؛مهناز؛عالیجناب آبی)البته خودم میخواســـــــــتم

قبل از اینکه بهم پیشنهاد اسم حاجی رو بدن میخواستم خــــــــــــودم

 بزارم که خجالت میکشیدم حالا هم تو گنبد خیلی ها حاجـــــــــــــــی

 صدام میکنن 5.زهرا ماسوری تسلیت ما رو هم پذیرا باش ایشـــــــــالا

 غم آخرت باشه .مریم درویشی عزیز نیومده میخوای مصاحـــــــبه ازت

شه باشه اینم اولین سوال من از تو...نصفه شب تو اوج خــــــــــــــواب

 یکی بهت زنگ بزنه و ازت خواستگاری کنه چی جوابشو مــــــــیدی...

 ایشالا حال پدرت خوبه خوب شه و همیشه سالم و سلامت باشـــــه

 و سایه اش بالا سر خونوادتون 7.اسماء دهقان عزیز تو به هفــــــــــته

میگی چند روز حتما به سال هم میگی یه هفته کجا در رفتی تــــــــــو

خططو چرا شکستی میدادی به من تا یه دونه دیگه به سیم کـــــــارتام

اضافه شه تا اسمم تو کتاب رکورد هایه گینس ثبت شه غصه نــــــــخور

 ابجی از اینجور اتفاق ها زیاد رخ میده و داده و دیگه واسه همــــــــــــه

طبیعی شده تنها پسر ها نیستن که این نامرد بازی هارو در مـــــــیارن

 از بین دختر ها هم میباشد اونجور که من دارم با چشایه خــــــــــودم

میبینم هم پسر ها هم دختر ها از این نامردی ها در حق هم کـــــردن

 تو این 2رو زمونه به حرف هیشکی نمیشه اعتماد کرد نه پســــــر نه

 دختر اون رفت یکی دیگه چرا خودتو آزار میدی خوب حتما خدا دیــــده

 لایق تو نیستش خودش بهم زده خدا اگه میدونست بدردت میخـــــوره

 مطمئن باش خدا تو کار خیر هیچوقت پشت نمیکنه و بنده شـــــــــو

 تنها نمیزاره پس بدون که ارزش تورو اون شاهرخ نداشـــــــــته بیخیال

بخند شاد باش امیدوار باش توکل بر خدا کن خودش درستش میکــنه

8.ملیکا امپراتور سرخ مرسی بابت تبریک تولدم یه مدت کجا رفتـــــی

 تو هااااا 9.محبوبه بخشیان عزیز شاد باش تا دیگرون رو شــــــاد کنی

اگر با دنیا میخواهی با غم و غصه هاش باشی که افسرده میشــــی

و از همه چی زده میشی که بیخیال 10.ساحره عباسی عزیز مـــــن

 لایق این همه صفت خوب و لطفو مهربونیات نیستم و اون صـــــــــفات

خوب همه برازنده ی خودت بود و تو به منه کوچیک و حقیر لــــــــــطف

داری نمیدونم چه جوری ازت تشکر کنم فقط بگم عزیزی و دلــــــــــــت

پاک هستش و خدایی 11.زن داداش خودم که افسانه هم اینجاســــت

 که افسانه بالاخره توهم عضو بروبچ کوچه 5 علوی شدی افســــــــانه

یه خورده اکبر(جت قرمز) رو نصیحتش کن که پرسپولیسو ول کنه بیاد

 استقلالی شه منکه همیشه همه جا فعالم فدایی داری در حد فدایی

12.فریبا غفر زاده خوش اومدی قدمت برویه چشام

13.محسن (ردمن) داداشی چه عجب تشریف آوردی پیام هـــــــــفته

 قبلت هم توپ بود از اون نوع توپ هایی که همیشه میـــــــره تو دروازه

 پرسپولیس...دوستت دارم بیشتر از اونی که دوســــــــــــــــــتم داری

۱۴.آمنه جعفری عزیز...آبجی خوبه من خودت لایک داری/مهم نیــــست

 کدوم شوخی کدوم جدی بود آخه خودمم تا الان نفهمیدم کـــــــــدوم

 حرفام جدییه کدومش شوخیه به من میگی بی خود کردی صـــــــــبر

کن یه داستان مث الکس سرخ برات آماده کردم وقتـــــــــــــــی تو وب

گذاشتم میبینی که دیگه به من...خوشحالم که منو واسه مشــــــورت

 کردن پذیرفتی چشم برات تفلگارت میزنم امیوارم دستگاه ســـــرخ کن

 داشته باشه هیچ ماست فروشی نمیگه ماستم دوووووغـــــــــــــــــه

 ببخشید ترشه(بادمجونتو میگم)مرسی از مطلبی که بهم آموخـــــــتی

 و من اصلا به جون خودم نمیدونستم همون خوابییدن رو به قبـــــــــــله

خییییلی جالب بود دمت گرم آجی آمنه ما مخلصتیم

 ۱۵.ماهانی قدیمی آخه وبلاگه ردمن(دوست 10 ساله من و هـــــــــم

 کوچه ایی من) چی داره که تو ازش دیدن کردی یه 4تا عــــــــکس از

 کلوچه هایه دوئل(کارخونه الکس سرخ) و2تا لواشک دوغ و یــــه خورده

حبوبات برا تزئینش و یه چندتا مطلب در مورد حیوانات وحــــــــــــشی و

 اهلی و راز بقا هستش بهش میگم محسن جان یه چندتا عکـــــــس از

 من تو وبت بزار اونوقت وبلاگه امینو هم میزاره تو جیبت 16.این پیـــــام

 هم واسه کسی که دوستش دارم اما اسمشو نمیارم فقط میـــــــــگم

 هیچ موقع قدره خودتو هیچوقت نفهمیدی و خودتو با حرفایه دیگـــــــران

 کوچیک کردی وآزار دادی و به همین راحتی لگد زدی به همه چی...

 

 

آمنه جعفری:من و خدامند هر روز فراموش میکنیم او خطاهای مرا...

و من بزرگیاو را...امین خان حالتو درک میکنم بابت زحمتی که میکشی

از طرف تمامی بچه ها ازت تشکر میکنم.

پیروزی پرسپولیسمون مبارک همه اونایی که تا به الان نتایج

وحشتناکشو تحمل کردن!دست مریزاد مردان پرسپولیس...

قربون معرفتت آجی.. مرسی 

 

redman & mary:

وقتی میرید خرید وقتی میاین خر نیستید !

 !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

redman & mary:مامانم اومده میگه سرویس بهداشتی رو الان جرم

گیری کردم و برقش انداختم ببینم یه نفر رفته دسشویی قلم پاشو

میشکنم !!

 

 

redman & mary:شكسپير ميگه: هر وقت زنت گريه ميكنه ميخواد

خرت كنه و هروقت ميخنده مطمئن باش خرت كرده!؟

 

 

پروانه ایرانپرست بادیگارد استقلال ازشمال:سلام وخسته نباشید

به داداش امین... میدونی چیه داداش قبلا فکر میکردم حق با بعضـــــــی

هاست... ولی الان ......بقیه پیام قابل تایید نبود

ببین خواهرم اگه دعوا با کسی داری من میگم بیخیال شو،اما اگه واقعا

دعوا دوس دارین خواهش میکنم بیرون از وب دعوا کنید

 

  

جت روی آبی:نقد عقد کنونه الی رشنو و دوست گرامیشون فاطمه

تبسمی(فاطولی) از زبان جت روی آبی...حرف هایه داخل پرانتز از زبان

الی و فاطمه تبسمی و حرف هایه بیرون از زبان جت روی آبی...

۱.(الی رشنو و داشتن کفش هایه خیلی پاشنه بلند) دو حالت داره

 یا قد الی خیلی کوچولو بوده یعنی ریزه میزه یا قد رضا خیلی بلند

 بوده مث آسمان خراش 2.(رقصیدن الی رشنو از اول مراسم

تا آخر مراسم)اینجا هم چند حالت داره الف.احتمالا نمیدونستن

که عروسیه خودشون بوده ب.احتمالا قرص یا مواد انرژی زا خوردن

 ج.احتمالا دوپینگ کرده بوده د.احتمالا ورزشکار بوده و میخواسته

آمادگی بدنشو نشون حضاره محترم بده که من آماده ام

(بیچاره رضا) 3.(الی و گرفتن عروسی تو ماه مهر) از این حالت ها

 مستثنا نیست الف.بخاطر جت روی آبی که تو این ماه به دنیا اومده

که به نظره خودم همینه ب.بخاطر اینکه این ماه ماهه مهربونی و

شادی و نشاط هستش ج.یا بخاطر فصل باز شدن مدارس میباشد

 و شلوغ پلوغ میباشد د.یا اینکه دوست داشتن اولین ماهی که

 نیمه ی دوم سال هستش بگیرن 4.(متین به فاطمه تبسمی

گفته شالتو در نیار) خوب اینجا معلوم میشه که متین یه مرد ایرانی

 با ریشه ی خوب با غیرت خوب مهربون میباشد 5.(برداشتن شاله

 فاطمه تبسمی توسط خود متین تو مجلس)الف.احتمالا جوگیر شده

ب.یا دلش به حال فاطولی سوخته و به رحم اومده ج.یا تحت تاثیر

 مجلس و آدم هاش قرار گرفته 6.(سفره عقد به قول فاطولی خیلی

 چشمک میزد از خوشگلی)بابا الی از روی سفره عقد جت روی آبی

 کپی رایت کرده بود آهانده پ چی فکر کردین 7.(عروس و دوماد با

 پژو 405 اومدن)آخه 405 هم شد ماشین این همه ماشین کلاس

بالا مث تانک/تراکتور/لاندیور/ژیان/شولت/مینی بوس/اتوبوس/موتور

 3چرخه/پرااااااااااااید/ژیپ 8.(تو لحظه ورود هر 2 میخندیدن اما الی

 خیلی بیش از حد) فک کنم داشته به بد بختی هایه رضا بعد عقد

 کنون و ازدواج و در آینده نه چندان دور میخندیده 9.(ساعت 11:30

 خطبه عقدو عاقد خوند البته الی و رضا ساعت 9:30 عقد کرده بودن)

 تو روز روشن سر مردم رو کلا گذاشتن/یا اینکه الی چون خجالتیه

 و صداش اصلا اصلا در نمیاد حضاره محترم درخواست کردن که دوباره

 بگه بله دوباره دوباره یه بار فایده نداره

10 .(قرار بود که رضا سرویس طلا رو قبل از اینکه الی بگه بله به

عنوان زیر لفظی به الی بده که یادش رفته بود) رضا محو تماشایه

حضاره محترم و آینده ی نه چندان خوبش با الی شده بود و ترسیده

بود از آینده ی که کلی براش نفشه کشیده بود 11.(مهریه 400 سکه)

اینجا 4 حالت داره الف.رضا یا خیلی پولداره ب. یا خیلی بیخیاله

 ج.یا آب خنک خوردن رو دوست داره د.یا الی رو خیلی دوست داره

12.(مهریه 60 مثقال طلا)فک کنم با تریاک اشتباه گرفتن شوخی

 کردم بابا جدی نگیرین عدد شصت مقدسه...آخیییییی انگشت

شصت(60) دستم با انگشت شصت(60) پام چقدر درد میکنه

منظورم رو فهمیدین 13.(وقتی الی بله رو گفت رضا الی رو میشونه

رو پاش و بوس میکنه به قول فاطولی) واااااااای چه صحنه ایی صحنه

تایتانیک شد ولش کن از خیرش گذشتم بریم دنبال بقیه نقد 14

.(رضا به الی عسل نمیداد و الی به زور دست رضا رو تو ظرفه

 عسل کرد) احتمالا اون ظرفه عسل نبوده زهرعسل بوده

 15.(عروس و دوماد با ترانه هایی نظیر منو ببوس و کلاغ

 پر رقصیدن)منو ببوس واسه این بوده که اول زندگی بوده و جوگیر

 شده بودن و محو عشق همدیگه بودن اما کلاغ پر از آینده نه چندان

 خوبشون خبر می آورده 16.(الی با کفش پاشنه داره بلند میرقصید

 و از این نمیترسید که هر لحظه پهن کف اتاق شه) اگه فوتبال

 شائولین رو دیده باشین یه بازیکنی داشتن به نام کله آهنی که

با هر چیزی میزدنش و اینکه از هر جایی می افتاد انگار نه انگار

 هیچیش نمیشد الی هم احتمالا نقش کله آهنی رو بازی میکردن

17.(فاطولی میگه من مونده بودم که تو اون گیری ویری الی چه

 جوری حواسش به حلقه ی من بود) آخه واسه اینکه وقت

خوابش رسیده بود و پستونکشو میخواست 18.(فاطولی میگه

 منو میگی شاخم داشت سبز میشد) حالا محصولی هم داده

برداشتی هم کردی میوه هاش خوب بوده 19.(مهمونا حدود 90

نفر بودن) اینجا 3حالت داره اولا اینکه با عادل فردوسی پور مشورت

 کردن دوما اینکه احتمالا دست اندرکاران برنامه نود حضور داشتن

 سوما احتمالا از باشگاه 90تای ها بودن 20.(فاطولی گف من

 مرغ و گوشت نمیخورم) حالا کی گفت بیا بخور هه هه هه خورد

 تو پرت نهههههههههه 21.(فاطولی گفت که مادر الی به متین گفت

 که قدره خانومتو بدون) احتمالا تو اون شلوغی شما اشتباه دید

 داشتین آخه مادر الی داشته به تو میگفته که قدر متین رو بدون

 چه سریع هم جوگیر میشه به خودش میگیره!

 وا علی تو کی عقد کردی !!!نگفته بودی مشکوک!!

 

 

جت روی آبی:هااااا...آبجی الهام رشنو و خانم آبجی فاطمه تبسمی

امیدوارم از این نقد من ناراحت نشین همش شوخی بود الی هم روز

عروسیش تلفنی به من گفت تو هرچی میخواهی و دوســـــــت داری

 برا من بنویس من ناراحت نمیشم اتفاقا خیلی هم از پیامـــــــــــــات

 خوشحال میشم و حال میکنم میدونم که همه اش شـــــــــــــــــوخی

 هستش مرسی ممنون..

 

 

پروانه ایرانپرست بادیگارد استقلال از شمال:چشمای پرنده رو که

ازش بگیرن پروازش بی نهایت میشه چشمای من در دست توست بی

نهایتم باش...تقدیم به بهترینم میثم

 

 

پروانه استقلالی و میثم پرسپولیسی:

قصه ی عشق ما با هم به قشنگی خیاله

ما با هم ماهی و آبیم که جدایی مون محاله

 

 

احمدرضا اسدیان (کلبه مشکی):سلام

با چند روز تاخیر عید همتون مبارک.... از همه دوستان چه اونهـــــــایی

که تو وب پیغام گذاشتن و چه اونایی که اس دادن بابت تولدکلبه مشکی

ممنون....آمنه جعفری عزیز و مینو فرجی نازنین بابت اظهار لطفــــــتون

ممنون...مینو جان معلومه که همه فروردین ماهی ها روعشقه اما منظور

من روز تولدم بود نه ماه تولد حالا یه چند روز اینورتر چی می شـــد ؟؟؟

واسه همه کنکوری ها آرزوی موفقیت می کنم... اینطور که از شرایط پیدا

ست ما باید سربازی رو بریم.مینو جان شرایط تورو نمی دونم؟!؟!داشت

یادم می رفت زینب پیزارو عزیز مطالبی که جمع اوری می کنی خیلی

زیبا و خوندنی، موفق باشی...در آخر هم دوستان عزیز برداران شهرکی

از صمیم قلب مصیبت وارده رو بهتون تسلیت میگم امیدوارم دیگـــه غم

نبینید ....یاعلی

 

 

فاطمه تبسمی(فاطولی):برادران محترم شهرکی تسلیــــــت منو

بپذیرید.ایشالا غم آخرتون باشه آمنه جعفری عزیزم خیلی ممنــــونم از

لطفت...دیگه خواستم کامل توضیح بدم که همه در جریان قرار بگیرن

(خنده) جات خالی بود گلم.زینب جونم پیزارو...من فک می کردم تو هم

میای عقد الی...یعنی فک می کردم دست کم چند نفر رو اونجا میبینم.

از جمله تو و زهرا ستاره سرخ عزیز رو که هم استانی الی محســـوب

می شین...حالا عیبی نداره من جاتونو خالی کردم و جور همتــــــــون

رو کشیدم(خنده)ملیکای دوست داشتنی ام و اسما دهقان ماهم فدای

محبتتون.بخدا خیلی ناراحتتون هستم.ایشالا روحیه تون بزودی مث اولش

شاد و شنگول بشه.کتی یه دونه ی من...لطفت همیشه شامل حالم

بوده و هست و من شرمنده از اینکه هرگز نتونستم محبتاتو جبران کنم.

دوستت دارم دوست خوب من.خیدجه مداحی یا بقول خودم کیمی جون

 ایشالا زودتر دکترا قبول بشی عزیزم...تو زرگترین ماهانی بودی که من

تا حالا دیدم...همیشه دانشگاه سراسری قبول شدی...اونم رشته های

مهم...وافعا ایول به مخت.موفق باشی.ماهانی قدیمی ممنونم از محبتت

عزیزدلم.راستی داداش خوبم بهمن صفورا هم جزو اون دسته از بر و بچ

سیستان بلوچستانه که خیلی ماهه و من واقعا بخاطر اتفــــــــــــــاقات

10 سال پیش ازش عذرخواهی می کنم و خوشحالم از اینـــــــــــــــکه

الان یکی از بهترین دوستای فیس بوکی منه.

 

 

مریم درویشی:

افسانه میناوند تبریک میگم حافظ قران شدی. خانومی چرا من

 بی معرفت ترینم؟؟؟؟؟؟؟؟برادران شهرکی تسلیت میگم

 

 

مریم درویشی:مریم شناسی از عروسای خلیج فارس تبریک میگم

خوشبخت شین عزیزم.

 مریم از عروس های خلیج فارس ما هم تبریک میگیم

 

 

Mary:با سلام وخسته نباشید خدمت سردبیر محــــــــــــــــــــــترم !

خدایا دستم به آسمانت نمیرسد اما تو که دستت به زمین میرسد

 عزت عزیزانم را تا عرش کبریای خودبلند کن وهرآنچه آرزو دارند

برآورده ساز........... مری دوست redman

خوش اومدی دوست عزیز.

 

 

زینب پیزارو(مجنون سرخ):این روزها که میگذرد،جور دیگرم/دیگر خیال

و فکر تو افتاده ازسرم/دیگر دلم برای تو پرپر نمی زند/ دیگر کلاغ رفته به

 جلد کبوترم/دیگر خودم برای خودم شام می پزم/دیگر خودم برای خودم

 هدیه می خرم/دیگر بلد شدم که خداحافظی کنم/ دیگر بلد شدم که

بهانه نیاورم/اسمت چه بود؟ آه از این پرتی حواس/این روز ها من اسم

کسی را نمی برم/من شعر می نویسم وسیگارمی کشم/تو دود

می شوی و من از خواب می پرم....

 

 

جت روی ابی (حاجی):

این پیام قابل توجه حاج خانوووم الکس سرخ...الکس با کفه پا بیام

 تو شیکمت اینا همش حقیقت بود اگه تو با لانچیکو و پنجه بکس

 میخواهی لهم کنی منم با تبر و اره برقی تیکه تیکه ات میکنم

(نیش الان بازه) حالا مردی بیا جلو...الکس کجا در رفتی...بچه ها

 الکس فرار کرد...آخه دختره ترسو تو که دعوا کردن بلد نیستی

 چرا خطو نشون میکشی هاااااااا بیا نمیزنمت بچه که زدن نداره...

الکس چییییییی من خدایه چرت و پرت گفتنم بابا من که همه پیام

 هام سنگین معنوی مذهبی خدایی متین آرامش دهنده کوتاه مفید

 خلاصه...این داستان ها خود به خود بخاطر قوه ی قوییییییییه تخیلم

 به ذهنم میرسه دست خودم نیست از خدا بپرس که همچین ذهنی

 باحالی بهم بخشیده خدایااااااااااااا دمت گرم خدایی...دیدی الی

رشنو بعد پیام نامزدیش دیگه تو وب پیداش نشد تو هم

همینطور...همینطوری اگه ادامه بدم و واسه تک تکه بچه ها داستان

 بنویسم دیگه وب امین تا چند وقت دیگه به کل تخته میشه دیگه

 کسی رو نداره بیاد فقط خودم میمونم...به قول خودت میخوامت از

 اونجا تا اینجا از اینور تا اونور اما الکییییییییی ومحض شاد کردن دلت..

.عمامه میخوایی بزاری سرم برو این قبری که داری براش گریه میکنی

 آدم توش نیست منو آخوندی بیخیال فناتیم آبجی الکس سرخ به

 قووووووووووووله خودت عجیجمی بابت تعریفت از پیام هام خیلی

 خیلی متشکرم مچکرم تشکر میکنم...

 

 

جت روی ابی (حاجی):

.پرسپولیس قهرمان امسال رو تو لیگ بمان 2.شهردار تهران که هفته

 پیش بعد برد پرسپولیس دستور ساخت تندیس و مجسمه از

 بازیکنان پرسپولیس را داده بود این هفته بعد باخت این تیم مقابل

 مس کرمان دستور لغو ساخت تندیس و مجسمه را صادر کرد

3.بالا رفتن و افزایش قیمت آهن آلات مخصوصا (مس) از مس کرمان

 در این هفته 4.افسرده شدن قرمز ها بعد باخت مقابل مس کرمان

 و حبس کردن خودشون در تک سلولی ها و انفرادی هایه ورودی

 شهر تاناکورا مث اینای میمونن که شکست عشقی خورده باشن

 آخی طلفکی ها یه برد آوردن اونم زهرمارشون شد اشکام

 سرازیر شده آی دل آی دل عشقوم برفت مو موندوم تنهایه تنها...

5.پرسپولیسی ها که بعد برد هفته گذشته حسابی شوکه شده

 بودن و تو پوست خودشون نمیگنجیدن و امیدوار شدن که حد اقل

 امسال رو تو لیگ موندنی هستن و کلی ذوق کرده بودن و تو باد

 این برد خوابیده بودن که همه نقشه هاشون نقشه بر آب شد و

مس ثابت کرد که اون برد تزئینی بوده و محض شادی پرسپولیسی ها

 بعد عمری برد ندیدن...امین من بترکم خودت بترکی بادکنک تو

خالی/اکسیژن/نیتروژن/دی اکسید

کربن/عنصر/جیوه/اتم/سلول/مولکول/اوربیتال/قند شکن/قابلمه چودن

/دی وی دی مغز فندقی/یخچال بدون برفک/قورباغه 4پا/بزغاله/و...

 

 

ساحره عباسی:ردمن باحال، واقعععععا مرسی از ایده ی باحالت!!!

اتفاقا من مرتضی پاشایی رو هم دوس دارم آخه(بچه محل ماست)،طرز

گفتنت در مورد خواننده ها خیلی قشنگ و باااااااحاله، ادامه بده منکه

خیلی از این قسمت خوشم اومده،راستی مرسی از اینکه گفتی من

 آرووووومم.دایی جووون،ببخشید شما؟؟حالا نمیشه عمو باشی؟؟؟

آخییییی خوش اومدی.

 

 

جت روی ابی (حاجی):پیام مذهبی...روزی 2زن بر سر بچه ای دعوا

میکردن و هر کدومشون میگفتن این بچه از منه این 2زن به نتیجه ایی

نرسیدن و 2زن رفتن پیش امام علی (ع) تا قضاوت کند اقابه خدمتکارش

قنبر گفت برو ذولفقار(شمشیر) منو بیار میخوام این بچه رو بکشم

 قنبر ذولفقارو اورد امام تا شمشیرو بالا بردن یکی از اون زن ها

گفت این بچه از من نیست واز خیرش گذشتم امام علی هم گفتن

این بچه واسه همین زن هستش که گفت بچه از من نیست و

 از خیرش گذشتم و نمیخواد که بکشیش...امام گفت بخاطر اینکه

 مادر هیچوقت دوست ندارد برا فرزندش هیچ اتفاقی بیوفتد حتی

 یه خراش کوچک و ساده و اینکه مهر مادری در این زن بود که

نمیخواست فرزندش کشته شود و همین زن مادر بچه بود و او

 زن دروغگو میباشند و باید مجازات شوند...حتما برا فرج مهدی

 و منه کوچک حتما حتما حتما دعا کنید فقط یه حاجت خیلی

مهم و خاص دارم مخلص همتونم به امام علی (ع) حاجتم زن نیست

 ها از زن گرفتن بالاتره مرسی از همتون...

 

 

یک استقلالی از شهر همیشه باران:شاید منوبشناسید یه راهنمایی

 کنم؟خیلی خوشگلم میخواستم بگم وای خیلی دلم میخواد بدونم بعضی

 ها که دروغ میگن یه روزی چه جوری بخواهند که نگاهشون کنیم

 خوش اومدی خوشگل جوووون

 

خبرچین سایت:1.اجاره کردن سایت توسط جت روی آبی که هر پیامی

رو نگاه میکنیم همش نام و اسم جت روی ابی به چشم میخوره/سوتی

 دادن ایشون در پیام خواستگاری الکس سرخ/مصدوم شدن ایشون در

فوتبال از ناحیه جفت پا و راه رفتن ایشون با عصا/اضافه شدن ثانیه ایی

به مخاطب هایش/بالاخره یه روزی هم رسیدکه این آدم تو اون روز نخندن

و نیششون بسته باشد بله اون روز؛روز شهادت امام محمد باقر بود/چاپ

نشدن پیام هایه هفته گذشته ایشون و بیخیال بودن ایشون آخه اینقدر

پیام میذارن که اگه 2تا هم چاپ نشد نشد 2.سوتی دادن ســــــــاحره

عباسی که یه بنده خدایی از طریق اس با زبون لاتین میگن دکـــــتر اما

ایشون میخونن دختر/

و از موقعی که ایشون پا گذاشتن تو وب تیکه کلامشون هم عوض

 شده به این طریق...باحال/بامعرفت/و... 3.از دنیا رفتن یکی از بیمار

 هایه بیمارستانی که آمنه جعفری در اونجا مشغول به کار هستن

 و بعد چند لحظه که رفتن اون دنیا با کمک پزشک ها و پرستارانی

 همچون آمنه جعفری اون بیمار به دنیا باز میگردن به لطف خدا

 4.ناراحت شدن و قهر کردن توپس بوی از امین زارعی و وبسایت

 بخاطر چاپ نشدنه پیام هاشون در هفته گذشته 5.رفتن امین زارعی

 به شیراز و اصفهان و ...به همراهه برادر گرامیشون برایه کارهایه

 معافی برادرشون 6.لغو شدن مصاحبه با دهاتی تنها بخاطر سفر

هایه زنجیره ایی آقایه زارعی به دور ایران در هفته گذشته7.جت قرمز

 و ناراحت شدن از خبر چین سایت که چرا گفتن که من اب خنک

 خوردم و شاید بچه ها بگن که ایشون واقعا رفتن اب خنک خوردن

که من از همین جا ازشون عذر میخوام همچین چیزی نبوده فقط

موتورشون ضبط و کشف شده/جت قرمز پدر بزرگ عزیز من کدوم

 خبرم کذب محض میباشد نه تورو خدا بگین خجالت نکشین8.

زینب 22 و سوتی دادن ایشون در طول اسمس بازی با یه بنده

 خدایی(جلل خالق دیگه ببینید من دیگه کی هستم که اگه 2نفر از

 دو سر ایران با هم اس بازی کنن من میفهمم پس حواستون جمع

 باشه)در ضمن خانم 22من همچنان به خبر هایم و حرف هایم

 ادامه میدهم وقتی عصبانی میشین قیافتون دیدنی میشه به جون

 امین 9. اینم جواب آقایه امین زارعی که هفته پیش جواب بنده رو

پایین مطلب پیام خبر چین گفته بودن...بهتون بگم که من اولا من

تو عمرم با هیچ دختری در ارتباط نبودم که بخواهی دختر بازی رو

 از من یاد بگیری دوما باز هم همون اولا... 10.پیام خواستگاری

 الکس سرخ توسط جت روی آبی و دلدرد شدن و رودبور شدن

 بچه هایه سایت

 11.ریختن ابرویه الکس توسط جت روی آبی بعد از ریختن آبرویه

 الی رشنو و نقد سکانس آمنه جعفری و برادران تاشیبانا و نقد

 سکانس هایه زینب 22 ونقد آرزو جلیلی 12.خانم هاجر نادری

میشه بگین من کی هستم اخه گفتین منو میشناسین

13.زیر میزی دادن خدیجه مداحی به مبلغ(12هزار ین ژاپن)

 به امین زارعی واسه اینکه پیام ایشون همیشه هر هفته اولین

 پیامی باشه که بچه ها میخونن 14.بروبچ کوچه 5 علوی و خوردن

 بیش از حد گوشت قربونی و دل درد شدن همه ی آن ها

مخصوصا(رد من)

۱۵.ردمن و در به در دنبال کار گشتن فعلا که تنها جایی که پیدا

 کرده و بهش پیشنهاد شده رئیس حمایت از دیوانگانی همچون

جت روی آبی/واینکه یکی از هم رشته ایی هاش هم فامیلیشه

 اما از جنس مونث!وقتی استاد میگه خانم محمودی کلی غیرتی

 میشه قربونش برم به کسی نگین ها به نوعی جوگیر میشه...

جوابت باشه واس هفته آینده

 
 

            نگاهی به ماهان 1062 ویژه نوروز82


    *************************************************

                       صفحه اول یا روی جلد هفته نامه

  عکسی سه نفره از رضا شاهرودی،مهرداد میناوند و سروش گودرزی و

   عکس های کوچکی از سعید شهروز وپرستو صالحی بود با تیترهای:

                     "تکان دهنده خبرها از چهرهای مطرح"

               "سعید شهروز:نمی دانم بر شادمهرچه گذشت"

                    "پرستو صالحی در محاصره ماهانی ها"

                   

   *************************************************

                                      صفحه 2

یک منظومه بلند بالا درباره ماهان و پرسنل و ماهان سروده ی سردبیر

 

    *************************************************

                                       صفحه 3

                     سرگذشت پرسنل ماهان در سال81

    *************************************************
                                       صفحه 4

در این صفحه عکس های نوروزی هواداران چاپ شده بود که از آنــــــها

می توان به عکس های مرضیه السادات مجدالاشرفی،محمدیاســـــین

جلالزهی خوش تیپ ترین پسردنیا!!!!!،فاطمه تبسمی و مهـــــــــــناز

                                  پرآهنگ اشاره کرد

                 

     ************************************************
                                       صفحه 5

بقیه عکس های نوروزی هوادارانی چون سحرعظیم پور،فرهاد از دیـــــار

غربت،لعیا عبدی،افسانه میناوند،الهام مجدالاشرفی،مینا قاسمی،مرضیه

پژمانفرد، محدثه پژمانفرد،مینا پژمانفرد،red tnt،اعظم پاسبان، زانـــــــیار

دلیری،هومن اسدپور،مرضیه حیدری،فاطمه فضل الهی و هاله دانه زن بود

                 

     *************************************************
                                      صفحه 6

دروغ سیزده هواداران بود که با هم بعضی از آنها رو مرور میکــــــــــــنیم

سحر مرادپور:آقای پروین به سرمربی گری استقلال منصوب شد و نیک

بخت واحدی با بهروز رهبری فرد جایشان را عوض کردند

 

فاطمه تبسمی از فومن:آنقدر از عابدزاده متنفرم که هروقت اسمش را

میشنوم چندشم میشه،شادمهر هم که جای خود دارد، او در مقــــابل

سعیدشهروز مثل مورچه دربرابر اید میمونه


ضد آبی از تهران:سحرعظیم پور در یک پیام رسمی از احسان هاشمی

 انتقاد کرد


سارا شمالی از بندرگز:من برای همیشه از منچستر و دیوید بکهام متنفر

میشود


مریم قائمی حامی رامین از تهران:من در یک ماهگی متولد شـدم،در دو

ماهگی مثل بلبل حرف زدم،در سه ماهگی مثل جت راه میرفــــــــتم،در

چهارماهگی به مدرسه رفتم و خلاصه الان در 15ماهگی به سر میبرم،

سوم دبیرستان هستم در حالیکه هنوز متولد نشدم،اگه دروغم بی مزه

بود به بی مزگی خودتان ببخشید


زهرا بستانگر از اهواز:استقلال سرور پرسپولیسه


محمد کاظمی از پل سفید:نارنگی فقط پرتقال


الهام دیزجیان ازتهران:دروغ سیزده مساوی با بی خیالی ماهان از خط

قرمزیا خصوصا سروش گودرزی


رضا نوروزی آدمی نژاد از تبریز:استقلال فاتح جام باشگاهای آسیا شد


مریم مزروعی،روناک غلامی:فتح الله زاده ما را به چلوکبابی دعوت کرد

بهناز شکوری،صفورا رجبی از قزوین و همدان:جام جهانی 2014در ایران

برگزار میشود


پگاه ارشدی از تبریز:نستا شماره 8پرسپولیس را در این فصل میپوشد


نگین رهبری حامی اصلانیان از اهواز:احسان خانم ماهان،خانم قهاری

ورزشی نویس، خانم احمدپور سردبیر و دایی محمد رضا الویی میکند


مریم دختری در جستجوی قایق امید از تبریز:جورج بوش در رسانه ها

اعلام که تنها با نظر شخص مریم به عراق حمله خواهد کرد،باور کنید


مرجان محمدی از اهواز:من عاشق کله بی موی سیروسم،عاشق

شیرین کاری های نیکبخت،عاشق سبیلای زشت مومن زاده و ضایع

بازی های خذیراوی

افسانه میناوند از تهران:استقلال همچنان در راس بهترین تیم هــــای

باشگاهی جهان قرار دارد و مومن زاده به عنوان بهترین گلزن سال

معرفی شد


مهسا نابغه ی بایرن مونیخی از قزوین:اسمم دروغ بوده،اسم واقعی ام

چیز دیگری است!


مریم قدرتی از نوشهر:سال 82دست از طرفداری عابدزاده میکـــــشم

لپ قرمزی از ساری:فتح الله زاده وقتی بوی کله پاچه به مشامــــــش

میرسه احساس چندش میکنه


مرضیه پژمانفرد:طبق آخرین اطلاعات رسیده تیم مردمی پرسپولیس

منحل میشود


مریم پرآهنگ پرسپولیسی متعصب از کرج:استقلال قهرمان دوستت

دارم،تو سروری،تو سالاری،تو قهرمانی


بهناز آزاد از بندرگز:این مدیرعاملی که من و علی تو شرکتش کـــــار

میکنیم باید خیلی خوش شانس باشه چون اصلا من کوبلن نمیبافم و

مسعود اصلا جدول حل نمیکنه


سمیه عبدالملکی از تهران:محمدرضا سعیدیپور سردبیر آوای یاوه میشود


حسان دخترهمیشه پرسپولیسی از تهران:من موقع دیدن بازی هــای

پرسپولیس نه حرص میخورد،نه جیغ و داد میزنم،فقط خیلی آروم بازی را

تماشا میکنم


سمیه بورقانی roso از تهران:راه درمان ایدز کشف شد


کالچو لاجوردی حامی یوونتوس از کرمانشاه:سروش گودرزی از خشایار

مستوفی محبوب تره،امکانات شهرستانی ها برای فعالیت در هرزمینه ای

تهرانی ها بیشتره


مژده باقری از پلدشت:رضا سبیل های ناز جناب سردبیر را هنگام خواب

ایشان بدجوری کشید،طوری که صدای فریاد ایشان در تمام نقاط جهان

پیچید، هاشمی از هرچی پول و اسکناس بیزاره،مومن زاده با عـــــــقد

قرارداد 70هزار میلیون دلاری به رئال پیوست


مریم سرخترین دخترمشرقی از شهرکرد:نسبت کارکنان ماهان به من:

باقریان=پدرم

سردبیر=دایی ام

رضا=پسر همسایه مون

احمدپور=خواهرم

قهاری=خاله کوچیکم

اکبری=دوست دوران تحصیلیم

احسان=باجناق آینده مادرم

ماریه فنایی از گنبد کاووس:با کشتی تایتانیک داشتم میرفتم مدرسه،

دیدم دی کاپریو از حسودی چرخهایش رو پنجر کرد


مریم پرسپولیسی اصل اندیمشکی:علی دایی به استقلال پیوست

سارا شمالی از بندر گز:بدون شک سال82من به عنوان بهترین و زیرک

ترین خبرنگار دنیا شناخته خواهم شد بعدشم کلی افه میام


سارا شمالی و مریم عسگری دوقلوهای سرخ ایران زمین از بندرگز:سال

 82دوقلوهای سرخ ماهان به گران قیمت ترین مهاجمان فوتبال جهان

تبدیل میشوند


مهتاب هرمزی از اهواز:انصاریان به استقلال میرود


مریم جودی از اردبیل:فنایی به عنوان بدترین دروازه بان شناخته شد،

جایی که برومند و میرازپور بهترین دروازه بان ها شناخته شد


رقیه براری و آنیسا دژپسند از نکاء:دیوید بکهام دریک قدمی پرسپولیس!

باور ندارید از خودش بپرسید


هاله دانه زن از اردبیل:سروش گودرزی اعلام که به همه طرفدارانش به

ویژه گروه حامیان سروش برای نوروز82هدیه ناقابلی میــــدهد که این

هدیه عبارت است از یک فقره چک صد میلیون ریالی به همراه رفت و

برگشت به آمریکا و اقامت ده روزه در منزل مادرش، ضمــــــــــنا دیروز

دعوتنامه ی من به دستم رسید


زینب محمدزاده از یاسوج:ماهان و سپاس 82 آبی ترین نشریه های دنیا

فاطمه تبسمی از فومن:ماشاا... بزنیم به تخته ایران چه زمین چمن های

خوبی داره


اسماء وحدانی مقدم از زاهدان:من بالاخره توانستم خانم لیلی کریمی

را پرسپولیسی کنم


مریم عسگری از بندرگز:من درسال جدید یکی از طرفداران استقلال و

منچستر آبکش هستم


مریم عسگری و سارا شمالی دوقلوهای همیشه سرخ:آقای سعیدیپور

در سال جدید سبیلش را از ته میزند،ما دو نفر بدجور از خانم های الو

ماهان بدمان می آید،بهمن صفورا خوش تیپ ترین پسر دنیاست


خدیجه عبادی پرسپولیسی متعصب از قزوین:پارسال پس از قهرمانی

پرسپولیس در لیگ برتر استقلالیا روی برگشتن به تهران را نداشتند،

هادی طباطبایی به موبایل من زنگ زد و گفت خواهشا میشه امشب

را در منزل شما تشریف داشته باشیم؟منم دلم به حالشون سوخت

که نکنه گرگای خیابان بخوردشان گفتم اگه خواستید بیایید ولی بــــه

شرطی که به کسی نگید،طباطبایی درآخر گفت قلب هادی به عشق

پرسپولیس می تپد


مینا قاسمی از گروه دلباختگان سرخ از تبریز:شنبه با جورج بوش تو کاخ

سفید جلسه داشتم و مستر جورج جلسه را تعطیل اعلام کرد تا به

ماهان زنگ بزنه،خلاصه بعد از دو ساعت موفق شد بگه اس اس درپیت

بید!ولی وقتی سه شنبه اسمش رو تو صفحه الو ندید در حالی که از

فرط عصبانیت دستانش میلرزید و چشمانش قرمز شده بودگفت میــــنا

خانم به سردبیرتون بگواگه این هفته هم پیامم چاپ نشه چنـــــــــدتا از

هواپیماهایم را میفرستم تا درست تو دفتر ماهان فرود بیاد


هاجر زمانی از گرگان:سال 82من خانوم الو سپاسم


دلیری و قادری از سنندج:من و نیما وکلیه بروبچ سال 82دست از

خواندن ماهان و سپاس بردادشته و خواننده نشریات راستگویی چون ...

میشویم


مونا قهاری:امسال سیزده به در چهاردهم فرورین افتاده


ریحانه سعیدیپور: من اصلا دروغ بلد نیستم


لیلی کریمی از شیراز:با یک فریب ساده و کوچک قرمزته


مینا پژمانفرد از تبریز:من عاشق دلشکسته استقلالم

     ************************************************

                                     صفحه 7

                         گفتگوی نوروزی با علی پروین

    ************************************************

                                     صفحات 8و9

تقویم دیواری سال82همراه با عکس دوازده بازیکن پرسپولیس با دوربین

                                   رضا سعیدی پور

         

     ***********************************************
                                       صفحه 10


                              فال و لطیفه های نوروزی

     ***********************************************

                                       صفحه 11

                                 جدول و سرگرمی

    ************************************************

                                     صفحه 12

  دست نوشته های احسان هاشمی در سفر به دبی همراه تیم فوتبال

        قلم ورزش و لیست آی دی های هوادارای پست الکترونیک

    *************************************************

                                      صفحه 13

                   مصاحبه وکل کل نوروزی با پرستو صالحی

    ************************************************

                                        صفحه 14

  مصاحبه ای بلند با سعید شهروز و مصاحبه ای کوتاه با شهرام عیوضی

     ************************************************

                                       صفحه 15

                        ادامه ی مصاحبه با سعید شهروز

     ************************************************

                                      صفحه 16

                       پوستر نصف صفحه ای سعید شهروز

                                

 

 
 

                        صد سکانس از بابک جهان بخش 

                                    

0 . متولد اولين روز سال شست و دو

1 . ساعت ده شب در بيمارستان آگوستا بوخوم (آلمان) به دنيا آمد

 2 . اسم شناسنامه ايش علی است

 3 . فرزند ارشد خانواده

 4 . در دوران كودكی گهگاه با پدر و مادرش به ايران می آمد

 5 . در آلمان حتی پدر و مادرش هم با او آلمانی حرف می زدند

 6 . از هفت سالگی هفته ای يك بار زير نظر دو معلم ايرانی ، زبان

فارسی را ياد گرفت

 7 . در آلمان موسيقی جزو درس های مدارس بود و او مجبور بود فلوت

 را ياد بگيرد

 8 . پدرش او را در هشت سالگی به مدرسه ملی موسيقی آزاد شهر

بوخوم فرستاد

 9 . فوتبال را از سال اول دبستان به صورت جدی آغاز كرد

 10 . هفت ساله و هشت ماهه و ده روزه بود كه خواهردار شد

 11 . شغل پدر : مهندس الكترونيك با گرايش مخابرات

 12 . سال 74 برای چهارمين بار به ايران آمد و اين بار برای هميشه در

كشورمان ماندگار شد

13 . با آمدن به ايران ، شش ماه در مدرسه تطبيقی درس خواند و سپس

تشخيص داده شد كه به كلاس سوم ابتدايی منتقل شود

 14 . در دبيرستان ابتدا رشته رياضی را انتخاب كرد ، سپس به تجربی

منتقل شد . بر اساس اصرار پدرش دوباره به رشته رياضی برگشت اما

سرانجام در رشته تجربی ديپلم گرفت !

 15 . پدرش به شدت علاقه داشت او خواننده شود

 16 . بعد از اقامت در ايران ، خانواده اش بارها به آلمان رفتند و او با

مادربزرگش زندگي می كرد

 17 . همين تنهايی باعث شد او با رضايت قلبی به سمت موسيقی برود

 18 . پدرش دوست داشت او يك خواننده پزشك رزمی كار باشد !

 19 . در ايران براي تيم های نوجوانان و جوانان باشگاه های استقلال ،

شاهين ، كشاورز و پيام فوتبال بازی كرد

 20 . در رشته كاراته پس از يك سال كمربند مشكی گرفت

 21 . در وزن 40 – كيلو دو بار قهرمان كيو كوشين تهران و يك بار هم برنده

برنز ايران در وزن 55 – كيلو شد

 22 . قرار بود با تيم ملی كيو كوشين كاراته به كانادا سفر كند اما به دليل

آنكه دنده چپش مو برداشت ، انصراف داد

 23 . می خواست آهنگساز باشد نه خواننده

 24 . برای آهنگسازی خودش ترانه هايی مي گفت

 25 . مرحوم مسعود مير دامادی ، آهنگساز قديمی اولين كسی بود كه

او را به خواننده شدن تشويق كرد

 26 . در پانزده سالگی ترانه ای در مدح حضرت رسول (ص) اجرا كرد

 27 . صدا و سيما پخش اين ترانه را با اين بهانه كه صدای خواننده

"جنسی" است ، منتفی كرد

28 . مرحوم مجتبی ميرزاده در اولين سالهای موسيقی پاپ به او توصيه

كرد شادمهر را الگوی حرفه ای خود قرار دهد

 29 . با برخورد بد مسؤولان وقت صدا و سيما چهار سال سرخورده شد و

موسيقی را رها كرد

30 . تا هجده سالگی در ورزش رسمی حضور داشت

31 . شجاع و اهل ريسك

 32 . خجالتی

 33 . منظم

 34 . در خلوت و معمولاً نيمه شب آهنگ می سازد

 35 . از هجده سالگی با آهنگسازی صاحب درآمد شد

 36 . در چندين و چند برنامه دولتی به صورت زنده ، ترانه های شادمهر

عقيلی را اجرا كرد

 37 . در هجده سالگی دسته چك گرفت اما تا حالا از آن استفاده نكرده است !

 38 . شغل مادر : خانه دار

 39 . بعد از پيانو و كيبورد به سمت يادگيری گيتار رفت

 40 . عاشق غذاهای خانگی

 41 . به دليل بد اخلاقی تعدادی از فوتباليست ها ، قيد اين رشته را زد

 42 . در فوتبال بيشتر هافبك راست بود

 43 . عاشق كارتون های دوران كودكی

 44 . از معدود افرادی است كه دو بار سرخك گرفته !

 45 . سابقه ابتلا به آبله مرغان و مخملك را هم دارد

 46 . رنگ آبی را دوست دارد

 47 . از ميان فوتباليست ها به عابدزاده و خداداد علاقه دارد

 48 . طرفدار تيم ملی فوتبال آلمان

 49 . خريدار اغلب كاست های مجاز

 50 . در منزل يكی از خواننده های آماتور با شاهين خسروآبادی آشنا شد

 51 . سوم بهمن سال 82 توليد آلبوم "چی شده" را آغاز كرد

 52 . طرفدار قديمی سعيد شهروز

53 . اغلب آهنگ های چی شده را خودش ساخت

 54 . چی شده و خداحافظ آخرين قطعاتی بودند كه به آلبومش اضافه

شدند

 55 . بسياری از مديران شركت ها حتی حاضر نشدند كاست او را گوش

كنند

 56 . بدترين روز زندگی اش را سالروز تولد بيست سالگی اش می داند .

همان روز پدرش دچار عارضه قلبی شد

 57 . هشت ماه در بيمارستان دی از پدرش پرستاری كرد

 58 . هفتم مهر سال 83 با شركت ترانه شرقی قرارداد بست

 59 . به سربازی نرفت ،معاف شد

 60 . در بيست و دو سالگی بالاخره ديپلم گرفت

 61 . ابتدا قصد داشت اسم "زمزمه" را براي آلبومش انتخاب كند ، اما

در نهايت "چی شده" را ترجيح داد

 62 . آلبومش چهارده ماه بعد از واگذاری امتياز منتشر شد

 63 . چی شده همزمان با آلبومهای "پسرم" (سعيد شهروز) و

"شاكی" (طوفان) وارد بازار شد

 64 . تبليغات آلبوم چی شده در حد صفر بود

 65 . نيمی از قطعات آلبوم اولش را اضافه می داند

 66 . از ميان بازيگران به شكيبايی ، پرستويی ، حيايی و رادان

علاقمند است

 67 . از گير دادن بدش می آيد

 68 . اغلب ترانه های رضا صادقی را حفظ است

 69 . آلبومش در چهار ، پنج ماه نخست انتشار هيچ سرو صدايی نكرد

 70 . از آغاز سال 85 هفته به هفته مطرح تر شد

 71 . اتفاق نو اولين نشريه ای بود كه با او گفتگو كرد

 72 . برای چی شده يك بار كليپ ساخت اما آن را كنار گذاشت

 73 . يك بار ديگر برای چی شده كليپ ساخت و آن را در اختيار ايران

موزيك قرار داد

 74 . بسياری از تنظيم كننده ها خواهان همكاری با او بودند

 75 . همكاری با پوريا حيدری و امير عباس حسن زاده برای آلبوم دومش

 76 . اغلب ترانه های آلبوم دومش را علی بحرينی سروده است

 77 . لباسهايش معمولاً خارجی است

 78 . هر آهنگی به ذهنش برسد ، آن را روی گوشی مبايلش ضبط

می كند

 79 . در استوديو بسيار سريع می خواند

 80 . حافظه فوق العاده خصوصاً براي حفظ كردن ترانه ها

 81 . اسم آلبوم جديدش "تازگيا" خواهد بود

 82 . به مناسبت حمله اسراييل به لبنان ، ترانه ای برای بچه های لبنان

خواند

 83 . اين ترانه با نام "باغ بلور" چند ساعت قبل از قبول آتش بس در

برنامه "كوله پشتی" پخش شد

 84 . از وزن فعلی اش راضی نيست

 85 . دور از حسادت

 86 . استادSMS

  87 . ترانه "سپيده" را سال ها پيش به صورت اتود خواند اما اين قطعه

چند ماهی است به شدت سرو صدا كرده

88 . تازگی ها كمتر از كوره در می رود

 89 . طی شش ماه اول امسال برای ده خواننده آهنگ ساخته است

 90 . به چند جوان آموزش خوانندگی مي دهد

 91 . با مهران احراری و بهنام علمشاهی ارتباط دارد

 92 . زبان آلمانی را هنوز از ياد نبرده است

 93 . تكيه كلام : ببخشيدا

 94 . با يك كيف چرمی به اين سو و آن سو می رود

 95 . حسرت می خورد كه چرا فوتبال را ادامه نداد

 96 . حساس روی درس خواهرش

 97 . از ميان بازيگران با يوسف تيموري و رامبد جوان ارتباط دارد

 98 . آشنا با كامپيوتر

 99 . بهترين روز زندگی اش را روزی می داند كه آلبوم تازگيا به بازار

آمد !

 

 
 

  بچه ها  ترانه ی "تو را میشناسم" سروده ی دنیا کندری باصدای پـدرام

 نصیری روی سایتا قرار گرفته... دنیا از بچه های ماهانه و ترانه اش خیلی

  خوب اجرا شده که درصد زیادی از این خوب بودن به خاطر ســــروده ی

        قشنگ دنیا کندری هست... پیشنهاد میکنم حتما گوش بدین

                

اینم متن ترانه:

               ــــــــــــــــــــــــ تو را میشناسم ــــــــــــــــــــــــــــ

              تو را از حالت چشمات که با من خوبه میشـــــــناسم،

              از اون قلبی که بی من شه همش آشوبه میشناسم،

              خصوصیات اخلاقیتو دونه دونه میــــــــــــــــــــــــدونم،

              شبایی را که بیخوابی منم تا صبح پریشــــــــــــــونم،

              تو روحس میکنم هر روز میون بغض ودلتـــــــــــــنگی،

              میدونم با همه دنیا داری تنهایی میجــــــــــــــــــنگی،

              تو هر شب قبل خوابیدن یه آهنگی را میــــــــــــذاری،

              تداعی میشه روزایی که با من خاطــــــــــــــره داری،

              مسیر هردوتایی مون به جایی منتهی میشــــــــــــه،

              که تو دستای من ساز نگاه تو به آتیـــــــــــــــــــشه،

              هوا شرجی و بی تابه،یه دریا روبرومــــــــــــــــــــونه،

              چه رویاهای شیرینی تو فکر هردوتامــــــــــــــــــــونه

                               

                    برای دانلود کلیک کنید  تو را میشناسم

 

 
 

                                       "چرا نميرى؟ "

                             سروده ی زینب شکیبا مقدم

                       

                              از اينجا برو، پاسوز من نشو

                            لايق تو نبودم، حيرون من نشو


                                كور بودمو نديدم خوبياتو

                            كر بودمو نشنيدم غم توصداتو


                             چطور باز توچشات زل بزنم؟

                               از قلبم تا قلبت پل بزنم؟


                             ازنگاتو از دستات شرم دارم
 
                            اشكامو پاك نكن بذار باز ببارم


                             چيزى به من بگو، حرفى بزن
 
                             يابرو، از منه گناهكار دل بكن


                            تو ازمن جز خيانت چى ديدى؟

                             پس چرا نرفتى و دل نبريدى؟


                           تو هنوز وفاداريى و دوسم دارى

                            مث تو نديدم توخواب يا بيدارى

               ***********************************

                              بعضی وقتا که می نشینم 

                                    سروده ی مریم

                          

                              بعضی وقتا که می نشینم 
                                    
                                         تک وتنها
 
                                 عاشق رویایی میشم 
 
                                  که با تو بودم رو ابرا
 
                                   میزنم آروم رو گیتار
 
                                می خونم از دل این یار
 
                                  میزنم آروم رو گیتار
 
                                 میمیرم برای این یار

                               یه گوشه تنها میشینم
 
                                  یاد اون شبا میوفتم

                             که می شستیم تک وتنها
 
                                 روبروی همدیگه ما

                             واست از عشق می گفتم
 
                              میدونستم که نمیدونی
 
                                 اما عاشق تو بودم 
 
                              عاشق اون بی قراریت
 
                             عاشق اون اشک جاریت
 
  
 
                             ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

   هفته ی آینده مصاحبه با افسانه میناوند از تهـــران

          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                چهارمین مصاحبه ی ما با افسانه میناوند میباشد،

 بنا براین شما عزیزان میتوانید سوالات خود را  تا آخر شب شنبه ۲۰آبان

        برای ما ارسال کنید تا جواب  سوالات خود را  در شماره ی

                 بیست و پنجم سه شنبه ها  از زبان افسانه  بخوانید

   ضمنا هفته نامه ی سه شنبه ها با تمام افتخار از تک تک شـــــما برای

      مصاحبه دعوت به عمل می آورد،دعوت از ما اعلام آمادگی از شما

          ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  در پی انتقاد بسیاری از دوستان از جالب نبودن نام "سه شنبه ها" برای

  این سایت از همه ی شما خوبان درخواست داریم تا با شــــــــــرکت در

  نظرسنجی انتخاب نام جدید برای هفته نامه(منوی سمت چپ ســـایت)

      ما را در نامگذاری جدید و ایجاد تغییرات ظاهری سایت یاری کنید

                    از لطف شما قلبا سپاسگذاری میشود

 

 
 

   لطفا عکس های دوران بچگی خود را برای ما ارسال

        کنید تا توی آلبوم هواداران سایت قرار دهیم

              

              

               

              

            

 

 
                        

     خبرگزاری پرسپولیس : علی کریمی پس از تمرین تیم ملی به جمع 

                             سرخپوشان بازخواهد گشت.

به نقل از ایرنا از یک مسوول در باشگاه پرسپولیس، کریمی قطعــــــا در

پایان اردوی تیم ملی فوتبال ایران به جمع سرخپوشان بازخواهد گــشت.


این مسوول در خصوص اظهارات مدیرعامل باشگاه پرسپولیس مبنـی بر

اینکه کریمی باید ظرف دو روز آینده به پرسپولیس بازگردد، ادامـــــه داد:

هیچ اجباری در صحبت های مدیرعامل باشگاه نبوده و تنها رویانیـــــــان

خواسته است اعلام کند که این بازیکن از امروز می تواند در تمرینـــــات

شرکت کند.

وی گفت:سرپرست تیم نیز دراردوی تیم ملی حضور پیدا کــــــــــــرده و

دیداری با علی کریمی داشته است و تمام مشکلات برای بازگــــــشت

این بازیکن برطرف شده است.

وی تصریح کرد:سرمربی تیم نیز پس از صحبت با بازیکنان آمادگــــــــــی

خود را برای بازگشت علی کریمی اعلام کرده و به طور حتم مانـــــــوئل

ژوزه هم با این مساله مشکلی ندارد.

موضوع مشکل علی کریمی و مانوئل ژوزه ســـــــــــــرمربی این تیم به

هفته دوم رقابت های لیگ برتر باز می گردد.  بنابر گزارش کریمـــــــــی

بعد از اختلاف نظر با ژوزه از طرف وی از تیم کنار گذاشته شــــــــــــد تا

اینکه به نظر می رسد بعد از حدود 50 روز در حال خاتمه یافتن است.

 

البته در این میان شنیده می شود کریمی ممکن است زودتر از اینـــــها

هم به شکل غیررسمی و به بهانه تولد خود به تمرینات پرســـــــپولیس

بازگردد.

 مصاحبه شب گذشته محمد رویانیان تا حدودی تکلیف را روشـــن کرده

بود. می شد حدس زد علی کریمی می تواند واکنشی مثـــــبت به این

حرف ها نشان دهد. این اتفــــــاق خیلی زود رخ داد و کریمــــــــــی در

مصاحبه ای اعلام کرد به محض پایان اردوی تیم ملی در تمـــــــــــــرین

پرسپولیس حاضر خواهد شد تا این داستان خســـته کننده به پایان خود

نزدیک شود. البته برای این پایان باید تا روز 25 آبان منتظر می مانـــــدیم

اما در تمام این مدت خیال همه پرسپولیسی ها راحـــــــت می شد که

ماجرا تمام شده و تیم هم با خیال راحت تمرین مـــی کرد تا آمــاده بازی

ذوب آهن شود.

این خبر در آستانه تولد علی کریمی می توانست بهترین خبر ممـــــکن

باشد کما اینکه مهدی مهدوی کیا هم اعلام کرد بعد از بازی تیم ملــــی

مقابل تاجیکستان کریمی در روز تولدش کنار پرسپولیسی ها خواهــــــد

بود. این حرف های کیا که البته نصفه کاره ماند و او نخواست بیشـــتر از

این خبر را لو بدهد اما ظاهرا علی کریمی فردا همان کاری را خواهد کرد

که محمد رویانیان از او خواسته بود.

درست فردای بازی با تاجیکستان علی کریمی می تواند با اجــــــــازه از

کارلوس کی روش دقایقی در محل تمرین پرسپولیس حاضر شود. آنـــجا

یک کیک تولد ویژه و یک مراسم مختصر خودمانی انتظار او را میــکشد و

البته می توان منتظر بود مانوئل ژوزه که دیگر مثل سابق ســـــــــــفت و

خشک نیست کنار بقیه در مراسم تولد کریمی شرکت کند و بــــــــــا او

پشت کیک تولد 34 سالگی اش عکس یادگاری بگیرد

 

 
 

                                                         "يكى بود يكى نبود"

                   گرد آوری و ارسال از زینب شکیبامقدم(پیزارو)

           

يك مرد بود كه تنها بود. يك زن بود كه او هم تنها بود. زن به آب رودخانه

نگاه میكرد و غمگين بود. مرد به آسمان نگاه میكرد و غمگين بود. خدا

غم آنها را میديد و غمگين بود.

خدا گفت: شما را دوست دارم، پس همديگر را دوست بداريد و با هم

مهربان باشيد.

مرد سرش را پايين آورد. مرد به رودخانه نگاه كرد و زن را ديد. زن به آب

رودخانه نگاه كرد و مرد را ديد. خدا به آنها مهربانى بخشيد، و آنهــــــــا

خوشحال شدند، خدا خوشحال شد و از آسمان باران باريد. مرد دست

هايش را بالاى سر زن گرفت تا زير باران خيس نشود، زن خنديد.

مرد زير باران خيس شده بود. زن دستهايش را بالاى سر مرد گرفت. مرد

خنديد.

خدا به زن گفت: به دستهاى تو همه ى زيبايى ها را میبخشـــــــــــم تا

خانه اى كه او میسازد،زيبا كنى. مرد خانه اى ساخت و زن خانــــــه را

گرم و زيبا كرد. آنها خوشحال بودند. خدا خوشـــــــــحال بود. يك روز زن،

پرنده ايى را ديد كه به جوجه هايش غذا میداد، دستهايش را به سوى

آسمان بلند كرد تا پرنده ميان دستهايش بنشيند،اما پرنده نيامــد، پرواز

كرد و رفت و دستهاى زن رو به آسمان ماند. مرد اورا ديد كـــــــــنارش

نشست و دستهايش را به سوى آسمان بلند كرد. خدا دستهاى آنها را

ديد كه ازمهربانى لبريز بودند

فرشته ها در گوش هم پچ پچى كردند و خنديدند. خدا خنديد و زمين

سبز شد. خدا گفت: از بهشت شاخه اى گل به شما خواهم داد.

فرشته ها شاخه اى گل به دست مرد دادند، مرد گل را به زن داد و زن

آن را در خاك كاشت. خاك خوش بو شد. پس ازآن كودكى متولد شد كه

 گريه میكرد. زن اشكهاى كودك را میديد و غمگين بود. فرشته ها به

او آموختند كه چگونه طفل را در آغوش بگيرد و از شيره جانش بــــــه او

بنوشاند. مرد زن را ديد كه میخندد كودكش را ديد كه شير میــــنوشد.

برزمين نشست و پيشانى برخاك گذاشت. خدا شوق مرد را ديــــــد و

خنديد،وقتى خدا خنديد، پرنده بازگشت و بر شانه ى مرد نشست.

خدا گفت: باكودك خود مهربان باشيد، تا مهربانى را بياموزد،

راست بگوييد تا راستگو باشد.

گل و آسمان و رود را به اون نشان دهيد تا هميشه به ياد من باشد.

روزهاى آفتابى و بارانى از پى هم گذشت.زمين پر شد از گلــــــــهاى

رنگارنگ، و لا به لاى گلها پر شد از بچه هايى كه شاد دنبال هــــــــم

میدويدند و بازى مىكردند.

خدا همه چيز و همه جا را میديد

خدا ديد كه زير باران مردى دستهايش را بالاى سر زنى گرفته است كه

خيس نشود، زنى را ديد كه در گوشه ايى از خاك با هزاران اميد شاخه

گلى را میكارد.

خدا دستهاى بسيارى را ديد كه به سوى آسمان بلند شــــــــده اند و

نگاه هايى كه در آب رودخانه به دنبال مهربانى مىگردند و پرنده هايى...

خدا خوشحال بود، چون ديگر غير از او هيچكس تنها نبود

 

 
 

          به روز آوری داستان دنباله دار هفته نامه ی سرختر از همیشه

                                     رمان امشب اشکی میریزد

                                      نوشته ی کوروس بابایی

                                              قسمت دوم

                         

آنگاه با صدای زنگ داری که لرزشش آشکار بود چنین گفت : همانطور که

 مسبوق هستید طبق قانون کسی که عمدا کسی را بکشد محکوم به

اعدام میشود ، نظم جامعه ایجاب مینماید که قانون در مورد قاتلین به

شدیدترین نحوی اجرا شود تا دیگران درس عبرت بگیرند و از تکرار اینگونه

جنایات خودداری شود و با توجه به این امر لازم است باستحضار برسانم

که آقایان قضات توجه داشته باشند : قاتلی که امروز در پیشگاه عــدالت

قرار گرفته جنایتکار سنگدلی است که با کمال بیرحمی و شقاوت همسر

جوان و بیگناه خود را بقتل رسانده است . او در تمام جلسات دادگاه مهر

سکوت بر لب زده و پیرامون انگیزه جنایت خود کوچکترین حرفی ابــــــراز

نکرده است .

همه میدانند که سکوت خسته کننده متهم در طی جلسات داداگاه قضات

را به تنگ آورده و من یقین دارم او میخواهد به این طریق باعضای محترم

دادگاه بگوید که من دیوانه ام و برای این دیوانگی نیز سکوت را انتخــــاب

کرده است و با توجه به اینکه در جریان پرونده های قضائی دادگستری به

کرات دیده شده گاهی اوقات متهمین برای فرار از مجازات چنین کارهائی

می کنند و متهم حاضر نیز همین رویه را پیش گرفته و مسلما این مرتبه

نیز او سکوت خود را نخواهد شکست . پیشنهاد میکنم قضات محترم برای

اجرای عدالت و جلوگیری از هرج و مرج در جامعه رای خود را صادر فرمایند

در ضمن توجه داشته باشند که برای متهم طبق قانون مجازات عمـــومی

 تقاضای اعدام شده است ...

دادستان سکوت کرد و بر جای خود نشست .

تمام چشمهای حاضرین به سوی متهم چرخید همچنان که غم بی پایانی

در وجودش موج میزد لبخند خفیف و تمسخر آمیزی برلبانش نقش بست ،

آنگاه در حالیکه چشمان غمگین را بسوی قضات دادگاه دوخته بود بـــــه

آرامی از جای برخاست .

سکوت مطلق فضای دادگاه را فرا گرفته بود .

سکوت مطلق فضای دادگاه را فرا گرفته بود .

متهم درحالیکه با صدای لرزان چند کلمه ای نامفهوم زیر لـــب بزبان آورد

لبانش را تر کرد و آنگاه با صدائی آرام و شمرده آغاز سخن نمود : آقـای

رئیس ، آقایان قضات،من جوانی هستم از همین اجتماع، اجتماعی کــه

شما قضات محترم و شما مردم نیز جز آن هستید . من اکنون به اتــهام

قتل در پیشگاه عدالت قرار گرفته ام و بالهای طلائی فرشته عدالــت را

مقابل چشمانم می بینم که به من نوید میدهند عدالت همیشـــه زنده

است .

عدالت!

آری عدالت زنده است و من هم از کسانی که وظیفه سنگین اجرای آن

را بعهده دارند میخواهم که بحرفهایم گوش کنند و توجه نمایند و آنگاه حکم

به اجرای آن بدهند .

من سواد ندارم . البته این بآن معنی نیست که اصولا درس نخوانده باشم ،

نه اینطور نیست ، بلکه میخواهم بگویم سوادم بپایه شماها که میخواهید

حکم صادر کنید نمی رسد . حق هم دارم ، چون دبیرستان را نیمه تمام

گذاشتم ولی با همین سوادم اجبارا خودم دفاع از خودم را بعهده میگیرم و

در آخرین جلسه دادگاه حرفهایم را خواهم زد .

من از مردم خجالت میکشیدم که حقایق را بیان کنم ولی اکنون احساس

میکنم این اشتباه بود چون مردم نیز جز همین اجتماع هستند . اجتماعی

که خیلی زود مرا از دبیرستان فراری داد و همکلاسانم را بمـــــراتب بالا

رساند . این حق آنهاست که درس خواندند و من نخواندم و باید سزای خود

را ببینم .

من بعد از مدرسه درسهایم را در میان همین اجتماعی که شما مــــردم

تشکیل دهنده آن هستید خواندم و همین اجتماع بود که کمر مرا شکست

و من در میان تاریکیهایش نابود شدم . در این اجتماع بود که صدای مردم

مظلوم و بی گناه را شنیدم و با آنها هم آهنگ شدم و تصمیم گرفتــــــــم

همکلاس آنها بشوم و درس بخوانم .

اما این درس ، درسی نبود که احتیاج به معلم و مدرسه داشتـــه باشد

چون بزرگترین معلم آن همان اجتماع بود .

من و همکلاسهائی که در اجتماع پیدا کرده بودم همه یک تصمیم داشتیم

آنهم حقیقت بخشیدن بر رویاهای طلایی جوانی بود ، دلمان میخواست ما

نیز مثل افراد با نفوذ و پولدار از لذائذ زندگی بهره بگیریم ، میخواستیم ما نیز

با داشتن اتومبیل ، پول و ویلا در ردیف آنان که از این امکانات برخوردار بودند

 قرار بگیریم .

اما افسوس که ما گناهکار بودیم و گناهمان نداشتن پارتی بود و پـــــول ،

شاید اگر من نیز از ایندو بهره داشتم امروز جایم در ردیف متهمین نبود و

آرزوهای طلائی ام نیز این چنین به گل نمی نشست .

بعضی عقیده دارند در زندگی سرنوشتی وجود ندارد و انسان هرچه میکند

خودش به خودش می کند و اگر این تا اندازه ای درست باشد صد در صد

نیست .

مورچه ای که بعداز بیست بار بالا و پائین رفتن از روی دیوار گنندم را به

لانه خود میرساند تلاش خستگی ناپذیری برای موفقیت داشته است

ولی اگر همین مورچه گرفتار سیل خروشانی بشود چه کاری از دستش

 برمیاید .

من نیز در چنین شرایطی قرار گرفتم و سیل خروشان مرا با خود می برد

بدون اینکه حتی امیدی به زندگی داشته باشم ، منتهی من زنده ماندم

همانگونه که ممکن است مورچه در میان سیل غران بحسب تصادف به

تخته ای بچسبد و از مرگ نجات یابد ، من نیز در دریای اجتماع از مرگ نجات

یافتم اما همانگونه که می بینید امروز به عنوان یک قاتل محاکمه میشوم .

از شما خواسته شد که رای قطعی خود را صادر کنید و مرا محکوم نمائی.

چرا ، چون سکوت کردم . آیا کسی اگر نتوانست حرف بزند باید فورا حکم

اعدامش را صادر کنید .

شما بمن بگوئید ، آیا هرکس زبانش بسته شد و نتوانست بخاطر آبرویش

از خود دفاع کند باید در دل خاک قرار بگیرد و سنگ فراموشی برویــــش

گذارده شود ؟ ...

شما همیشه دم از عدالت میزنید ولی نمیدانید که دم از عدالت زدن نیز

خود نوعی بیعدالتی است .عدالت !!!

راستی چه کلمه قشنگ و زیبائیست ، اما افسوس که در وجود هیچ کس

 بمعنای واقعی کلمه یافت نمی شود و قانون بشری هرگز نمی تواند آنرا

بمعنای واقعی اش اجرا کند !

ای عدالت بخاطر تو سنگ به سینه می زنند و جنجال به راه میاندازند ولی

هیچگاه حاضر نیستند اعتراف کنند که بنام عدالت چه جنایتها که مرتـــکب

نمی شوند و چه کارها که نمی کنند !!

امروز نیز بنام عدالت خواسته شد تا در مورد من حکم اعدام صادر شود و

مسلما با صدور حکم بنظر شما عدالت اجرا شده است .

گفته شد اجرای حکم اعدام جنایات را کاهش خواهد داد اما بسیار دیـــده

شده صبح یک نفر اعدام شده و شب باز قتلی افتاده است !

امروز در قانون کشورهای مترقی حکم اعدام منسوخ شده و قضات ما نیز

باید توجه داشته باشند همه آنانی که بعنوان قاتل در دادگاهها محـــاکمه

می شوند قاتل از مادر زداه نشده اند .

من نمیگویم حکم اعدام را اجرا نکنید من میگویم در اینمورد خوب تحقیق

کنید ببینید انگیزه قتل چیست ؟شما که طبق قانون مجازات عمومی برای

هر قاتلی تقاضای اعدام می کنید آیا هیچ فکر کرده اید ممکن است برای

شما هم در یک حالت عصبی وضعی پیش بیاید که با یک سیلی شخصی

را بکشید ! آیا در اینصورت شما باید اعدام شوید؟البته اینها را میگویم که

موارد قتل ها روشن شود و تحقیق کافی بعمل آید . قانون بنظر من باید

برای قاتلین واقعی اجرا شود ، نه برای هر کس که عنوان قاتل به او داده

شده است . در حالیکه گناهکار هم نیست !

بهتر است در این موارد مخصوص در قانون تجدیدنظر کامل بعمل آید چون

من تنها متهم بقتلی نیستم که در این دادگاه محاکمه میشوم و مسلــما

بعداز من و قبل از من محاکماتی انجام گرفته و باز هم انجام خواهد گرفت.

همه شما منتظرید که من خودم انگیزه قتل را تشریح کنم در حالیکه این

وظیفه شماست در این موارد واقعا تحقیق کنید بدون اینکه احتیاجی به

من داشته باشید .

شما اجرای قانون را بنام عدالت پیروزی بزرگی برای خود میدانید ولی آیا

هرگز هیچ فکر کرده اید اگر اشتباه کنید چه خواهد شد ؟ مسلما هیچ!

چون رای صادر کردید و دیگر قابل فرجام نیز نیست ...

ضمنا من اگر این سخنان را بر زبان میاورم مسلما بخاطر خودم نیست

بلکه بخاطر کسانی است که در آینده در این دادگاهها محاکمه خواهند

شد . باید بفکر آنها بود !!

در این هنگام دادستان بعنوان اعتراض از جایگاه خود برخاست و با صدای

بلند رو بر رئیس دادگاه نمود و گفت : آقای رئیس ، متهم از موضوع خارج

شده است . بهتر است بجای حاشیه رفتن اصل مطلب را بیان نماید !

متهم نگاه بی تفاوتی به دادستان انداخت و گفت :

نه ، من از موضوع خارج نشدم و اصل موضوع بهمین چیزهایی که گفــتم

بستگی دارد ، مگر نه اینکه من متهم به قتل هستم و باید آخرین دفاع خود

را بکنم بنابراین باید به من این آزادی داده شود که ذهن قضات را نسبت به

مسائلی که در هر قتلی به یک نحوی پیش میاید روشن کنم بهمین جـهت

آنچه را که بعنوان حاشیه از آن نام می برید بستگی تام به گفته هــایم در

این جلسه خواهد داشت و بهمین جهت قویا باید بگویم من از موضوع خارج

 نشدم .

بهر حال از آقایان قضات میخواهم بانچه که خواهم گفت توجه نماینـــد ، در

حقیقت این سرگذشت من است که به جریان مرگ همسرم کاملا بستگی

دارد و من آن را بعنوان آخرین دفاع در دادگاه بازگو میکنم در حالیکه میتواند

برای تماشاچیان و قضات داستان مردی باشد که امروز زندگی اش نابود

شده وباید تا پایان عمر باخاطراتش زنده بماند ........... ادامـــــــــــــه دارد


 

                         تهیه و تنظیم از

                       redman

                             زندگی نامه شادمهر عقیلی

                     

شادمهر عقيلي متولد هفتم بهمن ماه (کلا بهمن ماهی ها هــــــــــمه

نابغه ان!)

1351 خیابان جیهون است شماره شناسنامه اش 8601 صادره از تهران

است.او در یک خانواده ی شش نفره بدنیا آمده و فرزند آخر خانــــــواده

است (مث من!) .دو برادرش در جنگ به شهادت رسیدند و پدرش کــه

اهل طالقان بود در دوران نوجوانی شادمهر به دلیل بیماری سرطــــــان

درگذشت.

از کودکی با دیدن سازهای موسیقی به این رشته ی هنری علاقه مند

شد شادمهر از همان دوران به کارهای سخت ومشکل  علاقه ي زيادي

داشت .از 10 سالگی ویلن را به عنوان ساز اصلی انتخاب کرد و ازهمان

آغاز فعالیت موسیقی عشق و علاقه خاصی به نوازندگی و ساخــــــت

آهنگ داشت.و زیاد به سمت و سوی خوانندگی نمی رفت.

مدتها در ستارخان منطقه شهرآرا ساکن بودند و بعد به جردن نقل مکان

 کردند بعد از اتمام مقطع راهنمایی به هنرستان موسیقی رفـــت و در 

سال 67 از هنرستان موسیقی به اتفاق یک گروه به واحد موسیقی صدا

و سیما رفت.فواد حجازی هم جزء آن گروه بود.در همانجا بود که باخشایار

اعتمادی و علیرضا عصار آشنا شد.

 اولین ترانه ای که خواند((معبود))بود و ((بهار من))اولین کاست مستقل

 او.هیچ گاه نتوانست در ایران مجوز کنسرت بگیرد اما فروش کاســــــت

((دهاتی))او بسیار بالا بود.خودش تا زمانی که از ایران برود از میان ترانه

هایی که خوانده بود((هزار و یکشب)) ((یاس))و((دلخوشی)) را بیشــتر

دوست داشت و ترانه((آدم فروش))او را نیلوفر لاری پور و فرزاد حسنی

سروده اند.هم اکنون او يكي از محبوب ترین خواننده هاي موسیقی پاپ

به شمار ميرود

شادمهر به شمال کشور علاقه خاصی دارد. او بسیار محتاط و محافظه

کار است وی بعد از انقلاب اولین خواننده ای بود که در سینما هم به

عنوان بازیگر حضور پیدا کرد.تا قبل از اینکه بازیگر شود شاید ماهی یکبار

به سینما می رفت و معتقد بود بازیگری کار دشواری نیست. می گویند

برای بازی در فیلم ((شب برهنه)) سعید سهیلی حدود 20 میلیون تومان

دستمزد گرفت

هرگز در زمینه موسیقی از استادی بهره نگرفت بیش از اندازه به مادرش

علاقه دارد و خیلی اصرار داشت که مادر با او به آن سوی مرزها برود اما

مادرش نپذیرفت.شادمهر ورزش را دوست دارد و در عرصه ورزشــــهای

اسکی روی آب و شمشیربازی مدتها فعالیت می کرد.جودو و تکـــواندو

هم مدتی ورزش حرفه ای او به شمار میرفتند.در دوران مدرسه هـــــم

مرتب فوتبال بازی می کرد و تا قبل از رفتن عضو ثابت تیم فوتـــــــــبال

هنرمندان بود.

 برادرزاده اش هومن هم خواننده است چندي پيش با عرشیا خواننده

موسیقی پاپ رابطه  اش شكر آب شد و می گویند آدم فروش را برای

او خوانده. اردیبهشت سال 80 شادمهر تصمیم گرفت از  ایران به کانادا

برودو به دلیل اینکه نواختن اکثر سازها رااز سنتو و گیتار گرفته تا پیانو و

ویلن و ...را بلد است توانست جایگاه ویژه ای در موسیقی ایران چه در

اینجا و چه در خارج بدست آورد ولی همیشه میگوید که روزی برمیگردد

و دلش برای ایران خیلی تنگ شده است.

 بعد از رفتنش شایعات زیادی درباره او گفته شد.از جمله اینکه زندانی

شده-به بیماری روانی دچارگشته و...ولی همه اینها شایعه ای بیش او

بعد از مدتی اقامت درکانادا کلاسهای آموزش گیتار و ویلن راه انداخت و

اواسط سال 82 توانست یک آپارتمان در کانادا بخرد و با اجاره نشینی

خداحافظی کندو آخرین جمله ای که در این زندگی نامه میتــــــــوان از

شادمهر گفت این است که در سال 80 ((جان واردادرسن)خبرنگاربخش

خارجی واشنگتن پست پس از دیدار از ایران مطلبی نوشت که با این

جمله آغاز می شد:ایران اسلحه جدیدی در مقابل غرب به کار گــــرفته

است "شادمهر عقیلی".البته این حرف خبرنگار خارجی بیش از حـــــد

اغراق آمیز است ولی نمیتوان گفت که خیلی هم از حقیــــــقت به دور

است

نکاتی کوتاه از زندگی شادمهر عقیلی:

زیاد اهل درد دل کردن نیست و آدمی تودار است

اهل دود و دم نیست و سیگار هم نمی کشد.

برادرش محمد پدر هومن مهندسی متالو‍‍‍زی خوانده است.

 روابط عمومی خوبی ندارد و زیاد دوست ندارد که در محافل حضور

پیدا کند.و تا موقعی که کاری ندارد از منزل خارج نمی شود.

اصلا اهل سیاست و حرفهای سیاسی زدن نیست.

تا چندی قبل با آشپزی میانه خوبی نداشت و مثل اکثر مردان ایرانی

فقط بلد بود نیمرو درست کند.البته حالا حتما آشپز خوبی شده است.

 بعد از رفتنش در بیش از 15 کشور دنیا کنسرت داشته است ودر یکی

از کنسرتهای او در دبی یکی از تجار اماراتی یک ساعت مچی به او

هدیه داد که قیمتش 12 میلیون تومان بود

در سال 78 در ایران گواهینامه رانندگی گرفت در سال 83 توانست

گواهینامه بین المللی را در کانادا بگیرد.

اولین اتومبیل او یک پراید بود تا قبل از اینکه از ایران برود پرشیا و بی.ام.و

داشت

همیشه میگوید هیچ گاه رفقایش را فراموش نمی کند

اهل دروغ نیست و بسیار دست و دل باز است.

شایعه ازدواج او در کانادا صحت ندارد

شادمهر عقيلي  زنده یاد خسرو شکیبایی را خیلی دوست دارد و با او

صمیمی بود.

قصه فیلم((پر پرواز))به زندگی واقعی او خیلی نزدیک بود.

او مدتی در کالج تورنتو در رشته موسیقی تحصیل کرد...

 شادمهر وقتی در ایران بود آلبومی ساخت به نام((آدم و حوا))که هیچ

گاه مجوز نگرفت و شادمهر تهدید کرده بود که ممکن اســــــــــت به

لس آنجلس برود.تهدیدی که پخش صدای او را از رادیو و تلویزیون ممنوع

کرد.

همیشه تیپ اسپرت می زند.

زیاد اهل مطالعه روزنامه ها و مجلات نیست.

مدتی در ایران در عرصه خوانندگی ممنوع الفعالیت شد

و اما آلبوم طرفدار از شادمهر عقیلی بعد از سه سال در تاریخ ۱ مرداد

 ۱۳۹۱ از سوی کمپانی آونگ عرضه شد. شناسنامه ی آلبوم :

۱.انتخاب

ترانه سرا : سروش دادخواه

آهنگ و تنظیم : شادمهر عقیلی

۲. اسمم داره یادم میره

ترانه سرا : مونا برزوئی

آهنگ : شادمهر عقیلی

تنظیم : محمد ناهیدی

 

۳.حالم عوض میشه

ترانه سرا : مونا برزوئی

آهنگ : شادمهر عقیلی

تنظیم : محمد ناهیدی

 

۴.طرفدار

ترانه سرا : مونا برزوئی

آهنگ : شادمهر عقیلی

تنظیم : محمد ناهیدی

 

۵.آینده

ترانه سرا : سروش دادخواه

آهنگ و تنظیم : شادمهر عقیلی

 

۶.خیلیا

ترانه سرا : مونا برزوئی

آهنگ و تنظیم : محمد ناهیدی

 

۷.چه خواب هایی

ترانه سرا : سروش دادخواه

آهنگ و تنظیم : شادمهر عقیلی

 

۸.امون از تو

ترانه سرا : حمیدرضا نصرالهی

آهنگ و تنظیم : شادمهر عقیلی

 

۹.زود تموم میشه

ترانه سرا : مونا برزوئی

آهنگ و تنظیم : شادمهر عقیلی

اگه بخوام نظر بدم در مورد این آلبومبه نظرم در حد اسم شادمهر نبود..

البته بازم این قضیه سلیقه اییه..احتمالا آدمایی هستن که با این سبک

کلی حال کنن..بهتریناش بی شک اولیش آهنگ "انتخاب" هستش..که

بسیار احساسیه!

تراک "امون از تو" هم میتونه خوب باشه!

و آهنگ "حالم عوض میشه" طبق نظرسنجی شبکه من و تو ۱ و رادیو

فردا به عنوان بهترین آهنگ سال ۹۰ انتخاب شد!

و کارای بدش یکی آهنگ "آینده" که هنگام انتشار جنجال هایی از جمله

نارضایتی بعضی هواداران و همچنین ادعای سروش دادخواه(شاعر اثر) در

مورد دزدی فرشاد از او را در برداشت میتونم نام ببرم!

و همچنین  قطعه شماره 9 آلبوم یعنی "زود تموم میشه" و "چه خواب

هایی"نیز چنگی به دل نمیزنه!!

اینم چند لینک دانلود

انتخاب
                                                                      انتخاب

حالم داره عوض میشه

                                        حالم عوض میشه


خیلیا

                                                                         خیلیا

رویای ما با همراهی ابی

                                               رویای ما

حسن ختام

قسمتی از متن ترانه "طرفدار"

چی تو چشاته که تو رو انقد عزیز می کنه

این فاصله داره منو بی تو مریض می کنه

این که نگات نمی کنم یعنی گرفتار توام

رفتن همه ولی نترس من که طرفدار توام

خدانگهدار

 
 

       پرســـپولـــــیس ۶  پیــــــــــــــــــکان ۰

              

               

         

 
 

   فرزند لیونل مسی در اولین هفته از زندگی خود بیش از 400 هزار یورو

                       سود خالص به باشگاه بارسلونا هدیه داد.

                                  

به گزارش نامه، بیش از 3 میلیون پیراهن سایز کودک و نوزاد به نام تیـاگو

مسی با شماره 10 در سراسر جهان به فروش رسیده وباشگاه بارسلونا

 امیدوار است این عدد تا پایان این هفته به مرز 5 میلیون برسد.بیشـترین

 خرید پیراهن تیاگو مسی کوچک به سه کشور امارات، چین و آرژانتـــین

مربوط می‏شود و مردم کاتالونیانیز چهارمین خریدار عمده پیراهن تیــــاگو

مسی محسوب می‏شوند.بسیاری از هواداران بارسلونا که حتی فرزندی

 ندارند به احترام مسی پیراهن فرزند او را خریداری کرده و نگه داشـــته

اند.لیونل مسی در پاسخ به این سوال که آیا از سود حاصل از فـــــروش

پیراهن سهمی برای فرزند خود می‏خواهد یاخیر گفت: او عضو باشــگاه

بارسلونا است و این هم کوچکترین خدمت از سوی کوچکترین عضـــــــو

                                    باشگاه بوده است

           

 
 

                     ترانه ی شمالی سروده ی مسعود امینی

                           

                        شمالی گفتی و شــــعر یادم اومــد

                        مث شیرین که بود فرهادم اومــــــد


                        بلند گفتم آهای مردم چه ســـاده ن
 
                        یه باری رو دوش فریادم اومـــــــــــد

                        همه چیزا که یادم رفته بـــــــــــودن
 
                        همش چشم بسته از سر یادم اومد

                        خزر با ماهیا و گیلِه مـــــــــــــرداش
 
                         زنا و بچه ها و پـــــــــــــــیرِ مرداش

                         با اون گوش ماهیهای رنـگ وارنگش
 
                         همه ریز و درشــــــت و دم بلـندش

                         شمالی بوی بارون داره کـــــــــوزت

 
                         بزار مکتب بره طفل رفــــــــــــــوزت

                         نرو خوش باش وقلک خالی بفروش 

 
                         بزار بارو زمین، بـــــــردارش از دوش

                         کمک کن تا خرابا رو بســـــــــــازیم
                        
                         برای ساختنش جون مـــــــنم روش

                         برای ساختنش جون منـــــــم روش

                         همه دنیا فدای تاری از مــــــــــوش

                         طنابو پاره کن، زنجـــــــــــــیرو بنداز
 
                         بزن باز از سر نو زیــــــــــــــــــر آواز

                         تمام شالی کارا رو خـــــــــــــبر کن
 
                         همه دریاها رو زیر و زبــــــــــــر کن

                         بدون فردا دیگه آزادی داریـــــــــــــم

                          هزارتا ده به ده آبادی داریــــــــــــم.
 
 
 
 
 

          

                                  دوستان آبان ماهی

فاطمه فضل الهی، شهلا ازشوش، پرستو گردكاني، صديقه حامي طوفان

سرخ آسيا، نرگس رحيمي، سحر محمدي از اروميه، احترام گرجي، زهرا

شباني، مرضیه بیات، سميه بورقاني، مريم ذوالفقاري، مهسا شــيرزاده،

اعظم محمدي، مهري برزگري، روناك جعفري، ضد آبي، ناهيد از كـــــلبه

مشكي، آذين از كلبه مشكي، ياسمنگولا، فرناز ضد اس-اس، ماريا فنايى،

فاطمه اسكندري، نيلوفر مهدى نيا، كلثوم از خوهران هميــــــــشه غريب

             با آرزوی بهترین ها برایتان تولد پاییزی تان مبارک

                           ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     با تشکر از زینب پیزارو عزیز جهت تهیه و جمع آوری این لیست