X
تبلیغات
سه شنبه ها

سه شنبه ها

 

      شماره بیستم سه شنبه ۱۸  مهر ماه ۱۳۹۱

     ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 
 

                   صدای هوادار

        

         ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 خدیجه مداحی:واسه مصاحبه چه سوالای جالبی پرسیده بودن بچه ها! 

 چرا برا این هفته کسی رو انتخاب نکردی که مصاحبه کنی باهاش؟! آخ

جــــــــــون من رازدارترینم!؟؟! مرسی مرسی جت روی آبی سکانس

هات عالی بود کلی خندیدم، عکس هم که آخرش بود با اون دامناتون

(هاها) به خاطر لطفی که بهم داشتی ممنون. تولدت هم مبارک...مریم

زمانی عزیزم چه خوب که دوباره برگشتی فاطی تبسمی عزیزم تولد

شناسنامه ایت مبارک عزیزم (هاها) امیدوارم به همه آرزوهای خوبت

برسی دوس جونم

هستی دیگه:) هفته قبل به دلیل تاخیر زیاد فرصت معرفی و مصاحبه

نداشتیم،ایشالا از این به بعد سعی میکنیم هر هفته مصاحبه داشته

باشیم  

 

زینب پیزارو سرخترین دختر لر از شهریار1. :برای داداش علی اصغر (جت

روی آبی) داداش خوبم 16 مهرتولد آسمونیت اس-اس بارون. تقدیم به تو:

حرف تو را همیشه پس از قند میزنند/حرف تو میشود همه لبخنـــــــــــد 

 میزنند/نامت اگر گذر کند از ذهن هر کسی/مردم همه برای تو اسفند

میزنند/داداشی صدو پنجاه سکانست مخصوصا خاطره هات خیلی جذاب

و خوندنی بود،اینقد خوب می نویسی که میتونی با خاطراتت یه رمان 

 500صفحه ای بدی بیرون!راستی راه اندازی وبلاگ شخصی-مذهبیت

به کجا رسید؟2.الکس سرخم-افسانه شیطونم،فکرشو نکن،بعضــــی

ازآدما  اونقدر بی ارزش و بیخود هستند که حتی نگاه کردن و هم کلام

شدن باهاشون کفاره داره!پس خانومی فکرتو مشغول همچین آدمایی

نکن ..داداش هادی(بی.تی) و نایس سرخ خیلی خوش اومدید،می بینم

که این یرادران شهرکی تمام دارو دسته و فامیل و بچه محله شون رو

آوردن توی وب(دمتون گرم)4.داداش بزرگه و مهربون خودم(جت قرمز) من

کوچیکتر از اونم که بخوام رو حرف شماحرف بزنم.خیلی آقایید5.مصاحبه

داداش امین،خیلی جالب بود،دم تمام بچه هایی که سوال طرح کردند

گرم.6.جواد کاکا،از این ورا؟کجایی تو؟ فقط وب رو میخونی؟پس چرا پیام

نمیذاری؟!7.منیژه رحمانی، گل مهربونم، هنوز رو حرفم هستم،مهسا رو

بیار جایزه رو ببر!راستی سلام بایرنی وسرخ منوبه مهسا جون(نابغه بایرن

مونیخی)برسون8.عزیزای دلم،آرزو جلیلی و زینب ایرانپرست و هانیه اس

اسی از کرج افتخار دادید خوش اومدید،راستی زینب جان عروسیت

مبارک و زیارتتون قبول.9.با تاخیر تولد آقای زانیار دلیری رو تبریک  میگم.با

آرزوی بهترین ها برای داداش زانیار جالب حودتی:)  

 

مریم زمانی:ساکت که می مانی میگذارند به حساب جواب نداشتنت ؛

عمراً بفهمن که داری جان میکنی، تا حرمت ها را نگه داری!!!!!!!!!!!!  

 

 

الی خانوم رشنو از بروجرد:مهربون دوست دختر دنیا...ساحره عزیزم...

عاشقتم دماغوی دیووووونه..زشتی اما توی قلبم نشستی...مصاحبم با

دایی خیلی به دلم نشست دمت گرم..لطفت به الی زیاده..بزار بیام

ماچت کنم.....اووووووووووومممممم... ساحره چقدر میدی پیامایی که

بهم دادی به بچه ها ندم؟؟؟؟ها!!؟؟؟؟ هههههههههههههه...اونشب

کلی خندیدم...بوووووس.2.الکسی یعنی چی؟؟؟چه انگیزه ای از تبلیغ

کلوچه تون داری؟؟؟؟نکنه فکر کردی من میام می خرم؟؟؟اوه اوه..کور

خوندی آجی...3.آرزو قشنگ از نوع جلیلی ...دختر پ عکست کو؟؟؟؟؟؟ 

 سرکار گذاشتی الی رو؟؟؟؟4.مریم زمانی خوشحالم ک اومدی...پیامت 

 خیلی قشنگ بود حتما ادامه بده......5.زینب22؛ هم استانی مهربون و

عزیزم..ممنون ک دوستی منو پذیرفتی..دختر تو خیلی مهربونی..خودت

می دونستی؟؟؟؟؟؟6.مینو فرجی مهربونم تو باز اظهار نظر کردی؟؟؟؟

چرا به من تبریکیدی؟؟؟؟به تو چه؟؟؟ آقا ما خیلی چاکرتیم ممنون ایشالله

عروسیت جبران کنم...فدای قلب مهربونت...7.پروانه ایرانپرست عزیز...

مبارک باشه نازنین...عقد کنونت چرا منو دعوت نکردی؟؟؟؟؟چرا بی خبر

عقد کردی عروس خوشگلم؟؟؟؟همسرت باید به خودش بباله که

عروسی مث تو نصیبش شده..مث رضا که داره الان به خودش می باله

و احساس غرور می کنه(والا!!!مگه چیه؟؟؟ رضا منو خیلی دوست داره

بخدا....) 8.داداش جت روی آبی پیام مذهبی این هفته ت هم قشـــنگ

بود..ادامه بده برادر...9. آمنه جعفری پ کجایی دختر؟ دارم برات چــــــرا

سراغی از الی نمی گیری؟؟؟؟؟10.آهای جت روی قرمز این پیامـــــت

محتواش برای کی بود؟؟؟؟اعتراف کن وگرنه به زن داداشم مــــــــــی

گم...مشکوک میزنیآ...دیگه بی تاب نشو...11.خبر چین سایت زود خودتو

معرفی کن و گرنه دمار از روزگارت درمیارمآ...بگو کی هستی مــــردم از 

 کنجکاوی...12. دادا جتی آبی وظیفته باید بیای برقصی..من و رضا کلی

رو تو و امین و محمود و اکبر حساب باز کردیمآ...نیاین با جفت پا رضا میاد

تو حلقتون...13.نایس سرخ...من نمی دونم چرا اینهمه به پیامای تو علاقه

دارم و هر هفته به امید پیامای توئه که میام سایت سه شنبه ها رو باز

می کنم...حالا قراره کی برام لواشکامو بفرستی؟؟؟؟؟سلام ویژه به پدر

گرامی برسون و به تبریک بگو که کارخ.نه لواشک داره...14.جت روی

قرمز  مگه دل الی چشه؟؟؟؟؟ کافر من گاهی دلم به شدت می گیره...

البته گاهی..  

کسی رو من حساب نکنه،ولی تاتیانا را میگم جای من بیاد  

 

زینب پیزارو :درون آینه یک زن،ز خود پرسید آیا من،همان بودم کـــــــه

اکنونم؟همین اینم که آن بودم؟بگو پس خنده هایم کو؟ کجایند که نمی

بینم؟چرا اینقد تنهایم؟که تنها تکیه گاه من،دو خط شعر و کمی گریه،

واین آهی که می بینم، چه آمد برسرماینک؟ که اینسان زار و غمگینم،

تمام شب نمی خوابم،فقط کابوس می بینم،چرا اینگونه دلگیرم؟کجا رفت 

 آن عروسک ها؟ چه شد آن خواب های رنگی؟ بگو آن دختر شادی که

می خندید، من بودم؟؟!!  

 

بی تی قرمز :وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای داداش بزرگه خودم

علی(جت روی ابی) عجب 100 سکانسی غوغا کرد گردو خاک کرد

درست مث گل سوم ایموند زاید به استقلال که کل ایران منفجر شد

2.الهام رشنو حج قبول سوغاتی ما چی شد 3.ابجی زینب پیزارو بی تی

رو نمیخوام بگم چیه بمون تو کف...4 .توپس بوی بریم جنگل جدیدا میگن

گراز اومده بریم تماشا...    

 

الی و رضا از بروجرد:دوست دوست داشتنی خودم فاطولی متین و برادر

عزیزم علی اصغر شهرکی(جت روی آبی) از گنبد.شکفته شدن گل مهر

وجودت در پر مهر ترین ماه سال، که مهرش را به شکوفا شدنت  مدیون

است مبارک باد...هزار سال عمر با عزت برایتان آرزومندیم..  

 

ساحره عباسی:جت آبی عزیز،استقلالی با معرفت، تولد آبیت مبارک

ایشالا 120 ساله بشی،همیشه زنده باشی راستی 150 سکانست

خییییییلی خوشگل و باحال بود خاطرات قشنگت آخرش بود واقعا

خوندنی و جذاب بودخدا دلتو شاد کنه که دلمونو شاد کردی....!میشه

دوباره 150 سکانس بزاری؟؟؟؟ 

خبرچین سایت:هااااااااای تا خبر هایه

داغ این هفته...اما قبلش باهاتون یه چند کلام حرف خصوصی دارم

کسی نفهمه ها نشنوه ها نبینه ها من از اون جایی که تمام خبر هایه

سایت به راحتی دستم میرسه یه چیزای  دارم میشنوم که همه به

دنبال اینن که خبر چین سایت کیه اما اگه اسمم مخفی بمونه خیلی

بهتره اگه میخواستم بگم که کی هستم خوب چرا گذاشتم خبرچین

پس خودتونو به کشتن ندین باشه به به چه بچه های حرف گوش کنی

و اگه خبرهام کمی طنز هستش بخاطر زیبا شدن پیام هام میباشد اما

تمام خبر هام دقیق و کامل درست و راست میباشد و حقیقت دارد از

این تریبون مجانی هم استفاده میکنم و تولد مهر ماهی هایه عزیز رو

تبریک میگم اقیه امین زارعی من تا اونجای که یادم میاد وقتی به دنیا

اومدم چندتا پرستار موهامو جون کش میخورد با خودشون حمل میکردن

پس کو کچل...حالا بریم سراغ خبر هـــــای داغ هفته.... 100 سکانس

البته 158 سکانس جت روی ابی و سرو صدا بپا کردن کل سایت و

عکس ایشون که تمام بچه ها این عکس زیبا رو تصویر زمینه گوشیشون

گذاشتن/بازدید کردن 80 نفر غریبه و نا اشــــــــــــنا از وبســــــــــایت

3شنبه ها بخاطر سکانس جت ابی ازدرو همسایه اشنا فامیـــــــــل و

سراسر ایران گرفته تا گوووووووورجستان و گوووووووووووووورستان تا

منطقه  45 تهران/دندون درد داشتن ایشون به مدت اذیت کـــــــــــردن

مردم/....2.دو روز به تاخیر به روز شدن سایت به دلیل بیماری پدر سر

دبیر اقایه زارعی و بچه دار شدن ایشون و خرید پوشاک مای بی بی از

جنس مرمر/ مس و فلز البته ایشون قول دادن تا اخر امسال زن نه دختر

بگیرن ایشالا خــــدا رحمتش کنه به پایه هم جیزقاله ببخشید پیر شن

ادم خوبی بود فاتحه ام صلوااااااااااات اخییییی راحت شدم از دستش این

مگس رو میگم 3.زینب پیزارو و عوض کردن و گذاشتن 38 اهنگ پیشواز

در عرض یه هفته و جدیدا خودشون هم تصمیم گرفتن 2تا شعری بخونن

و روانه ی بازار کنن برایه اهنگ پیشواز به این صورت(زینب در وا کن

مایوم...ببخشید...لیلا در واکن مایوم پشت در وا کن مایوم...اینم

دومیش...(دم دروازه میدن عدس پلو زینب تیمتو بردارو برو...4.تبلیغ غیر

مجاز و غیر قانونیه الکس سرخ در وب اقایه زارعی و دستگیر شدن وی

به دست سربزان گمنام امام زمان (عج) و انداختن ایشان در بند اسارت

و در انفرادی هایه زندان گوانتانامو و زاویرا و خوردو خوراکشونم از همون

کلووووووووچه هایه غیر مجــــــاز میباشد با سفیر ایران در مراکش

صحبت شده و ایشون تا چند روز دیگر مث ازاده ها(اسیر هایه 8سال

دفاع مقدس)به میهن عزیزمون یعنی ایران بر میگردن روحشون شاد 5

.عاشق شدن اقایه زارعی توسط یه دختری به نام انشرلی و مراسم

حنا بندان در منزل حنا دختری در مــــــزرعه به همراهه بوق چی هایه

ازادی در روز 7شنبه در سال کبیسه گرفته خواهد  شد از شما عزیزان

دعوت به عمل میاید لطفا با جیب پر و کادو و پول نقد تشریف بیاورید

قدمتون برویه چشم همسرم انشرلی   

 

Red man:ماهانی قدیمی خبری ازت نشد.ب ایمیلم بفرست.چون دوس

دارم بدونم کی هستی.یا از امین شمارمو بگیر.اگه ب وبلاگم گذاشتی

تو بخش نظرات تیک نظر بصورت خصوصی رو بزن!  

 

معصومه رشنو:از علی اصغر شهرکی ممنونم به اطر تبریک تولدم..

داداش امین توام همینطور..آبجی الهام نازم دوستت دارم و ایشالله

بتونم خوبیاتو جبران کنم...    

 

جت روی آبی (حاجی):.پیام مذهبی این هفته...یه روز پیامبر گرامی ما

حضرت محمد(ص) داشتن برا اصحاب حرف میزدن و امام علی (ع) هم

مث همیشه کنارشون بودن یه هو یه نفر اومد گف یا رسول الله در فلان

جا در فلان خرابه ایی یه مرد و یه زن بهم دیگه نزدیکی کردن و دارن کار

خلاف میکنن.پیامبر هم رو کرد به امام علی(ع) گف یا علی ســـریع برو

جستجو کن اگر صحت داشت ان 2نفر را با خودت بیاور اقا هم رفتن وقتی

به دم ورودی خرابه رسیدن سرشو انداخت پایین و چشماشو هم بست

و الکی سرفه هایه بلند کردن که اون 2نفر متوجه شون... کــــــــــــه از

سرفه هایه اقا اونها فهمیدن کسی اینجا هست و سریع فرار کردن بعد

رفتن اون 2نفر اقا با همون شخصی که خبر اورده بود رفتن داخل خرابه و

کسی را ندیدن امام با این که متوجه اون 2نفر شده بود اما برگشت به

پیامبر گف من کسی را ندیدم و حقیقت را گف چون کسی را ندیده بود

و چشم هایش بسته بود...چه درس هایی میتونیم از این داستان بگیریم 

 1.اول اینکه با ابرو کسی بازی نکنیم و به راحتی ابرویی کسی را نبریم 

 2.کسی اگر کار خلاف میکند نباید به اینو اون بگیم و اسم اون طرف رو

نزد دیگران بد کنیم 3.هر کسی اگر کار خلافی میکند یا گناهی میکند

جزاشم خودش میبیند اینکه میخوایم بخواهیم ما اون کاره بد طرف رو

واسه اینو اون بازگو کنیم که خود ما هم گناه کار میشویم اگر طرف رو

میتونی درست کنی و به راه راست هدایت کنی دریغ نکن واز هر راهی

میتونی وارد شوی و به او کمک کنی سهم شما پیش خدا محفوظ

میمونه اگه هم نمیتونی حداقل کاری که میتونی بکنی ابروشو پیش

هیشکی نبری و مث امام علی(ع)چشاتو راحت ببند برویه همه چی این

نشانه ی بزرگی وخدایی هستش واینکه درجه ی ایمانش بالا میباشد

امیدوارم تونسته باشم منظورم رو خوب رسونده باشم البته خودتون از

من بهتر میدونید این چیزارو...یا علی حیدر مددی    

 
 

زوروقرمزازگنبدکاووس:امیدوارم بردپرسپولیسم شروع بردهای بعدی

باشه.هوادارعزیز مهم نیست مربی کیه!مدیرعامل کیه!دروازه بان کیه!...

اینامیرن ومیان پرسپولیسه که هست همیشه ماهم هوادارپرسپولیسیم

پس هواداری پرسپولیسمونوبکنیم فقط...پرسپولیسم بلندشدی دیگه

نشین ماهم هستیم درکنارت

 

مهدي پورريحان وزينب ايران پرست حامي حجاب:پروانه جان پيوندت

روتبريك ميگم اميدوارم خوشبخت بشي با اقا ميثم

ما هم تبریک میگوییم به این زوج خوشبخت



 

فاطمه ابراهیمی: بامعرفت ترین ماهانی : امین زارعی

آبجی با معرفتی از خودته !خیلی خانوووووومی



مهدي پورريحان وزينب ايرانپرست حامي حجاب :-برآنچه گذشت وآنچه

شكست حسرت نخور...زندگی اگرزيبابود باگريه شروع نميشد!

 

 

محبوبه بخشیان:دلت ک گرفته باشه موسیقی ک هیچ؛ باصدای

دستفروش دوره گردهم گریه میکنی...)

 

 

الكس هميشه سرخ:داداش اصغر(جت آبى)تولدتو با تقديم 1369 دامن

قرمز گلدار تبريك ميگم!!!ايشالا هميشه موفق باشي توزندگيت.بوووس

الکی!!!

 
 

الكس سرخ:سلام.خوبين؟بخاطر يه سري مسائل فعلأ نميتونم مداوم

پيام بدم ولي تمام سعي ام براينه كه هرهفته حضورفعال داشته باشم.

امين جان خودت درجريان مشكلاتم هستي اميدوارم اگه يه موقه پيام

ندادم ناراحت نشي.ازتمام دوستاى گلم كه برام پيام گذاشتن ولـــــى

جوابشونو ندادم معذرت ميخام،اسم نميبرم ولى منو شرمنده محبــت

خودتون كردين،ازتون ممنونم.حاجى(جت آبى)سكانست واقعأ عالـــى

بود.خرابه اين خاطرات بامزه ت هستم.خيلي جالب بودن.بخــــــصوص

عكستون ك خودتونو درراه اسلام فداكردين خيلى خنده داربود!خـــــدا

نكشتت حاجى!راسى يادت رفت بگى لقب حاجى رو منو آيـــدا روت

گذاشتيم!راستي به خاطر لطفت ك تواين مدت تنهام نذاشتي وباهام

بودى ازت ممنونم.همينطوراز امين وداداش جتي(قرمز) ساحره ي گلم،

ملیکا وزينب عزيزم. دوستون دارم.فعلأ..

عزیزمی ما هم دوست داریم، من خودم کار کامنتاتو انجام میدم که

خیالت راحت باشه،تو فقط مواظب باش حال و هوات غمگین نشه

 


آرزو جلیلی:علی انصار محبوبم:'' سرم '' را شايد ديگران در نبودنت گرم

كنند اما ;'' دلم '' را هرگز ! مرسی از لطفت شرمندم.

 

 

زوروقرمزازگنبدکاووس: حکایت ما ادما حکایت کساییکه اگه جفت نباشند

هرکدومشون هرچقدرم شیک باشند،هرچقدرم نوباشن...تاهمیشه لنگه

به لنگه اند.کاش خداوقتی ادمارومی افریدجفت هرکس رو باهــــــــــاش

می افرید تا اینهمه ادمای لنگه به لنگه زیراین سقفها به اجبار خودشون

روجفت نشون نمی دادن...

 


آرزو جلیلی:پرسپولیسم:دردهکده توخبر ازبوی ریانیست،چون نیست

ریا,هیچکس انگشت نمانیست ،ماطالب مهریم ودل از عاطفه لبریز،دل

صافترازتو بخدا هیچ کجانیست!

 


آرزو جلیلی: سلام به دوستان سرخدلم,آقای زارعی,جت روی قرمزو

جت روی آبی از لطف و محبت شما ممنون,جت روی آبی تولدت مبارک,

الی رشنو نامزدیت مبارک عزیزم.




زوروقرمزازگنبدکاووس:وقتی یکی مریض میشه همه اونایی که دوسش

دارن براش دعا میکنن، همه مواظبش که خوب شه...پرسپولیسمون

امسال مریضه! بدجوریم مریضه،هوادارا دوست داریم تیممونو براش دعا

کنیم که خوب شه...


 

ملیکا از حکومت امپراطور سرخ:سفرکرده.کجا رفتی؟چرا بی من؟چـــــرا

تنها...نگفتی سخته دلتنگی.نگفتی زوده این رفتن.به دنبال چه بایانــــی

خلاف جاده ایستادی؟چراتا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی؟چرابایـدبه

تنهایی دوباره بی تو برگردم؟کجای قصه بدبودم کجای قصه بدکــــردم؟

خوش اومدی  آجی،باهامون بمون،کلی نگرانت شده بودیم

 


دهاتی تنها از جاده چالوس: آنقدربه آدم های زمین بی اعتمادشده ام

که میترسم وقتی ازخوشحالی به هوامی پرم...زمین رااززیرپایم بکشند.


 

زوروقرمزازگنبدکاووس:گفتم:خدایا چراوقتی شادم همه بامن میخندن

ولی وقتی ناراحتم کسی بامن نمیگرید؟جواب داد:شادیهارابرای جمع

کردن دوست افریدم ولی غم رابرای انتخاب بهترین دوست...دوستای

ماهانیم بهترین دوستامن توغم وشادی باهامن...

 

الی جونی:الی با توپ پر اومده...!!!!سلام...2.امین با جــفت پا بیام تو

چشات کورت کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اسم توام رفت جزو لیست بی تربیتا

..... 3. وایسا ببینم کی گفته من بی مزه م؟؟؟؟کی این جرات رو پیدا

کرده به خانم آقا رضا بگه چاخان؟؟؟؟هههههههههان؟؟؟؟؟ 4.ژســــــتو

دیدین؟؟؟؟اوه اوه..عکستم چقده زشته...البته به اخلاق گنــــــــــــدت

میخوره...زشت!!!!بی ریخت..!! من بی مزه م؟؟؟؟؟؟؟؟ 5. آمنه عزیزم تو

بخش سوالات باید بگم امین چندین بار خواستگاری رفته..یکیش کاکلی

فاطولی تبسمی بود که فاطولی با من مشورت کرد و کاکلی رو بهــش

ندادیم...فکر کرده...من و فاطی یه تار موی کاکلی رو با صدتامثــــــــــــل

امین زارعی عوض نمی کنیم(داری تخریب رو آقا پسر؟؟؟؟ ههههههه) 6

.پیزارو چرا الکی از این پسره تعریف می کنی آجی؟؟؟؟؟؟کی شعراش

به دل بچه ها نشسته آخه؟؟؟؟اه اه اینقدر بدم میاد...7.وا زینب جونم

چرا ازش راجع به اعتماد به نفس پرسیدی؟؟؟؟آخه اعتماد به نفس کجا

و امین زارعی کجا...اه اه..بعیده بعیده...8.چی؟؟؟تو؟؟؟کله منو رضــــــــا

رو؟؟؟؟خوب اگه به دستم برسی خودت می دونی زنده نمی مونی...

اقرار کن...9.منو دوست نداری؟؟؟؟؟؟به درک...به جهنم...برای من همین

بس که رضا و بچه های ماهانی دوستم دارن و می پرستنم...والا!!!! 10

.ای بی معرفت منو ساحره و الکس پیشمرگت بشیم؟؟؟؟؟ای دیوونه...

چشاتو عقرب بزنه...!!!!!!11.آقا این پسره دروغ میگه چنـــدین بار آرزوی

مرگ منو داشته...بی تربیت!!!(من بی مزه م آره؟؟؟؟)12.امین خیــــلی

بچه بدی شدی....آقا الی قبول نداره, آقا خیلی بی نمکید من قبـــــــول

ندارم...مصاحبه من باید بعدی باشه...اه..امین می کشمتآ...13. برای

اولین بار تو تاریخ زندگی با امین موافقم...اه چقد از این لوس بازیا بدم

میاد که طرف رو تخت بیمارستانه دعاش کنید...14.چرا برای سوال جتی

آبی دلیل منطقی نیاوردی؟؟؟؟؟غیر منطق(من بیمزه م آره؟؟؟؟؟)15.

بچه ها نمی دونم چرا این آقا پسره خودشو به من می چسبونه...من

اصلا دوست صمیمیش میست..ایش!!!چه پراشتها....!!!!والا!!!!16.امین

تو خجالت نمی کشی؟؟؟؟؟؟؟خدیج رازدارترینه...چشات درارد ایشالله

(ایندفعه واقعی گفتم!!!)17.بی مزه منم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خداییـــش

چطور جرات کردی اینو گفتی؟؟؟؟ها؟؟؟؟؟از بعدش نترسیدی؟؟؟؟18

 .من چاخانم؟؟؟؟؟؟ تو خودت ک خدای چاخانی یادت رفته تایـــــــــماز

رو؟؟؟؟؟؟؟؟بچه ها بخدا دروغ محضه...افتراس...!!!19. خـــــــــیلی بی

عرفتی...من با معرفت نیستم؟؟؟؟(ای خدا الان دیگه قاطی می کنم از

دستت!!)20. زینب خانوم پیزارو هم حسابش میوفته تا وقتی که از نزدیک

ببینمش...!!!دارمت برات عزیز دلم!!!!21. در پایان امین ازت بدم میاد..!!!

۱:خواهش میکنم خانوووم بی تربیتی از خودته!۲:عکسم هرچی باشه از

تو بهتره که تو عکس عینهو دراکولایی ۳: اصلا حوصله خودتو حرفای

بی مزه تو ندارم ۴:خدیج واقعا رازدارترینه،من مثل چشام بهش اعتماد

دارم،مثل نرخ تورم بهت آمار اشتباه میدن، ۵:حالا کی فاطولیتو خواسته؟

۶:ازت متنفرم

 

Red man:دادا علی (جت ابی) میخاستم واست پیام تولد پیدا کنم اما

گفتم بزار پیامی که قلبم واست داره بگم دادا فقط اینو میتونم بگم که

خیلی دوست دارم یه چیزی در حد دوست داشتن(م)!! الان بشین فک

کن چندتا!!!به جون ابجی مریم زمانی که خیلی واسم عزیزه/صادقو کفن

کنن/اکبرو(جت قرمز)تیکه تیکه کنن/هادی رو شیم شیم کنن/رضا رو

(توپس بوی)تکو پر کنن/که خالی بستم!!!تولدت مبارک تک درخت

ارزوهام

 

جت روی آبی (حاجی):سلام بچه ها وااااااااااااای چه هفته ی رویای برام

بود واقعا حال داد هم تولدم بود هم 100 سکانسم بود هم عکسم بود

اصلا نمیدونم چی بگم زبونم بند اوده اصلا نمیدونم چه جوری محبتاتونو

مهربونیاتونو معرفتتون رو مرامتون رو بخاطر اینکه هم تولدو رو تبریک گفتین

از طریق سایت/اسمس/تلفن و اینکه از سکانسم و عکسم خوشتون

اومد و یه دنیا شرمنده ام کردین و یه هفته و یه شب رویایی و به یاد

موندنی برام رقم زدین ایشالا عروسیتون جبران کنم مرسی از همتون

اینم اسم عزیزانی که بهم لطف داشتن(امین زارعی/هاجر نادری تکناز

ابی/الی رشنو/زینب 22 /زینب پیزارو/ساحره عباسی/ الکــــــــــــس

سرخ/زهرا از بجنورد/سیما و طاهره ازهمین حوالی//روژینـــــــــــــک

پرسپولیسی/عاطفه و هانیه دو قلوهایه با مزه/زهرا از تبریز/فائـــــــــزه

سلامی/مریم اس اس/هانیه از کرج/مریم سلیمی سوگند ابی/ســعید

دایی ابی/توبس بوی/نایس سرخ/بی تی قرمز/جت قرمز/مینو فرجی/

مریم و ملیحه از اون حوالی/ملیکا پرچمدار ابی/مونیکا تیـــــــــریپ اس

اسی/شادی از ماهان/روح سرخ ماریا اولیایی/ردمن دیــــــــــــــــــونه/

و.....2.مهدی پورریحان و زینب ایران پرست خوش اومدین 3.ابجی مریم

زمانی پیامت خیلی قشنگ بود زدی رو دست من هاااااااااا 4.ابجی مینو

فرجی عزیز مرسی از توضیحت اما ترسناک بود مث فیلم هالیووووووود

هاااااااااراستی چندتا بخیه خوردی 20 تا بابا بیخیال چقد کم یه بار دیگه

بشمار ببین گم نگفتی اره پ چی فک کردی خدا دوستش داشته دیگه

مخلصیم دربست (جدیدا کرایه ها هم رفته بالا ها ها ها) 6.داداش بزرگه

خودم جت قرمز پیامای مذهبی من به قشنگیه چشایه خودت نیس که

قشنگ میبینه 7.معصومه صادقی خدا شفات بده (فقط زمستون) 8.پسر

دایی توپس بوی حالا مخ من سر سره هستش ....اسفالت کنم ما

چاکریم 9.افسانه میناوند شاد باش ابجی بخند دنیا 2روزه با تقدیری

که خدا رقم میزنه که نباید ازش گله داشته باشی حتما حکمتی بوده

پ شاد باش ایشلا زندگیت توپه توپ شه. 10 . یه بنده خدایی به من

میگه خییییلی خییییییلی دوست دارم اما بخاطر یه چیزی که نمیتونم

تحملش کنم اروم و بی سرو صدا از پیشت میرم مگه کسی که یه نفر

رو خیییییلی دوست داره تنهاش میزاره میگه خداحافظ به نظرتون چیکار

کنم ۱۱.بهترین کسی که تولدمو بهم تبریک گفت ردمن بود که کلی

خندیدم اخه زاهدانه صب زنگ زده بود بهم من خواب بودم بعد اسمس

داده بود که پاشو گمشو میخام تولدتو بتبریکم کثافته انتره عزیزه بنگارک

عزیز دلم جانم نفسم بز گوسفند و... دقیقا خود همین مطلب رو فرستاد

خیلی حال کردم الکس سرخ هم گفت حاجی دلنازک حاجیه غر غرو

حاجیه دلشکسته و...همین 2تا طنز بود بقیه قشنگ بود

 

 

 Red man:آبجي مريم خيلي جاكرتيم به مولا.باتو اين روزا كه بدجور

درگیرو گرفتارم فقط تو به یادم بودی.البته داش اکبرو و علی هم یادی

کردن.بدجور خرابم.کارام ب مشکل خورده.اما امیدم ب خداست.مطمئنم

درست میشه.دعا کنید..2.فکر کنم واسه دیدن بعضی ها دیگه باید احتیاج

ب عینک پیدا کنم.چون بدجوری از چشمم افتادن..بیخیال مث همیشه

مهم نیست3.صدسکانست خیلی خوب بود دادا علی.خصوصا عکست!

دامنه بهت میادا.۴.دادا امین با مزه خودتی!لاو یور فیست موندیم!5.شاید

دیکه حسی واسه پیام دادن نداشته باشم.دلگیرم!6.دادا اکبر حالا خودت

سوتی میدهن میچسبونی ب من؟جدأ چند کیلو آب شدی بعده اون گل

آفساید؟7.نایس آخه من هم وزنتم یا هم قدت؟ی خورده برو تو حط رژیم!

واس سلامتیتم خوبه!عرض و طولت یکی شده ها دادا!8.بی تی قرمز

شنیدم قیمت دلار رو قیمت بی تی هم تاثیر ب سزایی گذاشته آره؟

چرا محسن؟چیزی شده دادا؟ از من که دلخور نیستی؟؟؟


الهام رشنو:این پیام برای علی اصغر شهرکی می باشد:خداییش

خجالت نکشیدی؟؟؟حیا نکردی؟؟؟؟این عکس چیه گذاشتی اینجا؟؟؟اه

اه...تازه اگه توجه کنن بچه ها می بینن که آب بینی علی شهرکی به

راهه...اه اه حالم بهم خورد...چقدم زشتی...لااقل توشاپش مــــــــــــی

کردی؟؟؟؟اوه اوه ژستو دارین؟؟؟؟؟الله اکبر الله اکبر مرگ بر امریکا مرگ

بر انگلیس مرگ بر اســـرائیل ..هادی و احمد رو دیدم و کلی هم به اونا

خندیدیم...1.علی شوتی, علی دوغی حالت خوبه؟سالمی؟این چـــــه

سکانسی بود آخه؟؟؟نه به کربلاییت و نه به علی شوتیت...

ههههههههه....ببینمت علی دوغی سرهمون ماجرای دوغه؟؟؟؟؟2.اگه

حقوقت زیادی برات، می تونی شماره حساب منو بگیری و برام پولای

اضافیتو واریز کنی..والا!!داری از جان گذشتگیمو!! حتی می تونم همش

رو قبول کنم...(هورا الی خیلی باحاله...!!!) 3.تو چرا دروغ میگی؟؟دروغ

نگو دروغگو بسه دیگه دروغگو...من بهت گفتم لواشک برام بفرس..قبول

نکردی حالا ادعا داری نه نمی تونی بگی؟؟؟ ؟؟4.نظر شماره 12 رو منم

قبول دارم...5.با اشاره به سکانس شماره18 بای الی و رضا هم بدعا...6

.مگه توام عصبانی میشه؟؟؟؟یه بار عصبانی شو بهت بخندیم.......۱7.

احمد تو چرا؟؟؟؟؟؟؟تلفن نخردیدیبراش؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟چقده شما دادا

یدین...همتون عین همید!!8.واقعا؟؟؟؟؟؟؟وایتکس خوردی؟؟؟؟اه اه..

فکر کنم تو آدم نیستی.......وای دیگه به من اس ندی یا زنگ نزنی من

ازت می ترسم....9.مامانت دست بزنش خوبه آ...چیزیت نشد؟؟پیرهنتو

چیکار کردی؟؟؟؟؟آخیش حالت گرفته....10.جم کن هیکلو فکر کردی

مخاطبای گوشیت زیادن؟؟؟؟؟؟نه بچه مخاطبای گوشی الی هزارو727

تاس...بله...!!!11.به شماره38 اونقدر خندیدم که اشک از چشای نازم

بیرون چکید..خیلی باحال بود..12.بهترین های سکانست: شماره40و67

و72 و 82 ....13. بچه های تبریز چقده گناه دارن ک تو داداششونی...14.

 شماره107 اصلا بهت نمیاد..15. تو روخدا به مامان رد من و مامان

قدسیت بگو تو رو خدا دخترای مردم رو بدبخت نکنن...فکر کنن اونام دختر

خودشونن و رحم کنن..زن برای چیتونه حالا!!! 16.برای سکانس 123دارم

برات..چشاتو درمیارم و آویزون می کنم تا درس عبرت بشه برای ردمن و

امین زارعی...17. شماره132 خیلی متفاوت بود (یعنی جالب بود برام).

..18.شماه147 اشتباه شده به خودت نگیر...18.با اشاره به شماره 158

..مگه زبونت چشه؟؟؟؟بگو ممنون..بگو زود چون خیلی چشام خسته

شد..اه..اه


 

 

 

علیرضا آقا ابراهیمی:سلام. خبر داری پیزارو برگشته بایرن؟

خوش اومدی داداش

 

جت روی قرمز:اگه چشمام تا ابد خیره به در بمونه /اگه قلبم همه

شب نام تو رو بخونه/دل اگه خون بشه و از تو چشام بباره /اگه غم

شعله بشه از توی غم بریزه /اومدنت محاله /دیدن تو خیاله/////////

روزی اگه به خاک من اشک چشات بریزه .سر میزنه از دل من یک

شاخه گل عزیزم(هایده)

 

افسانه میناوند:هر روز ندیدنت را بر روی دیوار خط کشیدم . ببین این

دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد! خوش به حال تو که خودت

را راحت کردی . یک خط کشیدی، تنها آن هم روی من ! پرودگارا....!

اشک چشمانم تنها سرمایه ای است که آن را به من هدیه دادی قرارمو

 این نبود آن را هم ازم بگیری ....؟ پس ....به من رحم کن ؟! داداش امین

 عجب مصاحبه ای بود قشنگ و خاطره انگیز شد . یادت باشه نفر بعدی

باید لیلی حسینی عزیزم باشه وگرنه یه کوچولو  قهر میکنم ... میدونی

که .....؟! یاحق .....!

قربون آجیم،لطف داری،سعی میکنم

 

آمنه جعفری:علی خان شهرکی چقدر شخصیت عجیب و پیچیده ای

داری اصلا نمیشه شناختت،خاطره های بامزه ای گفتی،خیلی جا خوردم

چقدر شیطون باخدایی تشریف دارینااااااااا!!!!!!!!موفق باشی گل پسر

 

 

مریم زمانی:یکم با هم بخندیم:هر کاری میکنم آیفونم به اینترنت وصل

نمیشه ؛ دکمه شو که میزنم در خونه باز میشه . . .لذتی که توی باز و

بسته کردن درِ باتریِ کنترل تلویزیون موقعِ تماشای تلویزیون هست توی

تماشای خود تلویزیون نیست !حالا همه چی گرونه ها ولی من نمیدونم

چرا همین که گوجه گرون میشه همه صداشون در میاد !از بچگی آرزوم

این بوده که چشم چپ واکاشی زوما رو ببینم !!! بیست و چندمین بهار

عمرم هم گذشت و من هنوز آرزو به دلم . . .“هرگز نخواستم که تو رو با

کسی قسمت بکنمشاعر در اینجا به پهنای باند اشاره داشته است نه

به من !بزرگترین مزیت آقایان این است که عمه نمیشوند !شـــــما ژانر

اینایی رو تصور کنید که تازه با هم ازدواج کردن و توی مهمونی جلو فک

و فامیل تو یه بشقاب غذا میخورناه اه اه اه اه همه با هم هوووق !!!

یعنی اونایی که به بالا رفتن نمره شون بعد از اعتراض نمرات امید دارن

همونایی هستن که نصف شب بالا پشت بوم دنبال آرم پپسی میگشتن

تنها فایده ای که گرفتن مدرک مهندسی واسه آدم داره اینه که تو فوتبال

با دوستا ، همه داد میزنن : مهندس پاس !درسته که جواب ابلــــــــهان 

خاموشیست ولی‌ شما بزن دهنشو صاف کن تا روشن بشه

 

آمنه جعفری:مریم جووووووون زمانی خوشحالم که برگشتی حضورت

تا همیشه خانوم طلای سایت.جت روی آبی تولدت مبارک آق داداش‏!

مصاحبه هم عالی بود چه سوالای جالبی بچه ها پرسیدند؛خیلی خوشم

اووومد‏!مرسی از همه

مرسی آجی،شما لطف کردین سوال طرح کردید

 

یه دوست قدیمی:پرسپولیسم خسته ام تاکی؟تاکجابایدمنتظرماند؟

سالهاست به امیدبهبودی اوضاعت دستانمان به آسمان بلنداست

عشق دیرینه وبی پایان من توراخودواقعی ات را ازچه کسی بایدخواست

؟حال توکه خوب باشدماهم حالمان خوب است وغم های این دنیای نامرد

به امیدتوقابل تحمل میشود ولی سالهاست آسمان دلمان بدجورابریست

برخیز پرسپولسیم تورابخدادیگربس است به حرمت سالهای انتـــــــــظار

عاشقانت وکم نیاوردنشان برخیز!

 

لیلی حسینی:وقتی دلم می گرفت /دنیا برایم به اندازه یک قوطی

کبریت بود ومن نمی دانستم روزی خواهد رسید تورا یافتن ها در خودم

 مردن ها تا به تور رسیدن ها آرزوی این را خواهم داشت مه دنیا به اندازه

یه قوطی کبریت شود اما با این تفاوت که فقط من وتودر آن جای بگیریم

پر واز کنیم در هم و باهم دور از هیاهوی دنیا وبگوییم دو پروانه عاشق را

کسی شلیک نخواهد کرد .

 

 

زینب 22 همیشه آبی:1- جت روی آبی صد سکانست خیلی قشنگ

بودممنون از لطفت.2- فضولک سایت حداقل یه دروغی می گفتی که آدم

از خوندنش تعجب نکنه! توهم زدی شدیدا. من و عاشقی؟!!  صدا بزن

مرا، مهم نیست به چه نامی..فقط (میم) مالکیت را آخرش بگـــــــــــذار.

می خواهم به خودم هم حسادت کنم.

 

آمنه جعفری:امین دادا مچتو گرفتم مگه نگفتی تو عکس هات لبخند

نمیزنم! عکس تو بندر که چیزه دیگه ای نشون میده اقاااااااا!!! لابد خنده

خستگیه!هااااا؟

یام رفت نباید بخندم:) 

 

لیلی حسینی:تقدیم به منیژه رحمانی عزیزم:تمام دنیا مال تو/قلـــــب

مهربونت برای من/تمام روزها وهفته هایم برای تو/یه لحظه دمدمه های

غروب یاد من/خورشید ماه ستاره برای تو یک شهاب کوچک از آسمان

چشمانت برای من ...منیژه خوبم دوستی باتو خوشبختی ست با من

بمان تا خوشبختی ام جاودانه باشد آبجی منیژه لطف تو بی انتهاست

همیشه بی انتهایی یادت باشه هرگز لطف ومحبتت رو که دز زمان ماهان

بهم داشتی هرگز از خاطراتم پاک نمیشه تا مدتها پر پروازم بودی ممنونم

 آبجی گلزاریم .

 

جت روی قرمز:یه روز امین زارعی میخوره به نرده برمیگرده

خودت خودت خودت

 

کتایون از جوانه های سرخ امید از لنگرود:تو وجودت واسه من یه

معجزه ست،مث تو هیچ کجا پیدا نمی شه،روز میلاد قشنگت می مونه،

توی تقویم دلم تا همیشه...آجی خوشگل و مهربونم فاطولی تبسمی و

داش حاجی بامرام تولد نابتون هوار تا مبارک2.اسماء دهقان جونم هر

کجا هستی یه خبر از خودت بده دقیدم!3.آی جلالزهی ببخشــــــید یه

سوال داشتم...مگه شما یه پسر کوچولو نداشتین؟پس چه جوریاس که

تازه مزدوج شدین؟مگه میشه وااااااااااا!!!

 من بالاخره نفهمیدم تولد تبسمی مهر ماه هست یا نه!!!......... والا ما

هم موندیم که چرا جلالزهی این همه حرفا و کاراش ضد و نقیضه!طرف تا

حالا به تعداد انگشت های دستش شایدم بیشتر توهمی ازدواج کرده و

هر بار یه ازدواج جدید! ایشون یا مریضه یا فک میکنه ما ساده ایم.. من

هفته ی آینده یه مطلب بلند بالا درباره ی همین موضوع و موضــــوعات

مشابه مینویسم تا دوستان بشتر در جریان چند و چون کار قرار بگیرند...

تا بعضیا فکر نکنند راحت دروغ به خوردمان میدهند و ما هم باور میکنیم 

 

رضا (توپس بوی):جووووووووووووووون.افسانه خانم من از ایـــــــــــن

کیک های کاپوچینو دلم خواست.یک کارت بفرست 3 سوته ترتیبشــــو

بدم:دی

 

هانیه (واکسن ضد سرخک): جت روی آبی بر خلاف تصورت اصلا نظرم

راجع بهت عوض نشد....


 

جت روی قرمز:1.داداش گلم امین از اینکه با سوالم موجب ناراحتیت

شدم معذرت میخوام به بزرگیت ببخش بزرگوار2.علی جون 158

سکانست قشنگ بود مثل وجود نازنینت3.اهای غضنفر خبرچین خبر

چینی کاره خیلی بدیه جیزززززززهههههه4.محسن جون قبولیت مبارک

 شیرینی خامه ای یادت نره5.رضا جون اسم دلار و نیار که نامـــــــــرد

زندگیمونو به هم ریختخه6.نایس سرخ کجا بودی عزیزم بدو بیا بغـــــــل

عمو7.دادا هادی btقرمز تو روت میشه اسم رئال ماردیدو بیاری تو 15

سابقه اخیر 12 برد بارسلون داشته لطفا هسس بارسا ســــــرور رئال

فدای سرت دادا

 

pm شادمهری:سلام ........ سپاسگزارم از دوستانی که تولد من را در

کامنتها ی خودشون تبریک گفتند ...همیشه شاد و پر انزژی باشید

 

ندا کرمی:وای خداباورم نمیشه ...اینهمه اسم آشنااینجاجمع ان ومن

بعدازسالهادوری ازماهان وماهانی تنهاتوی خواب میبینمشون وباحسرت

به شیرین ترین روزهای زندگیم فکرمیکنم...تاصبح خوابم نبردوســاعتها

غرق خاطرات جقدردلم گرفت وچقدراشک ریختم بیاداون روزهاکه به کل

زمان حال روفراموش کردم وقتی به خودم اومدم دیدم چقدرهــــــــــمه

چیزتغییرکرده وروزگارچه به روزم اورده !عجب روزهایی بی غصه ای بودن

چقدرخوش بودیم خدا...ولی چیزی که تغییرنکرده شماهاییددیدم کـــــه

هنوزهمتون دریای محبتیدومهربونی روفراموش نکردیدببینم اصــــلا منو

یادتون هست؟دیدن اسم قشنگ تک تک تون به آدم انگیزه میده همتون

رو بی نهایت دوست دارم

سلام ندا جان،خوش اومدی آجی،ورودت شقایق بارون

 

لیلی کریمی: ...تو جاده ای که انتهاش معلوم نیست
اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره
بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه

 

لیلی حسینی:برای همنفسم همزادم برای کسی که مثل هیچکس

نیست ستاره آسمان قلبم پیزارو:پیزاروی من سالهاست که در حجـــم

زندگیم جای گرفته ای !در حجم دلم !در حجم روزهایم لحظه هـــــــایم

بی قراری هایم دلواپس هایم تنهایی هایم ...!سالهاست مدتهاســـــت

روزهاست خیلی وقت هاست !سالهاست که با تو می گذرد زندگیم و

من محو این گذرم .سالهاست که خاطراتم را پر جحم تر از گذشـــــــته

کرده ای رنگی تر از گذشته شادتر از گذشته شیرین تراز گذشـــــــته...

سالهاست که بودن هایت رادر نبودن ها دیکته کرده ای !سالهاست که

هستی که باید باشی !هستی من !نمیدانم چند وقت ؟!دلخور نشو از

این نمیدانم ها !گاهی این نمیدانم ها این ندانستن ها خودش عشق

است حس است دوست داشتن است .دلخور نشو که من هرگز برای

با تو بودنم نشمردم و نمی شمارم چرا که بودنت نیاز به شمردن ندارد

که باید باشی باید...باید..باید..پیزاروی من برای با توبودن نباید شمرد نه

روزها را...نه دقیقه هارا..نه لحظه هارا ونه..!من تورو شمردن رابلدنیستم!

پیزاروی من هرگاه در بیقرای ها و دل دل کردن هایم گم می شوم پیدایم

می کنی خیلی راحت مثل بازی قایم باشک به ده نرسیده ...هرگـــــاه از

 صاحب تمام احساسم پرسپولیسم می رنجم ودلخور می شوم تـــــــو

روحیه ام می شوی واین روزها من چقدر دلخورم از پرسپولیســــــــم ...

پیزاروی من سالهلست که خوب بودن وخوب ماندن را در تو وبا تو تجربه

کردم وچقدر این تجربه حس خوبی ست .سالهاست که پا در دنـــــــیایم

گذاشته ای ولی مثل همان روز زلال وبا صداقتی وهنوز هم خوب دیروزی

 وهمیشه برایم حس تازگی داری .دوسن خوب من پیزاروی من !در لحظه

 های با تو بودنم بهترین حس ها را لمس کردم میدانی که حس کـــــردن

داشتن یه دوست خوب چه حسی است...پیزاروی من توخوبی به وسعت

 تمام خوبی های دنیا !رفیق دلم خبالت راحت جای گرفته ای در خیالم تا

همیشه های ماندگار!پیزاروی من من برای از تو گفتن کم آورده ام همش

فکر می کنم بهترین وتکرار نشدنی ترین جمله را بیابم وتقدیمت کنم اما

واژه ها همه نوانند وتکرای!پیزاروی من بانوی آب و آینه قصیده بودنت را تا

ابد در دلم غزل کرده ام همیشه عزیزلحظه هایم هستی و خواهی بود .

زینبم دوست خوبم خودت خوب میدونی بلد نیستم زینب صدات کنم باز

میگم پیزاروی من داشتن دوست خوب هیشه یه نعمته خوش حالم که

من تورو دارم همنفسم تا ابد همنفسم باش

 

 
 

       دوست خوبمان زهرا ستاره سرخ(ماسوری)

درگذشت عموی نازنینتان را به شما وخانواده ی محترم

آن مرحوم تسلیت عرض می کنیم و ازخداوند منان برای

آن عزیز سفر کرده رحمت و برای بازماندگان صبــــــــر و

                       سلامتی خواهانیم...

                    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

            هفته ی آینده مصاحبه با آرزو جلیلی

        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                    دومین مصاحبه ی ما با آرزو جلیلی میباشد،

بنا براین شما عزیزان میتوانید سوالات خود را  تا آخر شب شنبه ۲۲ مهر

  برای ما ارسال کنید تا هفته ی آینده جواب های خود را  در شماره ی

                 جدید سه شنبه ها  از زبان آرزو  بخوانید

ضمنا هفته نامه ی سه شنبه ها با تمام افتخار از تک تک شـــــما برای

   مصاحبه دعوت به عمل می آورد،دعوت از ما اعلام آمادگی از شما

        ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

              سوالایی که هفته قبل تو مصاحبه از قلم افتادند


ساحره عباسی:امین کدوم اخلاقشو دوس نداره؟

امین:احساسی بودنمو



ساحره عباسی:کت وشلوار میپوشی؟کراوات میزنی؟چه رنگی؟

امین:کت و شلوار نمیپوشم،توعروسی داداشم کروات زدم، نقره ای

ساحره عباسی:غذای مورد علاقه ات چیه؟

امین:ماکارونی و پیتزا قارچ


ساحره عباسی:دقت کردی شبیه حسین کعبی هستی؟کلا نظرت چیه؟

امین:حسین کعبی رو دوس دارم ولی فکر نمیکنم شباهتی بهش داشته

باشم


ساحره عباسی:از برو بچ اهوازی فوتبالیست از کی خوشت میاد؟

امین: ازمیلاد میداوودی



ساناز:دوس دختر داری؟ دوس دختر ماهانی چطور؟اگه داری آیا

عاشقش هستی؟

امین:آره منم مثل همه پسرای دنیا دوس دختر داشتم، ولی فعلا ندارم،

دوس دختر ماهانی هم داشتم، عشق ماهانی هم داشتم،البته باید بگم

حواستون باشه عشق با دوست دختر فرق داره...

 

 

شما هم سکانس های خواندنـــــــــی خود را برای ما بفرستید تا با نــام

خودتان در هــــــفته نـــــامه ی سه شنبه ها بگذاریم توجه داشـته باشید

کـــــــه اگر جمع آوری صد سکانس برایتان مشــــــکل اســـــت میـــتوانید

       در اندازه دلخواه خود سکانس آماده کنیـــــد و برای ما بفرستید

ضــــــمنا در صورت تمایل میتوانید عکس خود را برای نمایش در هفته نامـه

                    همراه سکانس های خود ضمــــیمه کنید

                 

   صد سکانس خواندنی از آمنه جعفری

 
                        
                     
                    سلام به دوستهای  بی ریای ماهانی.

 
بالاخره 100 سکانس من هم آماده شد!البته میدونم امین خیلی از دستم
 
حرص خورد ولی در نهایت آماده شد و حالا این شما و این آبجی شما...

1.آمنه هستم متولد 15 آذر فرزند پائیز سال 66.در رشت پا به این دنیا
 
گذاشتم.

2. 7 ماهه متولد شدم از بس که شیطون بودم عجله داشتم برای این
 
دنیای...

3. فرزند اول  یه خانواده 4 نفری.1 خواهر کوچیکتر از خودم دارم به نام
 
معصومه.

4.مجردم و و تو ازدواج متاسفانه خیلی سخت گیرم.

5.دوران تحصیلی خیلی خوبی داشتم و جزئ شاگرد زرنگها بودم.

6.فارغ التحصیل کارشناسی پرستاری از دانشگاه لاهیجان.

7.در حال حاضر در بیمارستان شهید انصاری رودسر در بخش دیالیز
 
مشغول خدمت هستم.

8.اگه سوال  پزشکی از هر نوع براتون پیش اومد حاضرم مشاوره بدم.

9.ساکن شرقی ترین شهر استان گیلان هستم.فاصله منزلمون تا
 
دریا 10 دقیقه هست.

10.اگه GPS  گوشی خدمتتون باشه یه نگاه به شهرمون داشته باشید.
 
البته از همگی دعوت میکنم حتما به دیدن استان زیبامون تشریف بیارن.
 
میزبان خوبیخواهم بوداااا.

11.در حال حضر وزنم 57 کیلو و قدم 160 هست.

12. طی 2 سال گذشته 7 کیلو وزن کم کردم.با رژیم + ورزش!زندگیم
 
فقط شده بود تردمیل زدن و غذای رژیمی.

13.بعد کاهش وزنم همه میگفتن توی اون وزن خوشگلتر بودم!!!

14.چشمهام عسلیه و موهام خرمایی.

15. رنگ های مورد علاقه ام بنفش / آبی فیروزه ای/ سبز

16.رنگهای مشکی آبی سبز خیلی به صورتم میاد.

17.از بدلیجات به فیروزه علاقه خاصی دارم و کلی  از این بدلیجات
 
جمع آوری کردم.

18.دختر فوق العاده احساساتی هستم اما تو تصمیم های مهم زندگیم
 
منطقم بر احساسم غلبه میکنه!

19.از دروغ خیانت  دو رویی و بی عدالتی متنفرم تا جایی که  به خاطر
 
بی عدالتی که تو محل کارم میشد چند باری بحث کردم ولی آخرش...

20. در دوران مدرسه دختر خجالتی بودم اما حالا به خاطر اینکه با
 
آدمهای زیادی برخود دارم این حس  خجالت  خیلی کمرنگ شده

21.به خوش لباسی اهمیت میدم و تنوع تو لباس پوشیدنو خیلی دوست
 
 دارم.

22.زیاد پایبند مد نیستم و معتقدم هر چی بهم بیاد همونو میپوشم.

23.تو 90% کارام مشورت میکنم حتی تو لباس پوشیدن.

24.دختر لجبازی نیستم و کاملا مثبت.

25.رفتن به کوه و جنگل رو به دریا ترجیح میدم.

26.صدای رعد و برق و  بارون  رو خیلی دوست دارم .بارونی رو که
 
همراه با رعد باشه خواب خیلی میچسبه.

27.عینکی بودم و مرداد 89 چشممو لیزیک کردم.

28.در حد ملایم آرایش میکنم .

29.ماشین مورد علاقه ام مزدا 3 هست ولی خودم ماشین ندارم!

30.با مادرم بیش از حد تصور صمیمی هستم تا جایی که اگه کوچکترین
 
مشکل یا سوالی از هر نوع  برام پیش بیاد بدون خجالت ازش میپرسم.
 
مادر نعمت بزرگیه!بیشتر از خودم دوستش دارم.

31.پدرم فراتر از یه پدره برام و اطلاعات سیاسی مو مدیونشم.

32.از دوستی های خیابانی متنفرم.و وقتمو با این چیزا تلف نمیکنم.

33.اعتراف میکنم قبلا استقلالی بودم و بازی فرهاد مجیدی  وقتی
 
که 10 سالم بود و اون تو استقلال بود دنبال میکردم.

34. به خاطر پسردائیم که برام عزیز بود و هست و پرسپولیسی سر
 
سختی بود به پرسپولیس گرایش پیدا کردم.

35.جام جهانی 98 فرانسه رو و بازی ایران با استرالیا رو به خوبی
 
یادمه و اون موقع 10 سالم بود! با مامانم اون بازیو دنبال میکردیم .

36. البته گرایش من به سمت فوتبال  رو مامانم میدونم.شاید تعجب
 
کنید ولی اون موقع مامان جانم فوتبال های خارجیو دنبال میکرد و گاهی
 
تا نیمه شب بیدار بود ولی حالا دیگه علاقه ای نداره و بیشتر بازیهای
 
ملی و پرسپولیسو میبینه!

37.شیرین ترین خاطره ای که از گذشته پرسپولیس دارم  برد
پرسپولیس
 
مقابل برق شیراز با گل ابراهیم اسدی و شکست استقلال مقابل تیم
 
استانم ملوان هست که با قهرمانی تموم شد.

38.افشین قطبی دوست داشتم و قهرمانی با اون یکی از خاطره
 
انگیز ترین و زیبا ترین قهرمانی های ما بود. یادش بخیررررر.

39.بازیکن مورد علاقه ام علی T.N.T  / محسن خلیلی و جواد کاظمیان
 
 بوده. تا جایی که چند سال پیش با عنوان حامی ستاره شماره 9 پیام
 
میدادم.

40. از سال  80 با ماهان آشنا شدم زمانی که خط قرمز خیلی روی اوج
 
بود!

41.اولین پیامم  هم که چاپ شد علیه حسین نژاد مقدم بود

42.دختر آروم و بی حاشیه ای تو ماهان بوده  و اهل دعوا و حضور در
 
بحث های بیهوده نبودم. پرسپولیس محبوبم بود.

44.تو گروه های قلب سرخ شمال/ حامیان معدنچی و علیزاده/ و حامیان
 
کاظمیان عضو بودم.

45.تو سالهای چاپ ماهان با مژده باقری و صنم شیروانی صمیمی تر
 
بودم و بیشترین نامه ها از این عزیزان داشتم.

46.صنم خیلی دوست داشتم و دارم و خیلی دلم میخواد بازم صدای
 
مهربون و لطیفشو بشنوم.

47.در حال حاضر زینب پیزارو خوشگلم/ الی جوووون رشنو و زهرا لطفی
 
عزیزم صمیمی ترم.

48.تنها پسر ماهانی که باهاش در ارتباط بودم همین امین خان زارعی
 
اخمو بوده.و واسم خیلی عزیزه و جای داداش نداشته امو پر کرده.

49.به نوشته های پگاه ارشدی راجع به پرسپولیس علاقه زیادی داشتم
 
و دارم.

50.به لطف ماهان افتخار هم صحبتی با کاظمیان/ محمد پروین/ پژمان
 
جمشیدی/امیر اصلانین/ محسن خلیلی/ معدنچی/ علیزاده/محمد
 
برزگر و چندتای دیگه که الان خاطرم نیست.

51.اگه داداش داشتم زینب نازنینمو(پیزارو)  رو براش خواستگاری میکردم
 
البته به زینب نگفتم !حتما وقتی داره این نوشته رو می خونه  کلی
 
تعجب میکنه!

52.همیشه انتظار نامه صنم و مرجان عبادتی هم استانی گلمو می
 
کشیدم. کجااااااااااااااایی مرجان جان!!1؟

53.امیر مشیری و زانیار دلیری  رو پسر های خاص ماهان میدونستم.

54.در اولین صحبت با الهام رشنو مهربونم اونو بزرگتر از خودم تصور
 
میکردم آخه خیلی خوب صحبت میکنه و قدرت بیان خوبی داره!

(الی جان تحویل بگیر)

55.وبلاگ راحله رو خیلی دوست داشتم کاش بازم بود.تنوع مطالبش
 
عالی بود.

56.خیلی دلم میخواد بچه های این وبو از نزدیک ببینم.

57.دلم میخواد اسم های قشنگ مرجان عبادتی و صنمو تو  سایت سه
 
شنبه ها ببینه.

58.شعرهای سهراب و مشیری  و مصدق  می پسندم.حافظ هم که
 
جای خودشو داره.

59.اولین دوست ماهانیم خاطرم نیست ولی آخریش هم که مایل نیس
 
 اسمشو بیارم!:-)


60. علاوه بر ماهان و سپاس  سابقه حضور در روزنامه نود/ پیروزی/
 
صبح ورزش/و خبرنگارو هم داشتم.


61.شهر های شیراز اصفهان و مشهد رو دوست دارم و برای زندگی
 
گیلان و تبریزو ترجیح میدم.

62.صدای شجریان محمد علیزاده امید و معین رو دوست دارم.

63.کشور اسپانیا و خصوصا تیم ملیشو خیلی دوست دارم  و بازم
 
امیدوارم قهرمان جام جهانی باشه.

64.خوش اخلاقم و مهربون.سعی میکنم لبخند به لب داشته باشم آخه
 
به صورتم خیلی میاد!

65.تو همه عکسهام نیشم بازه و عکس بدون لبخندمو حذف میکنم.
 
حتی اگه دنیایی از غم تو دلم باشه موقع عکس گرفتن ناخودآگاه
 
میخندم.(قابل توجه امین)

66.به بعضی از بیمارام وابسته شدم و با دیدنشون حالم عوض میشه.

67. یادمه وقتی برای کارورزی رفتم بیمارستان شفا رشت(بیمارستان
 
روانی) ازته دل گریه کردم واسه اونایی که اونجا بودن.

68.اوایل کارم تو دیالیز  روحیه ام داغون شده بودم انتظار بیمارای جوانیو
 
همسن خودمو نداشتم!

67.از مرده نمیترسم و  بارها با آدمهایی که جلو خودم فوت کردن تجربه
 
کردم و این چیزا باعث شده ایمانم قویتر شه!

68. کار سختو دوست دارم و دلم میخواد بعد از کارم خسته باشم.
 
اینجوری حس میکنم که دارم نون بازومو میخورم.

69.از کارهای آسون اصلاخوشم نمیاد و اونو کار نمیدونم.

70. عمل های مختلفیو دیدم که وحشتناکترینش عمل بینی بود.واااای

خدا برای کسی نخواد! با چکش می افتن به جون دماغ بیچاره!!!!!!!!

71.لحظه شیرین به دنیا اومدن نوزاد دیدم.واقعا حس فوق العاده ایه.
 
سزارین هم طبیعیشو!!!!

72.میدونین اسم زایمان سزارین از کجا اوووومد!!!؟ الان بهتون میگم
 
فکر میکنم براتون جالب باشه:

بنا به افسانه ها ، جولیس سزار با این روش بدنیا آمده است و بهمین
 
دلیل نام آنرا سزارین نهاده اند، گرچه بنا به دلایلی احتمال این عمل
 
روی سزارنبوده است زیرا امکان مرگ و میر ناشی از چنین عملی در
 
 100 سال قبل ازمیلاد مسیح ( زمان تولد سزار ) تقریبا برای مادر صد
 
درصد بوده است درحالیکه مادر سزار تا سالها پس از تولد وی زنده بوده
 
است . حتی در کتب پزشکی تاریخی، میزان مرگ و میر ناشی از چنین
 
اعمالی که شکم فرد باز میشده است را در قرن هفدهم بسیار بالا
 
گزارش کرده اند چه رسد به زمان تولد سزار. ازطرفی بنظر این نام از
 
قرن هجدهم و از این لغت لاتین Caesura (برش ) آمده است . در مورد
 
شخص سزار و چند قهرمان تاریخی دیگر بنظر ، دادن جایگاه ویژه به این
 
قهرمانان حتی بصورت بدنیا آمدن غیر طبیعی ایشان درزمان خودشان
 
سبب گردیده که افسانه های تاریخی نحوه تولد آنها را بصورت سزارین
 
ذکر کرده اند. والا در کتب تاریخی پزشکی بهیچوجه در آن زمان نامی

 
از چنین عمل جراحی وجود ندارد .

از طرفی:

ظهور رستم و حوادث پهلوانى بعد از آن منوچهر سردارى داشت به نام
 
«سام» كه امير زابلستان و سيستان بود.او پدرزال و جد «رستم» پهلوان
 
نامى ايران است و بخش عمده شاهنامه، دلاورى هــــــــــــــاى او را در
 
برگرفته است. زال زر چون مو هاى سرش سفيد بود، سام اين طـــفل

سفيدموى را به علت داشتن چنين وضعيتى نپذيرفت و او را به غارى در

البرزكوه نهاد. «سيمرغ» او را در آن غار بزرگ كرد، بعد ها ســــــام به
 
البرزكوه رفت و او را با خود به زابلستان آورد و زال در زابلســــــتان با

«رودابه» دختر «مهراب» پادشاه كابل ازدواج كرد و در نتيجه اين وصــلت

«رستم» به دنيا آمد. درباره تولد رستم، فردوسى نكته اى را بيان كرده
 
كه بسيار مهم است. چون جنين رستم در شكم رودابه بزرگ بود و تولد
 
او مشكل بود، حكيم فردوسى در بخش زاده شدن رستم از سيمرغ چون
 
حكيمى حاذق نام مى برد كه دستور مى دهد كه ابتدا رودابه را با مى
 
مست گردانند تا بيهوش شود(چون در آن زمان داروى بيهوشى نــــــبود)
 
سپس پهلو را شكافته و رستم را از بطن  مادر خارج كنـــــــــــــــــــــــند.
 
اين عمل را سزارين مى گويند و معتقدند كه ابتدا سزار كنـــــــــــــسول
 
رومى به اين روش متولد شده است. در صورتى كه بايد دانست، رستم
 
چند هزار سال قبل از سزار به اين روش به دنيا آمده است...

در واقع بايد عمل سزارين را رستمينه ناميد. فردوسى در اين باب از
 
توصيه سميرغ تا تولد رستم را به شعر مى سرايد (نخستين به مى ماه
 
را مست كن/ز دل بيم و انديشه را پست كن)(تو بنگر كه بينادل افسون
 
كند/ز پهلوى او بچه بيرون كند)(بيامد يكى موبدچيره دست/مرآن ماهرخ
 
را به مى مست كرد)و اينكه چرا نام نوزاد رارستم گذاشتنداين است كه
 
 وقتى نوزاد به دنيا آمد رودابه گفت از اين غم برستم (از اين درد راحت
 
شدم) لذا فردوسى مى گويد (به گفتا به رستم غم آمد به سر نهادند
 
رستمش نام پسر)دلاورى هاى رستم از عهد منوچهر تا روزگار بهمن
 
فرزند اسفنديار معروف است!


73.به بچه علاقه زیادی دارم و مطمئنا  ازدواج کنم سریعا بچه دار خواهم
 
شد.

74. اصلا دوست ندارم تو بخش I.C.U و روان کار کنم روحیه ام باهاش
 
سازگار نیست.

75.کار تو دیالیزو دوست دارم و از اینکه با همین دیالیز زندگی خیلی ها
 
رو بهشون میدم خوشحالم.

76.بسیار مسئولیت پذیرم و از زیر کار در رفتن متنفرم.

77. خوش خطم و خطمو دوست دارم.

78.تعریف از خودم نباشه چهره مو دوست دارم و ازش راضیم.

79.گل مریم نرگس و یاس گلهای مورد علاقه ام هستن.

80.بهترین سفرم به شیراز بود و لمس عظمت تخت جمشید.

81. به دلیل شکست داریوش سوم در جنگ و متلاشی شدن سلسله
 
هخامنشس و غارت اموال این سلسله توسط اسکندر مقدونی مامانم
 
کلی به اسکندر بخت برگشته بد و بیراه گفت!!!وای از دست تو مامان.

82.شبو به روز ترجیح میدم به خاطر سکوت و آرامشش.

83. با صدای مداحی اگه در وصف امام حسین (ع) باشه میرم تاآسمونااا.

84.آشپزیم خوبه و غذاهای من درآوردی زیاد ابداع کردم که واقعا خوشمزه
 
میشه.

85.کشک بادمجونو خیلی دوست دارم و عااااااالی درست میکنم.

86.همه میگن زیادی حاضر جوابم و همیشه یه چیزی تو آستین واسه
 
گفتن دارم.

87.مطالعه رو به شدت دوست دارم مخصوصا اگه علمی از نوع پزشکی-
 
نجوم و تاریخ باشه.البته به کتاب های دکتر شریعتی هم گرایش دارم.

88.راه رفتن زیر برف رو خیلی دوست دارم.

89.کمی مغرورم ولی خیلی زود  با بقیه صمیمی میشم.در واقع زیادی
 
اجتماعی هستم.

90.شعر رو دوست دارم.عاشق مشاعره ام ولی حیف که استعداد شعر
 
گفتنو ندارم

91.خیلی دلم میخواد بازی پرسپولیسو از نزدیک اونم تو آزادی ببینم.به
 
شرطی که گند نزنه به علاقه ام.

92.وقتی که سریال شوق پروازو میداد مصمم شدم برم سر مزار شهید
 
 بابایی و رفتم!

93.بدترین خاطره ورزشیم: فوت ناصر خان حجازی بود همیشه جذبه و
 
اخلاقشو تحسین میکردم

94.توی چندتا از سایت های پزشکی عضوم و تبادل نظر میکنم.

95.بوی خاک باروووون خورده رو دوست دارم خیلی زیااااااد

96.گوشیم نوکیا x6 هست.

97.دعای آل یاسین رو خیلی دوست دارم و با خوندش آرامش میگیرم.

98.روزهای جمعه سعی میکنم قران بخونم.

99.سرماه زندگیمو عشق به معبود+پدر و مادر عزیزم میدونم.

100.کوتاه ترین دعا  برای بزرگترینآرزو:

الهم عجل الولیک الفرج...

ممنون از اینکه وقت گذاشتی و منو مرور کردین…

 
 
 

                                      داستان ماهان

                                     قسمت دوازدهم

 این داستان برگرفته از اتفاقاتی است که در دنیای مجازی ماهان رخ داده

            و اندکی از جوانان این مرزو بوم آن را تجربه کرده اند

 توجه داشته باشید که تمام اسامی و عکس های این داستان غیرواقعی

                                         می باشد

                           

سه شنبه دیگری از راه رسید و مسیح هنگام برگشتن از کلاس درس از

دکه ی روزنامه فروشی شماره ی جدید ماهان را گرفت و این بار بلافاصله

به تیر برق کنار دکه تکیه داد و آنرا باز کرد و خیلی سریع نگاهی گذرا به

مطالب انداخت و با رسیدن به صفحه ی نامه ها نگاهش را دقیق کرد تا

شاید نامه ای دیگر از هاله،دختری که هفته ی قبل با نامه اش او را متأثر

کرده بود چاپ شده باشد اما این بار از نامه ی هاله خبری نبود.

او با این امید که شاید هفته های بعد نامه ای از هاله چاپ شود ماهان را

بست و لای کتاب هایش گذاشت و به سمت خانه راه افتاد.

آذر ماه آن سال با فرا رسیدن زمان ثبت نام برای کنکور مسیح پس از نام

نویسی تلاش خود را برای امتحانات میان ترم اول بیش از پیش کرده بود،

و حدود هشت ساعت در روز درس میخواند و در کنار درس هایش تنهــا

سرگرمی اش برای فرار از تنهایی ماهان بود که دیگر به آن وابسته شده

بود و هر سه شنبه برای رسیدنش لحظه شماری میکرد.

یک روز موقع خواندن ماهان فکری به ذهنش رسید،تصمیم گرفت او هم

برای صفحه ی نامه هـا بنویسد وبلافاصله کاغذ و قلم آماده کرد و شروع

به نوشتن کرد.

صبح روز بعد به اداره پست رفت و نامه ای را که آماده کرده بود پست کرد

،آن روز هوا ابری بود،صبح بارانی شدید باریده بود و خیابان ها و آبگیرها پر

از آب شده بود،مسیح سر راه برگشتن با دختری هم مسیر شده بود که

با فاصله ی چند متری پشت سرش راه میرفت، دختر که صدای قدم های

مسیح را پشت سر خود شنیده بود برگشت و به مسیح نگاهی کـــرد و

سپس به راه خود ادامه داد و تا زمانیکه مسیر آنها دوتا شد چنـــــــــد بار

برگشت و پشت سرش را نگاه کرد و مسیح هر بار لبخندی میزد وسعی

میکرد با قدم های بلندتر خود را به او برساند اما دختر چند قدم جلـــوتر  

وارد کوچه ای شد و مسیح با نگاهش او را تعقیب میکرد و تا رسیدن به

جلوی خانه ای که  حدس میزد ساکن آن است چشم از او برنداشت....

......................................................................... ادامـــــــــــــــــه دارد

 

 
 

          سروده ای از زینب شکیبا مقدم(پیزارو)

        


                                         "با من بيا"

                        بى تو نميتونم بمونم،حتى يه لحظه

                         بى تو زنده موندن، يه خياله محظه

                    شيرنتر از يه رويايى،اي عشق پاك اهورايى

                   باهام يه لحظه راه بيا، بيا نمون سر دوراهي

                چطور بگم خاطرخواتم،هرروز و هرشب سر راتم

                بيا نترس از اين زمونه،قول ميدم تا تهش باهاتم

              زندگيم شده دل نگروني،ميترسم نكنه با ديگروني

            بيا بهم ثابت كن عزيزم،تو عشق من بودي و مىمونى

 

 
 
                           تقصیر تو نبود
 
 
                           جمع آوری و ارسال از الکس سرخ
 
             
 
تقصیر خودم بود،همه ی درها را به روی دل بستم. ازکاغذ و دفتر و خودکار
 
 فرار کردم.آینه ها را شکستم.چتر های اقاقی را از بالای سرم برداشتم،
 
به باد و باران بی اعتنایی کردم، به خورشید و ستاره ها محل نگذاشتم.
 
صبح که از خواب بیدار شدم با دلم احوال پرسی نکردم. نشانی
 
دست های تورا خیلی زود از یادم بردم.
 
تقصیر تو نبود،تقصیر من بود.هرگز به چشمهای بی گناه تو فکر نکردم.به
 
گلهای سرخ و گندم و شبنم و مردم سلام نگفتم. از عشق تو ننوشتم،از
 
تو نسرودم. در خانه نشستم و آجرهای دیوار را شمردم،حاضر نشدم
 
بمیرم،اما سراغی از تو نگیرم.
 
تقصیر خودم بود وگرنه آفتاب بزرگوارانه به اتاقم میتاپید و باران مثل فرشته
 
ای مهربان سر و رویم را می شست، رودها مرا با خود می بردند، اما من
 
به دریا پشت کردم و سرم را رو به آسمان نگرفتم.من چشمهایم را بستم
 
و گلهایی را که بوی تورا می دادند، ندیدم. من با ساعتم قهر کردم و وقت
 
را از او نپرسیدم. من پشت حصارهای سنگی دیروز و پریروز جا ماندم.
 
تقصیر تو نبود،تقصیر من بود.حتی یک شاخه گل برای تو نخریدم، آواز
 
کوچک و دل نوازی برای تو نخواندم،عکسی به یادگار با لبخند تو نگرفتم،
 
تمام فصل ها،همه ی خاطرات سبز و لحظه ای صمیمی باهم بودن را
 
انکار کردم، هیچوقت تازه ترین شعرم را به تو نشان ندادم، حتی دانه ای
 
پرتقال برای تو پوست نکندم،در گوشه ی سرد تنهایی ماندم و پوسیدم،
 
اما یک بارهم که شده در لیوان تو آب ننوشیدم،تو را نبوسیدم...
 
تقصیر خودم بود،هرگز برای نگاه تو که پهلو به نگاه ماهه می زد، شعر
 
نگفتم، هرگز اسم مقدس پیراهنت را نپرسیدم، هرگز با تو به تماشای
 
بهار نرفتم، هرگز تورا به قله های پربرف نبردم،هرگز دست در دست تو در
 
ابرها غوطه ور نشدم.هرگز ندانستم که تو مرا بیشتر از کلمات خشک و
 
و حرف دلم را به تو نگفته ام.
 
تقصیر تو نبود،تقصیر من بود.من می توانستم شامگاهان بوسه هایم را
 
لای گلبرگ ها و سپیده بپیچم و به تو تقدیم کنم،من می توانستم با تکه
 
های نور برایت گردنبند بسازم، من می توانستم در یک هوای نیمه ابری
 
به تو بگویم حق با توست تا هوا صاف شود،من می توانستم در عـــــطر
 
رازقی و نعنا، در گذر نسیم و طوفان، در درخشش رنگین کمان تو را ببینم،
 
من می توانستم به اتفاق همه واژه هایی که از دوستان دیرینه ی مــن
 
هستند برای تو بمیرم، من می توانستم از تو تشکر کنم که صبحگــاهان
 
فنجانی چای  و نان تازه روی سفره میگذاشتی و ریـــــگ ها را از درون
 
کفش من برمیداشتی آه.. آه و افسوس بس است دیگر،آشتی ، آشتی!!
 
 
 
                                  

                                   دوستان عزیزم

                                 

سارا حسيني، فاطمه تبسمي، صديقه اكبريان، فاطمه قنبرآبادي، فاطمه

علیزادگان و شریفه علیزادگان ازسرخرگهاي پرسپوليسي،احلام عابدزاده،

نيلوفر تيفوسي مكزيكي ازقم، جت روى آبي، زانيار دليري، افســون باكد

آرزو حسني، مهنازملک اعلايى،محمود مختاري، بهناز كريـــــــم زاده p.m

شادمهري،پرنیان از خواهران هميشه غريب،زهرا ازپ مثل پرســـــپوليس،

سميرا خستو، شهره سجادي، شادي خزائي، مهشيد معصوم شاهي،

                         مریم سلیمی (سوگند آبی)

   تولد زیبای پاییزیتان مبارک،ایشالا سال های سال در اوج سلامت و

                              موفقیت زندگی کنید

 با تشکر از زینب پیزارو عزیز به خاطر یادآوری و جمع آوری این لیست

 
 

             ترانه ی دهاتی سروده ی محمد علی بهمنی

             

                          ساده بگم دهاتی ام


                           اهل همین نزدیكیا


                 همسایه روشنی و هم خونه تاریكیا


                          ساده بگم ساده بگم


                           بوی علف میده تنم


                           هنوز همون دهاتیم


                         با همه شهری شدنم


                             باغ غریب ده من


                          گلهای زینتی نداشت


                           اسب نجیب ده من


                          نعلای قیمتی نداشت


                         اما همون چهار تا دیوار


                           با بوی خوب كاگلش


                          اما همون چن تا خونه   


                           با مردم ساده دلش


           برای من كه عكسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم


               برای من كه شهریم از اون هوا دل بریدم

   
                           دنیاییه كه دیدن اون


                            اگرچه مثل قدیما


                             راه درازی نداره


                         اما می دونم كه دیگه


                           دنیای خوب سادگی


                            به من نیازی نداره