شما هم سکانس های خواندنـــــــــی خود را برای ما بفرستید تا با نــام

خودتان در هــــــفته نـــــامه ی سه شنبه ها بگذاریم توجه داشـته باشید

کـــــــه اگر جمع آوری صد سکانس برایتان مشــــــکل اســـــت میـــتوانید

       در اندازه دلخواه خود سکانس آماده کنیـــــد و برای ما بفرستید

ضــــــمنا در صورت تمایل میتوانید عکس خود را برای نمایش در هفته نامـه

                    همراه سکانس های خود ضمــــیمه کنید

                 

   صد سکانس خواندنی از آمنه جعفری

 
                        
                     
                    سلام به دوستهای  بی ریای ماهانی.

 
بالاخره 100 سکانس من هم آماده شد!البته میدونم امین خیلی از دستم
 
حرص خورد ولی در نهایت آماده شد و حالا این شما و این آبجی شما...

1.آمنه هستم متولد 15 آذر فرزند پائیز سال 66.در رشت پا به این دنیا
 
گذاشتم.

2. 7 ماهه متولد شدم از بس که شیطون بودم عجله داشتم برای این
 
دنیای...

3. فرزند اول  یه خانواده 4 نفری.1 خواهر کوچیکتر از خودم دارم به نام
 
معصومه.

4.مجردم و و تو ازدواج متاسفانه خیلی سخت گیرم.

5.دوران تحصیلی خیلی خوبی داشتم و جزئ شاگرد زرنگها بودم.

6.فارغ التحصیل کارشناسی پرستاری از دانشگاه لاهیجان.

7.در حال حاضر در بیمارستان شهید انصاری رودسر در بخش دیالیز
 
مشغول خدمت هستم.

8.اگه سوال  پزشکی از هر نوع براتون پیش اومد حاضرم مشاوره بدم.

9.ساکن شرقی ترین شهر استان گیلان هستم.فاصله منزلمون تا
 
دریا 10 دقیقه هست.

10.اگه GPS  گوشی خدمتتون باشه یه نگاه به شهرمون داشته باشید.
 
البته از همگی دعوت میکنم حتما به دیدن استان زیبامون تشریف بیارن.
 
میزبان خوبیخواهم بوداااا.

11.در حال حضر وزنم 57 کیلو و قدم 160 هست.

12. طی 2 سال گذشته 7 کیلو وزن کم کردم.با رژیم + ورزش!زندگیم
 
فقط شده بود تردمیل زدن و غذای رژیمی.

13.بعد کاهش وزنم همه میگفتن توی اون وزن خوشگلتر بودم!!!

14.چشمهام عسلیه و موهام خرمایی.

15. رنگ های مورد علاقه ام بنفش / آبی فیروزه ای/ سبز

16.رنگهای مشکی آبی سبز خیلی به صورتم میاد.

17.از بدلیجات به فیروزه علاقه خاصی دارم و کلی  از این بدلیجات
 
جمع آوری کردم.

18.دختر فوق العاده احساساتی هستم اما تو تصمیم های مهم زندگیم
 
منطقم بر احساسم غلبه میکنه!

19.از دروغ خیانت  دو رویی و بی عدالتی متنفرم تا جایی که  به خاطر
 
بی عدالتی که تو محل کارم میشد چند باری بحث کردم ولی آخرش...

20. در دوران مدرسه دختر خجالتی بودم اما حالا به خاطر اینکه با
 
آدمهای زیادی برخود دارم این حس  خجالت  خیلی کمرنگ شده

21.به خوش لباسی اهمیت میدم و تنوع تو لباس پوشیدنو خیلی دوست
 
 دارم.

22.زیاد پایبند مد نیستم و معتقدم هر چی بهم بیاد همونو میپوشم.

23.تو 90% کارام مشورت میکنم حتی تو لباس پوشیدن.

24.دختر لجبازی نیستم و کاملا مثبت.

25.رفتن به کوه و جنگل رو به دریا ترجیح میدم.

26.صدای رعد و برق و  بارون  رو خیلی دوست دارم .بارونی رو که
 
همراه با رعد باشه خواب خیلی میچسبه.

27.عینکی بودم و مرداد 89 چشممو لیزیک کردم.

28.در حد ملایم آرایش میکنم .

29.ماشین مورد علاقه ام مزدا 3 هست ولی خودم ماشین ندارم!

30.با مادرم بیش از حد تصور صمیمی هستم تا جایی که اگه کوچکترین
 
مشکل یا سوالی از هر نوع  برام پیش بیاد بدون خجالت ازش میپرسم.
 
مادر نعمت بزرگیه!بیشتر از خودم دوستش دارم.

31.پدرم فراتر از یه پدره برام و اطلاعات سیاسی مو مدیونشم.

32.از دوستی های خیابانی متنفرم.و وقتمو با این چیزا تلف نمیکنم.

33.اعتراف میکنم قبلا استقلالی بودم و بازی فرهاد مجیدی  وقتی
 
که 10 سالم بود و اون تو استقلال بود دنبال میکردم.

34. به خاطر پسردائیم که برام عزیز بود و هست و پرسپولیسی سر
 
سختی بود به پرسپولیس گرایش پیدا کردم.

35.جام جهانی 98 فرانسه رو و بازی ایران با استرالیا رو به خوبی
 
یادمه و اون موقع 10 سالم بود! با مامانم اون بازیو دنبال میکردیم .

36. البته گرایش من به سمت فوتبال  رو مامانم میدونم.شاید تعجب
 
کنید ولی اون موقع مامان جانم فوتبال های خارجیو دنبال میکرد و گاهی
 
تا نیمه شب بیدار بود ولی حالا دیگه علاقه ای نداره و بیشتر بازیهای
 
ملی و پرسپولیسو میبینه!

37.شیرین ترین خاطره ای که از گذشته پرسپولیس دارم  برد
پرسپولیس
 
مقابل برق شیراز با گل ابراهیم اسدی و شکست استقلال مقابل تیم
 
استانم ملوان هست که با قهرمانی تموم شد.

38.افشین قطبی دوست داشتم و قهرمانی با اون یکی از خاطره
 
انگیز ترین و زیبا ترین قهرمانی های ما بود. یادش بخیررررر.

39.بازیکن مورد علاقه ام علی T.N.T  / محسن خلیلی و جواد کاظمیان
 
 بوده. تا جایی که چند سال پیش با عنوان حامی ستاره شماره 9 پیام
 
میدادم.

40. از سال  80 با ماهان آشنا شدم زمانی که خط قرمز خیلی روی اوج
 
بود!

41.اولین پیامم  هم که چاپ شد علیه حسین نژاد مقدم بود

42.دختر آروم و بی حاشیه ای تو ماهان بوده  و اهل دعوا و حضور در
 
بحث های بیهوده نبودم. پرسپولیس محبوبم بود.

44.تو گروه های قلب سرخ شمال/ حامیان معدنچی و علیزاده/ و حامیان
 
کاظمیان عضو بودم.

45.تو سالهای چاپ ماهان با مژده باقری و صنم شیروانی صمیمی تر
 
بودم و بیشترین نامه ها از این عزیزان داشتم.

46.صنم خیلی دوست داشتم و دارم و خیلی دلم میخواد بازم صدای
 
مهربون و لطیفشو بشنوم.

47.در حال حاضر زینب پیزارو خوشگلم/ الی جوووون رشنو و زهرا لطفی
 
عزیزم صمیمی ترم.

48.تنها پسر ماهانی که باهاش در ارتباط بودم همین امین خان زارعی
 
اخمو بوده.و واسم خیلی عزیزه و جای داداش نداشته امو پر کرده.

49.به نوشته های پگاه ارشدی راجع به پرسپولیس علاقه زیادی داشتم
 
و دارم.

50.به لطف ماهان افتخار هم صحبتی با کاظمیان/ محمد پروین/ پژمان
 
جمشیدی/امیر اصلانین/ محسن خلیلی/ معدنچی/ علیزاده/محمد
 
برزگر و چندتای دیگه که الان خاطرم نیست.

51.اگه داداش داشتم زینب نازنینمو(پیزارو)  رو براش خواستگاری میکردم
 
البته به زینب نگفتم !حتما وقتی داره این نوشته رو می خونه  کلی
 
تعجب میکنه!

52.همیشه انتظار نامه صنم و مرجان عبادتی هم استانی گلمو می
 
کشیدم. کجااااااااااااااایی مرجان جان!!1؟

53.امیر مشیری و زانیار دلیری  رو پسر های خاص ماهان میدونستم.

54.در اولین صحبت با الهام رشنو مهربونم اونو بزرگتر از خودم تصور
 
میکردم آخه خیلی خوب صحبت میکنه و قدرت بیان خوبی داره!

(الی جان تحویل بگیر)

55.وبلاگ راحله رو خیلی دوست داشتم کاش بازم بود.تنوع مطالبش
 
عالی بود.

56.خیلی دلم میخواد بچه های این وبو از نزدیک ببینم.

57.دلم میخواد اسم های قشنگ مرجان عبادتی و صنمو تو  سایت سه
 
شنبه ها ببینه.

58.شعرهای سهراب و مشیری  و مصدق  می پسندم.حافظ هم که
 
جای خودشو داره.

59.اولین دوست ماهانیم خاطرم نیست ولی آخریش هم که مایل نیس
 
 اسمشو بیارم!:-)


60. علاوه بر ماهان و سپاس  سابقه حضور در روزنامه نود/ پیروزی/
 
صبح ورزش/و خبرنگارو هم داشتم.


61.شهر های شیراز اصفهان و مشهد رو دوست دارم و برای زندگی
 
گیلان و تبریزو ترجیح میدم.

62.صدای شجریان محمد علیزاده امید و معین رو دوست دارم.

63.کشور اسپانیا و خصوصا تیم ملیشو خیلی دوست دارم  و بازم
 
امیدوارم قهرمان جام جهانی باشه.

64.خوش اخلاقم و مهربون.سعی میکنم لبخند به لب داشته باشم آخه
 
به صورتم خیلی میاد!

65.تو همه عکسهام نیشم بازه و عکس بدون لبخندمو حذف میکنم.
 
حتی اگه دنیایی از غم تو دلم باشه موقع عکس گرفتن ناخودآگاه
 
میخندم.(قابل توجه امین)

66.به بعضی از بیمارام وابسته شدم و با دیدنشون حالم عوض میشه.

67. یادمه وقتی برای کارورزی رفتم بیمارستان شفا رشت(بیمارستان
 
روانی) ازته دل گریه کردم واسه اونایی که اونجا بودن.

68.اوایل کارم تو دیالیز  روحیه ام داغون شده بودم انتظار بیمارای جوانیو
 
همسن خودمو نداشتم!

67.از مرده نمیترسم و  بارها با آدمهایی که جلو خودم فوت کردن تجربه
 
کردم و این چیزا باعث شده ایمانم قویتر شه!

68. کار سختو دوست دارم و دلم میخواد بعد از کارم خسته باشم.
 
اینجوری حس میکنم که دارم نون بازومو میخورم.

69.از کارهای آسون اصلاخوشم نمیاد و اونو کار نمیدونم.

70. عمل های مختلفیو دیدم که وحشتناکترینش عمل بینی بود.واااای

خدا برای کسی نخواد! با چکش می افتن به جون دماغ بیچاره!!!!!!!!

71.لحظه شیرین به دنیا اومدن نوزاد دیدم.واقعا حس فوق العاده ایه.
 
سزارین هم طبیعیشو!!!!

72.میدونین اسم زایمان سزارین از کجا اوووومد!!!؟ الان بهتون میگم
 
فکر میکنم براتون جالب باشه:

بنا به افسانه ها ، جولیس سزار با این روش بدنیا آمده است و بهمین
 
دلیل نام آنرا سزارین نهاده اند، گرچه بنا به دلایلی احتمال این عمل
 
روی سزارنبوده است زیرا امکان مرگ و میر ناشی از چنین عملی در
 
 100 سال قبل ازمیلاد مسیح ( زمان تولد سزار ) تقریبا برای مادر صد
 
درصد بوده است درحالیکه مادر سزار تا سالها پس از تولد وی زنده بوده
 
است . حتی در کتب پزشکی تاریخی، میزان مرگ و میر ناشی از چنین
 
اعمالی که شکم فرد باز میشده است را در قرن هفدهم بسیار بالا
 
گزارش کرده اند چه رسد به زمان تولد سزار. ازطرفی بنظر این نام از
 
قرن هجدهم و از این لغت لاتین Caesura (برش ) آمده است . در مورد
 
شخص سزار و چند قهرمان تاریخی دیگر بنظر ، دادن جایگاه ویژه به این
 
قهرمانان حتی بصورت بدنیا آمدن غیر طبیعی ایشان درزمان خودشان
 
سبب گردیده که افسانه های تاریخی نحوه تولد آنها را بصورت سزارین
 
ذکر کرده اند. والا در کتب تاریخی پزشکی بهیچوجه در آن زمان نامی

 
از چنین عمل جراحی وجود ندارد .

از طرفی:

ظهور رستم و حوادث پهلوانى بعد از آن منوچهر سردارى داشت به نام
 
«سام» كه امير زابلستان و سيستان بود.او پدرزال و جد «رستم» پهلوان
 
نامى ايران است و بخش عمده شاهنامه، دلاورى هــــــــــــــاى او را در
 
برگرفته است. زال زر چون مو هاى سرش سفيد بود، سام اين طـــفل

سفيدموى را به علت داشتن چنين وضعيتى نپذيرفت و او را به غارى در

البرزكوه نهاد. «سيمرغ» او را در آن غار بزرگ كرد، بعد ها ســــــام به
 
البرزكوه رفت و او را با خود به زابلستان آورد و زال در زابلســــــتان با

«رودابه» دختر «مهراب» پادشاه كابل ازدواج كرد و در نتيجه اين وصــلت

«رستم» به دنيا آمد. درباره تولد رستم، فردوسى نكته اى را بيان كرده
 
كه بسيار مهم است. چون جنين رستم در شكم رودابه بزرگ بود و تولد
 
او مشكل بود، حكيم فردوسى در بخش زاده شدن رستم از سيمرغ چون
 
حكيمى حاذق نام مى برد كه دستور مى دهد كه ابتدا رودابه را با مى
 
مست گردانند تا بيهوش شود(چون در آن زمان داروى بيهوشى نــــــبود)
 
سپس پهلو را شكافته و رستم را از بطن  مادر خارج كنـــــــــــــــــــــــند.
 
اين عمل را سزارين مى گويند و معتقدند كه ابتدا سزار كنـــــــــــــسول
 
رومى به اين روش متولد شده است. در صورتى كه بايد دانست، رستم
 
چند هزار سال قبل از سزار به اين روش به دنيا آمده است...

در واقع بايد عمل سزارين را رستمينه ناميد. فردوسى در اين باب از
 
توصيه سميرغ تا تولد رستم را به شعر مى سرايد (نخستين به مى ماه
 
را مست كن/ز دل بيم و انديشه را پست كن)(تو بنگر كه بينادل افسون
 
كند/ز پهلوى او بچه بيرون كند)(بيامد يكى موبدچيره دست/مرآن ماهرخ
 
را به مى مست كرد)و اينكه چرا نام نوزاد رارستم گذاشتنداين است كه
 
 وقتى نوزاد به دنيا آمد رودابه گفت از اين غم برستم (از اين درد راحت
 
شدم) لذا فردوسى مى گويد (به گفتا به رستم غم آمد به سر نهادند
 
رستمش نام پسر)دلاورى هاى رستم از عهد منوچهر تا روزگار بهمن
 
فرزند اسفنديار معروف است!


73.به بچه علاقه زیادی دارم و مطمئنا  ازدواج کنم سریعا بچه دار خواهم
 
شد.

74. اصلا دوست ندارم تو بخش I.C.U و روان کار کنم روحیه ام باهاش
 
سازگار نیست.

75.کار تو دیالیزو دوست دارم و از اینکه با همین دیالیز زندگی خیلی ها
 
رو بهشون میدم خوشحالم.

76.بسیار مسئولیت پذیرم و از زیر کار در رفتن متنفرم.

77. خوش خطم و خطمو دوست دارم.

78.تعریف از خودم نباشه چهره مو دوست دارم و ازش راضیم.

79.گل مریم نرگس و یاس گلهای مورد علاقه ام هستن.

80.بهترین سفرم به شیراز بود و لمس عظمت تخت جمشید.

81. به دلیل شکست داریوش سوم در جنگ و متلاشی شدن سلسله
 
هخامنشس و غارت اموال این سلسله توسط اسکندر مقدونی مامانم
 
کلی به اسکندر بخت برگشته بد و بیراه گفت!!!وای از دست تو مامان.

82.شبو به روز ترجیح میدم به خاطر سکوت و آرامشش.

83. با صدای مداحی اگه در وصف امام حسین (ع) باشه میرم تاآسمونااا.

84.آشپزیم خوبه و غذاهای من درآوردی زیاد ابداع کردم که واقعا خوشمزه
 
میشه.

85.کشک بادمجونو خیلی دوست دارم و عااااااالی درست میکنم.

86.همه میگن زیادی حاضر جوابم و همیشه یه چیزی تو آستین واسه
 
گفتن دارم.

87.مطالعه رو به شدت دوست دارم مخصوصا اگه علمی از نوع پزشکی-
 
نجوم و تاریخ باشه.البته به کتاب های دکتر شریعتی هم گرایش دارم.

88.راه رفتن زیر برف رو خیلی دوست دارم.

89.کمی مغرورم ولی خیلی زود  با بقیه صمیمی میشم.در واقع زیادی
 
اجتماعی هستم.

90.شعر رو دوست دارم.عاشق مشاعره ام ولی حیف که استعداد شعر
 
گفتنو ندارم

91.خیلی دلم میخواد بازی پرسپولیسو از نزدیک اونم تو آزادی ببینم.به
 
شرطی که گند نزنه به علاقه ام.

92.وقتی که سریال شوق پروازو میداد مصمم شدم برم سر مزار شهید
 
 بابایی و رفتم!

93.بدترین خاطره ورزشیم: فوت ناصر خان حجازی بود همیشه جذبه و
 
اخلاقشو تحسین میکردم

94.توی چندتا از سایت های پزشکی عضوم و تبادل نظر میکنم.

95.بوی خاک باروووون خورده رو دوست دارم خیلی زیااااااد

96.گوشیم نوکیا x6 هست.

97.دعای آل یاسین رو خیلی دوست دارم و با خوندش آرامش میگیرم.

98.روزهای جمعه سعی میکنم قران بخونم.

99.سرماه زندگیمو عشق به معبود+پدر و مادر عزیزم میدونم.

100.کوتاه ترین دعا  برای بزرگترینآرزو:

الهم عجل الولیک الفرج...

ممنون از اینکه وقت گذاشتی و منو مرور کردین…